شعری از فخرالدین سعیدی
12 تیر 96 | شعر امروز ایران | فخرالدین سعیدی شعری از فخرالدین سعیدی
این سربه‌زیری در من تاریخی‌ست
من توجیه شده‌ام که چگونه بچه‌هایم را سقط کنم
و دل‌ضعفه‌ی فکرهای من از روایت‌های پاستوریزه
و از پیراهنی‌ست که در زخم عوض کرده‌ام
آه ای آب‌های مسموم دربند ...

ادامه ...
شعری از شاهین شیرزادی
11 تیر 96 | شعر امروز ایران | شاهین شیرزادی شعری از شاهین شیرزادی
من سرزمین کوچکی بودم ای آفتاب
سرزمینی که فرو شده در سنگ های خودش، هر صبح
سهم خودش را از تو بر می داشت
و صخره هاش، هزار صخره هرکدام از کوه ...

ادامه ...
شعری از جان یوجل
کیومرث نظامیان
11 تیر 96 | ادبیات ترکیه و آذربایجان | کیومرث نظامیان شعری از جان یوجل
کیومرث نظامیان
برگ‌های سرخ قبل از فروافتادن زرد شده‌اند
که آن‌ها شکوه بخشیدند به این حوالی در تمامی پاییز
فصل تغییر کرده تا دوباره شروع به دمیدن می کند باد
در عریانی آن اسب، دوباره آن‌ها فرار خواهند کرد ...

ادامه ...
شعرهایی از ابوالفضل پاشا
10 تیر 96 | شعر امروز ایران | ابوالفضل پاشا شعرهایی از ابوالفضل پاشا
کتاب وقتی که از تنور بیرون بیاوری
پر از خبرهای داغِ داغ را
به عینک خود بچسبان
که اگر زمانِ خواندن
از قضای روزگار باید جریمه شوی ...

ادامه ...
شعرهایی از محمد لوطیج
10 تیر 96 | شعر امروز ایران | محمد لوطیج شعرهایی از محمد لوطیج
خسته شدم از بس كه به تعارف مي گويم شاعر نيستم
پس خرم؟
كه اين همه از زني كه با روپوش سفيد
و پنج شنبه هاي فرضي ...

ادامه ...
شعرهایی از پل الوار
ترجمه غزال صحرایی
8 تیر 96 | ادبیات جهان | غزال صحرایی شعرهایی از پل الوار 
ترجمه غزال صحرایی
پل الوار (1895 -1952 )نام مستعار اوژِن گِرَندِل شاعر فرانسوی است.
او در شهر سن -دُنیس، حومه شهر پاریس در خانواده ای متوسط به دنیا آمد .در سال 1912 به دلیل ابتلا به بیماری سل ناچار به ترک تحصیل می شود. معذالک در همان روزهای آغازین جنگ جهانی اول به عنوان پرستار ارتش در جنگ شرکت می کند . اگر چه اشعار نخستین پل الوار از ادبیات ژول رومَن تاثیر پذیرفته اند، اما بویژه این اشعار بیانگرحس ِ کراهت و رِقّت شاعری جویای ِ صلح است که از صحنه های روزمرهٔ جنگ الهام می گیرد. خلق ِ دو اثر به ...

ادامه ...
انسان ، هنرِ جاودان
محمدرضا حجازی
8 تیر 96 | اندیشه و نقد | محمدرضا حجازی انسان ، هنرِ جاودان
محمدرضا حجازی
بازده ی نقدِ تفاوتِ واقعیتِ هستی و حقیقت هنر به کشفِ گستره هایی رازناک از پرسش هایی نو نسبت به حیطه ی تصوّرِ انسان از هستی می انجامد و تنها یقین به قدرتِ شگفتِ [انسانی تعیین کننده] می تواند پاسخِ زلالِ تردیدهای ناگهان باشد!
این که بشر چگونه قادر است بیافریند!؟ اصلا چه دلیلی وجود دارد که خود ابزار نباشد! بر می گردد به مبحثِ انسان شناسی که از منظرهای متفاوت ارائه می شود. صد البتّه این نوشتار نیز ، جز نظر شخصی نویسنده ی این سطور نیست ... ...

ادامه ...
شعرهایی از جورج حنین
ترجمه حمزه کوتی
7 تیر 96 | ادبیات عرب | حمزه کوتی شعرهایی از جورج حنین
ترجمه حمزه کوتی
در دوردست
در مکان
در جایی که کاهدانِ کوتاه می‌نامند
کسانی نظم را تحقیر می‌کنند
کسانی راز را تحقیر می‌کنند
و هیچ کس با چیزی ...

ادامه ...
شعرهایی از آفاق شوهانی
7 تیر 96 | شعر امروز ایران | آفاق شوهانی شعرهایی از آفاق شوهانی
ه موازات شعری که می‌نویسم
موتزارت می‌نوازد
ماریا کری پرده به کنار
لب
لب‌پر
در آب بالا بالا بالاتر ...

ادامه ...
شعرهایی از رضا چایچی
3 تیر 96 | شعر امروز ایران | رضا چایچی شعرهایی از رضا چایچی
سنگ ها را از کف رودخانه آورده بودند
خزه های بیرونشان گواه است
مثل کودکانی که از دنیایی دیگر
به اینجا می آیند با موهای نمناک سرشان ...

ادامه ...
شعری از محمدرضا حجازی
2 تیر 96 | شعر امروز ایران | محمدرضاحجازی شعری از محمدرضا حجازی
چه طور باشم بهتر است
اوایل شب؟
چه طور باشم بهتر است
اوایل صبح؟!
هاج و واجِ کاج ها و ...

ادامه ...
معرفی کتاب «چیز غریبی در سرم» نوشته «اورهان پاموک»
ترجمه‌ی صابر حسینی
2 تیر 96 | ادبیات ترکیه و آذربایجان | پیاده رو معرفی کتاب «چیز غریبی در سرم» نوشته «اورهان پاموک»
ترجمه‌ی صابر حسینی
«چیز غریبی در سرم» عنوان یکی از جدیدترین رمان‌های «اورهان پاموک» نویسنده‌ی مشهور ترکیه است که در سال 2006 برنده‌ی جایزه‌ی ادبی نوبل شد. این اثر که در زبان اصلی Kafamda Bir Tuhaflık نام دارد، با ترجمه‌ی صابر حسینی مترجم نام‌‌آشنای معاصر در دست‌رس علاقه‌مندان قرار گرفته است. این رمان که برای نخستین‌بار در سال ۲۰۱۴ به زبان ترکی منتشر شد داستانی عاشقانه را روایت می‌کند و ...

ادامه ...
شعرهایی از واهه آرمن
31 خرداد 96 | شعر امروز ایران | واهه آرمن شعرهایی از واهه آرمن
بر مزار پدر
مثل کودکی در ته یک چاه
به گریه افتادم ...

ادامه ...
«جنس سوم و جنبش پسافمنیستی آن در ادبيات كلمه گرا»
نیلوفر مسیح
31 خرداد 96 | اندیشه و نقد | نیلوفر مسیح «جنس سوم و جنبش پسافمنیستی آن در ادبيات كلمه گرا»
نیلوفر مسیح
شعریت و قصویت در انتهای دوران طریقت گرایی -زماني كه ارسطو فن شعر را نوشت- برای همدیگر مرزبندی‌هایی قائل شدند و هر یک به علت تفاوت ها و تمایزاتشان همدیگر را تحقیر و رد می‌کردند. این جا بود که ابتدا تفاوت جنس‌ها و سپس جنسیت ها به وجود آمدند و هر یک خود را در یک فرض ناعادلانه و مطلق‌گرا گرفتار کردند و حقیقت اصیل و بنیادین خویش یعنی کلمه را به ورطه فراموشی سپردند این در حالی بود که بشر پیش از این جنسیت اصیل و بنیادین خویش - انسانیت- را به کناری گذارده بود و ...

ادامه ...
تندیس معنا به سبک هندی
خوانش نقطسطری از: مینو نصرت
افسانه نجومی
30 خرداد 96 | اندیشه و نقد | افسانه نجومی تندیس معنا به سبک هندی
خوانش نقطسطری از: مینو نصرت
افسانه نجومی
توجه به زبان گفتار و بهره‌گرفتن از معیارهای زیبایی‌شناختی آن، شعر معاصر فارسی را از دوره‌ی مشروطه و به خصوص پس از ظهور نیما، به عرصه‌ی عینیت‌گرایی، جزئی‌نگری و رسیدن به طبیعت زبان، به یاری لحن گفتاری کلام روزمره نزدیک‌ نمود. شبه جریانی فراگیر که در هر دهه با گسترش در زبان و بیان، نقش برجسته‌تری یافت. در این میان توجه ویژه به زبان فاخر ادبی، و تلفیق آن با عناصر بیانی، تصویری و بلاغی، قابلیت‌های متفاوتی را در عرصه‌ی شعر امروز به رخ کشید ...

ادامه ...
شعری از حمده خمیس
ترجمه ی مژده پاک سرشت
30 خرداد 96 | ادبیات عرب | مژده پاک سرشت شعری از حمده خمیس
ترجمه ی مژده پاک سرشت
ای عشق
ای آتش اسرارآمیزپنهانی
در کیمیای آفرینش
جامت را بچرخان
وهستی ما را بر باد ده ...

ادامه ...
شعری از سپیده نیک رو
29 خرداد 96 | شعر امروز ایران | سپیده نیک رو شعری از سپیده نیک رو
نشسته بود روی صندلی کناری که جادو در چشمش بدرخشد
که بگوید نخواهد توانست فراموش کند
و این لحظه تکرار لحظه ی پیش نیست
که این لحظه تکرار نخواهد شد
برگ ها از حرکت ایستادند ...

ادامه ...
شعری از رضا نظری ایلخانی
29 خرداد 96 | قوالب کلاسیک | رضا نظری ایلخانی شعری از رضا نظری ایلخانی
صبرم انگار باز کم شده است
که غزل ‌هام رنگ غم شده است
می ‌نویسم ولی کمی لرزان
چیزی از دست ‌هام کم شده است ...

ادامه ...
داستان هایی از مجید روانجو
29 خرداد 96 | داستان | مجید روانجو داستان هایی از مجید روانجو
پیرمرد: فرار کن،فرار کن پسر! الآنه گرفتار بشی،
سرباز: کجا برم ؟ دنیا کوچیکه،خیلی کوچیک،هر روزم داره کوچیکتر می شه،
پیرمرد: اگه این جا نباشی،چند وقت دیگه آب ها از آسیاب میوفته،
سرباز: بذار آبی که قراره از آسیاب بیفته ...

ادامه ...