شعری از علی فتحی مقدم
29 شهریور 98 | شعر امروز ایران | علی فتحی مقدم شعری از علی فتحی مقدم
دیدم به اسارت بردند
کلاغ‌های چشم تو را
که پیش از این خریده‌اند در موصل
دیدم گورم را کندند
چون دلی که در لازقیه به اجبار رفت ...

ادامه ...
داستانی از سجاد احمدی
29 شهریور 98 | داستان | سجاد احمدی داستانی از سجاد احمدی
قرار نبود مهمان بیاید؛ آن هم با گل و شیرینی. تا لحظه ی آخر هم کسی به او نگفته بود؛ همه فکر می کردند برایش بهترین انتخاب است. به هر حال تصمیم گرفته شده بود آن هم یا در مجلس های زنانه ی بعد از نماز ظهر یا در دورهمی همسایه ها در پارک. جایی که هر صحبتی شروع، و در نهایت به ازدواج یا طلاق یک نفر ختم می شد و در مورد او، همه ی زن های محل می گفتند: چه کسی را می خواهد بهتر از این پسر، از سرش هم زیادی است ...

ادامه ...
شعری از امیر اور
فارسی ِ رُزا جمالی
12 شهریور 98 | ادبیات جهان | رُزا جمالی شعری از امیر اور
فارسی ِ رُزا جمالی
اینجاست، که می افتد و تکه تکه می شود در هیچی خود
بی هیچ اعلانی پیشاپیش
که تمام جهان از نور زائیده می شود
چشمی پدیدار می شود
نیم باز
باز وُ بسته می شود ...

ادامه ...
شعرهایی از زهرا حیدری
12 شهریور 98 | شعر امروز ایران | زهرا حیدری شعرهایی از زهرا حیدری
نمی‌توان به درون‌گرایی درخت‌ها پیچید و برون‌گرایی باد...
نظم خیالی فصل‌ها
ما را به بوی علف سوق می‌دهد
یا به خواب‌های زمستانی...
چگونه دست به ترکیب زندگی بزنم
در تنگ این غروب ...

ادامه ...
سقوط در دریای تاریک
نویسنده: نیل گیمن
مترجم: گلارا فنائیان
12 شهریور 98 | ادبیات جهان | گلارا فنائیان سقوط در دریای تاریک
نویسنده: نیل گیمن
مترجم: گلارا فنائیان
رود تایمز یک حیوان کثیف است که مثل مار در کوچه های لندن می خزد. همه ی رودها به آن سرازیر می شوند. فلیت، تایبرن، نکینگر، تمام چرک ها، پس مانده ها، زباله ها، جسد سگ ها، گربه ها و استخوان های گوسفند ها و خوک ها را با خود حمل می کنند و آن ها را در آب های قهوه ای رنگ تایمز می ریزند، تا آن ها را به سمت شرق و کرانه ی رود و از آن جا به سمت دریای شمال و فراموشی ببرد.
لندن بارانی است ...

ادامه ...
جایگاه عناصر شعر در آثار محمود دولت ‫آبادی
فاطمه محسن‫ زاده
12 شهریور 98 | اندیشه و نقد | فاطمه محسن‫ زاده جایگاه عناصر شعر در آثار محمود دولت ‫آبادی
 فاطمه محسن‫ زاده
اصطلاح بیان شاعرانه در مورد شیوۀ بیان و نثر برخی از داستان‫نویسان به کار می‫رود، ربطی به شعر ندارد و منظور از «بیان شاعرانه» بیانی است که تا حدّ ممکن لطیف و نرم باشد. داستان می‫تواند در لحظه‫هایی، شعر را به خدمت بگیرد. در این مورد می‫توان از «آهوی بخت من گزل»، اثر محمود دولت‫آبادی، نام برد.
تصاویر خیال نوشته را غنی‫تر می‫کند. برای برخی از نویسندگان استفاده از استعاره و تشبیه، طبیعی است، عدّه‫ای هم با تأمّل و برنامه‫ریزی ماهرانه از این تصاویر استفاده می‫کنند و بسیاری نیز ارزش تصاویر را نادیده می‫گیرند. ...

ادامه ...
شعری از چارلز بوکوفسکی
ترجمه ی سعید جهانپولاد
12 شهریور 98 | ادبیات جهان | چارلز بوکوفسکی شعری از چارلز بوکوفسکی
ترجمه ی سعید جهانپولاد
اونا دارن خونه‌یی می‌سازن
نیم‌بلوک پایین‌تر از این‌جایی
که من‌ام
کز کرده گوشه‌ی اتاق
با پرده‌های کیپ کشیده پایین
دارم به صداها گوش می‌دم
میخایی که با چکشا کوبیده می‌شن ...

ادامه ...
شعرهایی از ثنا نصاری
21 مرداد 98 | شعر امروز ایران | ثنا نصاری شعرهایی از ثنا نصاری
با این‌حال
جای نگرانی نیست
همه‌چیز طبیعی است
طبیعی
مثل خون بر قربانگاه ...

ادامه ...
شعرهایی از ماتئوس ظاریفیان
ترجمه ی امیک الکساندری
21 مرداد 98 | ادبیات جهان | امیک الکساندری شعرهایی از ماتئوس ظاریفیان 
ترجمه ی  امیک الکساندری
ماتئوس ظاریفیان متولد سال 1894 در شهر استانبول می باشد.در سال 1914 پس از اتمام تحصیلات به عنوان معلم انگلیسی وتربیت بدنی در مدارس ارامنه مشغول به کار شده، مدتی نیز به عنوان مترجم به استخدام نیروهای نظامی انگلیس در آمده است. در عنفوان جوانی به مدت سه سال با بیماری سل دست وپنجه نرم کرد اما سرانجام در سن 30 سالگی به علت بیماری درگذشت ( سال 1924 –شهر استانبول ترکیه) . در اشعار او حزن آگاهی از مرگ پیشِ رو و عواطف و تفکرات شاعری جوان درباره زندگی، عشق، مرگ و سرنوشت بشر با لطافت و ظرافت ...

ادامه ...
یادداشتی بر مجموعه داستان «مناطیق جنگی» از مجید خادم
نوشته ی خالو خالد
21 مرداد 98 | اندیشه و نقد | خالو خالد یادداشتی بر مجموعه داستان «مناطیق جنگی» از مجید خادم
نوشته ی خالو خالد
سرنوشتی مَحتوم، گریز ناپذیر: «همین است که هست». انسان همیشه درگیر سرنوشت است، که آیا بتواند یا نتواند، مسیری هر چند اندک را به اختیار خود قدم بزند. سرنوشتی که سیاست های کلانِ صاحب منصبان در آن نقش بسزایی دارند. هر تصمیمی در هر نهادی نسلی را به لحاظ اندیشه و روش زیست، متفاوت بار می آورد.
آگاهی ها و آموزه ها و نوع زیست در ایجاد سرنوشت بشری آهسته آهسته در زندگی رسوخ می کند بگونه ای که آحاد نمی توانند درک کنند این سرنوشت کی نوشته شده است، پس سرنوشت و تقدیر به شکل فرهنگی، امر فرا انسانی و ...

ادامه ...