شعری از وحید علیزاده رزازی
10 شهریور 95 | شعر امروز ایران | وحید علیزاده رزازی شعری از وحید علیزاده رزازی
خاصه وقت انحنای عمر
خاصه می‌بینی دود
می‌کند در تأنی چشمان‌ات
ابرها همه می‌فهمند خیسی تابوت‌ات را
و مشفقانه چکه‌هایت را برمی‌داری ...

ادامه ...
کسی نمی‎تواند چیز زیادی از شعر زبانی بداند!
با نگاهی به اشعار آتفه چهارمحالیان و شوکا حسینی
امیرحسین بریمانی
10 شهریور 95 | بررسی کتاب | امیرحسین بریمانی کسی نمی‎تواند چیز زیادی از شعر زبانی بداند!
با نگاهی به اشعار آتفه چهارمحالیان و شوکا حسینی
امیرحسین بریمانی
در این یادداشت، شعر قبل از هفتاد را شعری روایی (به‎کمکِ انواع مختلفِ آن) در نظر گرفته‎ایم.
شعری که روایت نداشته باشد، چه می‎تواند باشد؟ سوال را برای تفهیم بیشتر، چندباری با خود تکرار می‎کنیم: شعری که روایت نداشته باشد، اندیشه (مضمون) را جایگزین کرده است؟ شعری که روایت نداشته باشد، عناصر اندیشه را چگونه پیاده می‎سازد ...

ادامه ...
داستانی از سمیه کاظمی حسنوند
10 شهریور 95 | داستان | سمیه کاظمی حسنوند داستانی از سمیه کاظمی حسنوند
توی باغچه ی خزان زده یک گوشه روی تخته سنگی آفتاب می گیرم. آفتابش سست و کرخت است، زرد کمرنگ نباتی. تا می آید جانی بگیرد یک مشت ابر قلچماق می ریزند جلویش و شلوغ بازی درمی آورند. درخت های آلو و زردآلو و سیب، اسکلت های قهوه ای عمود بر زمین زیر باران یک ریز و مداوم دیشب قهوه ای تر به چشم می آمدند ...

ادامه ...
شعرهایی از علی فردوسی
10 شهریور 95 | قوالب کلاسیک | علی فردوسی شعرهایی از علی فردوسی
هرچه ضرب کرد و جمع کرد دید آخرش نمی شود
باز پول کم می آورد، قرص همسرش نمی شود
همسرش که با نداری اش ساخت، گرچه مثل شمع سوخت
آب شد، نه... اشک شمع هم دیده ی ترش نمی شود ...

ادامه ...
شعری از حنظله ربانی
10 شهریور 95 | قوالب کلاسیک | حنظله ربانی شعری از حنظله ربانی
رفتی و پاییزی ترین ایّام حاصل شد
وحشی ترین امواج دریا سهم ساحل شد
زیبایی تصویر ها را با خودت بردی
زیبای من ! تصویر ها بعد از تو باطل شد ...

ادامه ...
شعری از نیکو آسترکی
10 شهریور 95 | قوالب کلاسیک | نیکو آسترکی شعری از نیکو آسترکی
نیستی قلب از تپش هم می شود بیکار باز
کاش می شد آن لبانت زهر و من بیمار باز
جای خون تیغ است امشب تویِ جریانِ رگم
التماسِ چشمِ من، از چشمِ تو انکار باز ...

ادامه ...
شعری از آزاده فراهانی
4 شهریور 95 | شعر امروز ایران | آزاده فراهانی شعری از آزاده فراهانی
از آن ایوان شروع شد
ﺁﻥجا که گل از خارم مدام ﻣﻲرویید
تا گیسوی سرسپرﺩﻩام به «صبا»
در صبحاﻧﻪهای قهوه و مسواک
و ﻗﺪﻡهای باد عصر ...

ادامه ...
شعری از آناهیتا رضائی
4 شهریور 95 | شعر امروز ایران | آناهیتا رضائی شعری از آناهیتا رضائی
اتاق تاریک باشد
کنار پنجره باز
پرده هر از گاه تکان بخورد با بوی خیابان
من رفته باشم تا گردن تو
در ﺣﻔﺮﻩی پرخون گردنت که تیزی چاقو ...

ادامه ...
شعری از رضا شالبافان
4 شهریور 95 | قوالب کلاسیک | رضا شالبافان شعری از رضا شالبافان
می شود یک نفر از دستِ نگاهت در خواب
یک شبه قدرِتمامیِ زمین پیر شود
ولی آن فرد محال است بشر باشد و بعد
بتواند کمی از دیدنِ تو سیر شود
...

ادامه ...
شعرهایی از آتیلا ژوزف
ترجمه آزیتا قهرمان
30 مرداد 95 | ادبیات جهان | آزیتا قهرمان شعرهایی از آتیلا ژوزف
ترجمه آزیتا قهرمان
آتیلا ژوزف متولد 1905 یکی از بزرگ ترین شاعران مجارستان است .دوران کودکی اش در بحبوحه جنگ ؛ از هم پاشی خانواده و تنگدستی و آوارگی به سختی گذشت .او تحصیلاتش را بعدها در سوربن و وین ادامه داد اما به خاطر لحن عصیانگر و نوع نگاهش به زندگی و انتقاد از جامعه ای که در زندگی میکرد از کار تدریس برکنار و محکوم به انزوا شد . آتیلا ژوزف با روحی عصیانگر و زبانی پر شور و سرشار از بدعت های تازه همیشه شیفته و ستایشگر آزادی وعدالت و ...

ادامه ...