معرفی «آیا دچار عشق شده‌ام؟» اورهان ولی کانیک
ترجمه‌ی «ابوالفضل پاشا»
28 خرداد 96 | ادبیات ترکیه و آذربایجان | پیاده رو معرفی «آیا دچار عشق شده‌ام؟» اورهان ولی کانیک
ترجمه‌ی «ابوالفضل پاشا»
«آیا دچار عشق شده‌ام؟» شامل ترجمه‌هایی از شعرهای اورهان ولی کانیک از شاعران ترکیه با ترجمه‌ی «ابوالفضل پاشا» به بازار کتاب راه یافت.
اهمیت اورهان ولی کانیک از آن‌روست که او با دو نفر از شاعران معاصر خود به نام‌های اوکتای ریفات که در ایران به اوکتای رفعت مشهور است و ملیح جودت جریانی ادبی موسوم به گاریپ یا همان غریب راه انداخت. ...

ادامه ...
خود گویی و چند گویی های عاشقانه _ اجتماعی در اشعاری از لیلا کردبچه
عابدین پاپی
28 خرداد 96 | اندیشه و نقد | عابدین پاپی خود گویی و چند گویی های عاشقانه _ اجتماعی در اشعاری از لیلا کردبچه
عابدین پاپی
دو عنصرخود گویی و چند گویی از کاربست های کارآمد در دنیای ادبیات و شعر محسوب می شوند که این دو کاربست ادبی از شاخک های فرآرونده ی گفتگو(dialogue) هستند که گفتگوی بین فرد با درونیّات خودش را خود گویی و تعامل ِ بین فرد و دیگری را چند گویی می گویند . با این بیان ، دریافت این است که مستلزم هر نوع خودگویی و چند گویی که بتواند محتوا و ساختار شعر را از ...

ادامه ...
شعرهایی از آدونیس ( علی احمد سعید)
ترجمه حمزه کوتی
27 خرداد 96 | ادبیات عرب | حمزه کوتی شعرهایی از آدونیس ( علی احمد سعید)
ترجمه حمزه کوتی
برای باد، سینه و کمرگاهی می‌آفرینم و قامتم را بر آن می‌نهم. چهره‌ای برای تن زدن می‌آفرینم، و آن را با چهره‌ام قیاس می‌کنم. از ابرها دفتر و دواتم را می‌سازم و نور را می‌شویم. شقایق نعمانی زینتی دارد که بدان مُزیّن می‌شوم. کاج میانی دارد که برایم می‌خندد، و کسی را نمی‌یابم که دوستش بدارم. ای مرگ، آیا چیز زیادی‌ست اگر خود را دوست داشته باشم؟ آبی خلق می‌کنم که سیرابم نمی‌کند ...

ادامه ...
تا ابد دری بسته شد در باد
نقدانه ای بر (بر ایوان چراغی نیست ) سیروس نوذری
فیض شریفی
25 خرداد 96 | اندیشه و نقد | فیض شریفی تا ابد دری بسته شد در باد
نقدانه ای بر (بر ایوان چراغی نیست ) سیروس نوذری
فیض شریفی
بر هایکواره های نوذری نقد نگاشتن سهل است و محال و گاهی سخت. شاید این چندمین مطلبی باشد که اندر حکایت هایکو و نوذری می نویسم. از این جهت سخت نیست نوشتن.
سخت است به این دلیل ساده که سیروس نوذری هی عمیق تر می شود و هی تاکتیک های شعری اش را عوض می کند :
دور از این جهان
در آب های تاریک
ماهیان قنات ...

ادامه ...
شعرهایی از شروین شاه‌ورزی‌پور
25 خرداد 96 | شعر امروز ایران | شروین شاه‌ورزی‌پور شعرهایی از شروین شاه‌ورزی‌پور
از بالای دیوار رد می‌شود برج
شهر چشم نمی‌کشد
پروانه‌های دستگاه‌های تهویه‌ی مطبوع
تندتر نمی‌چرخند ...

ادامه ...
شعری از نرگس دوست
24 خرداد 96 | شعر امروز ایران | نرگس دوست شعری از نرگس دوست
دیگر زنی به دنیا نمی‌آید
در چشم‌های گرد تو
که به کره‌ی زمین شک کند!
کره‌ی ناامن زمین/
و چشم‌های مست تو ...

ادامه ...
شعرهایی از سعاد الصباح
برگردان: مريم آذرسان
23 خرداد 96 | ادبیات عرب | مريم آذرسان شعرهایی از سعاد الصباح
برگردان: مريم آذرسان
مي توانستم،
مثل همه ي زنان
با آينه عشق بازي كنم
مي توانستم،
بنوشم قهوه را /
در نرمي تخت و بيهوده حرف هايم را ...

ادامه ...
نگاهی به مجموعه شعر «نیلوفر نام دیگر زخم است»
سروده نیلوفر شریفی
فهیمه قنبری
23 خرداد 96 | اندیشه و نقد | فهیمه قنبری نگاهی به مجموعه شعر «نیلوفر نام دیگر زخم است»
سروده نیلوفر شریفی
فهیمه قنبری
«نیلوفر نام دیگر زخم است» متفاوت ترین دفتر شعری است که این روزها از میانِ ده ها کتاب شعر می توان انتخاب کرد. شعر امروز ایران در حوزه شعر زنان سال های متمادی از کسالتِ عمیقی رنج می بُرد. اما شریفی با نگاه انسانی خود یک بار دیگر توجه مخاطب را بر می انگیزد و دوستدانِ شعر را وسوسه می کند، حقایقِ زندگی را لمس کنند. از المان هایِ مهم در این کتاب نگاهِ شاعر به جهان است و حقایقی که قلب انسان را به درد می آورد و به راستی مهم ترین عاملی که انسان را ...

ادامه ...
نگاهی به مجموعه ملودی تپانچه
سروده سپیده داداش زاده
کوروش جوانروح
23 خرداد 96 | اندیشه و نقد | کوروش جوانروح نگاهی به مجموعه ملودی تپانچه
سروده سپیده داداش زاده
کوروش جوانروح
درحال نامگذاری خلاق تجربه های زیستی است تا به رابطه های خود با هستی به کارمایه ای نمادین برسد. شاعر در حال دیدن است ودر حال نمایش آن چیزی است که جلوی چشم است؛ به چشم نمی آید.آفرینش نادیده ها ازنوع متافیزیک ارتباط شاعر با هستی را به نوعی شعور شاعرانه متکی می کند که فرادیدن است اما سپیده به دنبال ارتباط حقیقی و عینی است ...

ادامه ...
شعری از سیاوش خسروآبادی
23 خرداد 96 | قوالب کلاسیک | سیاوش خسروآبادی شعری از سیاوش خسروآبادی
درهرنفسم هوای شالی دارم
بوی خوش یک صبح شمالی دارم
حسّ گَوَن ودرتن زردم سبزم
تاپنجره ای درآن حوالی دارم ...

ادامه ...