داستانی از احسان مرادی
28 اردیبهشت 91 | داستان | احسان مرادی داستانی از احسان مرادی
از جایش بلند شد و جلوی آینه قدی ایستاد. هیکل خودش را وارسی کرد. اندامش روز به روز تحلیل می رفت. آبشار موهای کهربایی رنگش دیگر چنگی به دل نمی زدند. صورت ظریفش حالت استخوانی به خود گرفته بود و فقط چشمان او سالم بودند که این همه بی رمقی را می دیدند. گوشه ی آینه عکس های شب عروسی را دید. عکس هایی که در خیالات او خطور می کردند تا به او بفهمانند تنها کسی که این بلا را بر سر او آورده است خود اوست، خود منوچهر. حتی دیگر از آینه هم خجالت می کشید. انگار آینه و ...

ادامه ...
بررسی "ماهی در باد" حسین آتش پرور / منصور خورشیدی
27 اردیبهشت 91 | بررسی کتاب | منصور خورشیدی بررسی
آتش پرور ، در این مجموعه زاویه ی دید خود را از عناصر داستانی با ارائه ی شخصیت ها و رفتار قهرمانان و ضد قهرمان ، خلق حادثه و بحران ناشی از مسائل روز مره ،گفتگوی میان افراد درشرایط زمانی و مکانی و حضور عوامل دیگر در صحنه، به درستی ترسیم کرده است . ...

ادامه ...
شعری از پل الوار / برگردان: مهدی رجبی
27 اردیبهشت 91 | ادبیات جهان | مهدی رجبی شعری از پل الوار / برگردان: مهدی رجبی
پل الوار متولد 1895 بنیان گذار مکتب سوررئالیسم می باشد. شعر های عاشقانه اش از زنان تجلیل می کند و شعرهای سیاسی اش در راه مبارزه برای دست یافتن به جهانی عادل تر،مبتنی بر عشق و تعاون است. پل الوار در همه سبک ها تبحر داشت؛در نثر آهنگین و نثر آزاد. در طول جنگ جهانی دوم علاوه بر مقاومت، شعرهای سیاسی را نیز بطور محرمانه منتشر می نمود که شعر "آزادی" از جمله آنها است. ...

ادامه ...
شعرهایی از ناظم حکمت / برگردان : صابر حسینی
27 اردیبهشت 91 | ادبیات جهان | صابر حسینی شعرهایی از ناظم حکمت / برگردان : صابر حسینی
از بام های شهری دور
از ژرفای دریای مرمره گذشت
عبور کرد
از زمین های پاییزی
صدایت ،
بالغ و خیس
به گوش می رسید ... ...

ادامه ...
شعری از مصطفی توفیقی
27 اردیبهشت 91 | قوالب کلاسیک | مصطفی توفیقی شعری از مصطفی توفیقی
به هیچ هیچ به جز هیچ
دل نمی بندم
به خنده ها مشکوکم،
به گریه می خندم
زمان
زمانه ی نامردمان دلسنگ است
به هرکجا بروم
آسمان همین رنگ است ...

ادامه ...
شعرهایی از راشد رامز
27 اردیبهشت 91 | قوالب کلاسیک | راشد رامز شعرهایی از راشد رامز
گناه موسم وباران و
روزگار نبود
نصیب دهکده ی خرد ما
بهار نبود
میان چادر سبز چنار
خواهم خفت
به این بهانه بباغ آمدم
چنار نبود ... ...

ادامه ...
شعرهایی از م.موید
27 اردیبهشت 91 | شعر امروز ایران | م.موید شعرهایی از م.موید
الیصابات
مرد
همین سال گذشته
که نگذشته است
و هنگام رفتن
دست / شست
و به گل های ماندگار
آب داد ... ...

ادامه ...
شعری از علی جهانگیری
27 اردیبهشت 91 | شعر امروز ایران | علی جهانگیری شعری از علی جهانگیری
نار تی تی
نارتی تی
برگرد
روسری ات را
جا گذاشته ای
بر شاخسار
شکوفه هایت
پنهان نمی ماند ... ...

ادامه ...
نگاهی به شب نقاب عمومی است، سروده "شمس لنگرودی" / علیرضا عباسی
14 اردیبهشت 91 | اندیشه و نقد | علیرضا عباسی نگاهی به شب نقاب عمومی است، سروده
در این اثر که همه تمهیدات ساختاری لازم برای شکل گیری شعر کوتاه وجود دارد ، عوامل موثر زیباشناختی در رابطه ای تفکیک ناپذیراز هم و از بافت زبانی ، به زبان شخصیتی شاعرانه بخشیده اند و تخیل ، تصویر و اندیشه موجود در رابطه آفریدگی و آفرینندگی قرار دارند و از سویی قوام همه اینها در فرم ساختاری موجود است که رخ نموده . ...

ادامه ...
گردش / داستانی از غزاله مطلبی
1 اردیبهشت 91 | داستان | غزاله مطلبی گردش / داستانی از غزاله مطلبی
من و دوستم و همسایه ی جدیدمان ادی می رفتیم تا در حوالی شهر دور بزنیم .دوستم راننده بود ،من کنارش نشسته بودم و ادی روی صندلی های عقب پاهاش را دراز کرده بود و برای هر ماشینی که از کنارمان رد می شد دست تکان می داد .به ادی گفتم:تو غذایی چیزی همرات آوردی؟ ...

ادامه ...
ماهی / داستانی از علی فتح‌اللهی
1 اردیبهشت 91 | داستان | علی فتح‌اللهی ماهی / داستانی از علی فتح‌اللهی
نیش نسیمی که با سرسختی خود را به ته‌تهای غار رسانده بود غوگار را بیدار کرد. دلش نمی‌خواست پا شود، به زور چشم‌هایش را باز نگه داشت و به آرامی توی غار چرخاند. به پهلو غلتی زد و چشم‌ها را بست که دوباره بخوابد. ولی وقتی جای خالی نوزادش را حس کردناگهان از خواب پرید و سیخ نشست روی تخته‌سنگی که جای خوابش بود. کسی نبود، انگار تمام گله رفته بودند و او را از یاد برده بودند. نمی‌توانست درست به یاد ‌آورد که واقعن بچه‌ای زاییده بوده یا همه‌اش را خواب دیده؟جریان هوای مطبوعی از بیرون غار می‌آمد که خبر ...

ادامه ...
شعرهایی از سپیده نیک رو
1 اردیبهشت 91 | شعر امروز ایران | سپیده نیک رو شعرهایی از سپیده نیک رو
این صدا که می شنوید ...
به پناهگاه های بی پناه
ختم می شود
برو عزیز دلم / که پله ها
به زیرزمین امن می رسند
و از میان ما
یک نفر
برای زندگی کافیست
...

ادامه ...
شعرهایی از داوود ملک زاده
1 اردیبهشت 91 | شعر امروز ایران | داوود ملک زاده شعرهایی از داوود ملک زاده
رگ غيرت آسمان است
رعد و برق.
باران،
عرق سردي‌ست
كه از سر و روي‌اش مي‌بارد.
غيرتي مي‌شود آسمان
وقتي كه شاعران
از زيبايي‌ي ماه حرف مي‌زنند. ...

ادامه ...
شعرهایی از عبدالحمید ضیایی
1 اردیبهشت 91 | قوالب کلاسیک | عبدالحمید ضیایی شعرهایی از عبدالحمید ضیایی
گُناهي مُستحب­ تر نيست
از ديدار ِ پنهانت
اگر بگذارد اين زيبايي ِ
کافر/ مُسلمانت
من از سجّاده ها و جاده­ها،
بسيار مي ترسم
بخوان يک سوره از
گمراهي ِ گيسوي ِ حيرا­نت ...

ادامه ...
شعری از امیر محمدی
1 اردیبهشت 91 | قوالب کلاسیک | امیر محمدی شعری از امیر محمدی
من
خواب چشم های تو را دیدم
شعری بروی دفتر من گل داد
تقدیم سارهای دو چشم تو
هر چند این ترانه ی غمگینی ست
چشمان تو روایت خورشیدند
دستت شبیه برف زمستان است
حسی غریب مثل .... نمی دانم ،
احساس شادمانه ی غمگینی ست
...

ادامه ...
بررسی "مشق آب ها را می نویسم " سروده : نسیم جعفری / منصور خورشیدی
1 اردیبهشت 91 | بررسی کتاب | منصور خورشیدی بررسی
شعرهای خانم نسیم جعفری از دو واقعیت متضاد سخن می گوید که بخشی به جهان زندگان و دیگر به دنیای شدگان ، " دنیای مردگان این جا است " که برای نگاه کردن به این واقعیت باید به آینه نظر کرد . تا خود و جهان برزخی خود را در آن تماشا کنی و یا بشنوی ، با یک حس آمیزی زیبا در " صدای کبود " و نظر کنی به چند شاخه ی گل سرخ در پارک بنفشه هنگام پیاده شدن از متروی صادقیه و . .
...

ادامه ...
شعرهایی از " ناظم حمکمت" / برگردان : صابر حسینی
1 اردیبهشت 91 | ادبیات جهان | صابر حسینی شعرهایی از
چشمانم را مي بندم
در تاريکي هستي
بر روي پشت خوابيده اي،در تاريکي
در تاريکي پيشاني ات
و دستانت
چون مثلثي طلايي ست
درون پلک هاي بسته ام هستي محبوبم ...

ادامه ...
"سکوتی که باید شکست" شعر جنجالی گنتر گراس / برگردان : هادی شاهی
1 اردیبهشت 91 | ادبیات جهان | هادی شاهی
و چه مترسک بخت برگشته ای
علم کرده اید
برای ایران زمین
باز می گویم
این سکوت را
باید شکست!
...

ادامه ...
گفت وگو علی حسن زاده با محمّد آزرم دربارۀ آراء و آثار نیما یوشیج
1 اردیبهشت 91 | گفتگو | علی حسن زاده گفت وگو علی حسن زاده با محمّد آزرم دربارۀ آراء و آثار نیما یوشیج
«گفتمان شعرهاى متفاوط» در مواجهه با شعر «نيما يوشيج» بايد بيش از پيش به «راديكاليته» شعر او و حركت و اقدام نيما توجّه كند و توجّه كند كه كار بزرگ نيما در شعر، تغيير «موقعيّت شعر بودن» بوده است. نيما با برخى از شعرهايش موفّق شد، شعر فارسى را از ابتدا نام‌گذارى كند، به همين علّت، همۀ دست­وپا زدن‌ها و درجا زدن‌هاى بيهوده در بوطيقاى شعر كلاسيك، امروز به هيچ جا نمى‌رسد و امرى كميك جلوه مى‌كند. ...

ادامه ...
بهاریه ای در پیاده رو / علیرضا عباسی
29 اسفند 90 | نگاه اول | علیرضا عباسی بهاریه ای در پیاده رو  / علیرضا عباسی
کاری از دست کسی برنمی آید اما بهاردلش به همین گرم است که پیاده رویی مانده باشد تا بتواند شانه به شانه ی آدم ها راه برود . بهار کاری بزرگتر از اینها دارد که بیاید و بنشیند و برود . به پیاده رو که می رسد طبیعتش را عوض می کند ، فکرش را عوض می کند آنقدر که می توان در آن ایستاد و عکس های سبز دسته جمعی گرفت . خوب که نگاه می کنیم درمی یابیم که پیاده رو بخشی از زندگی ست که هرشب با ما به خانه می آید ، پشت میز می نشیند ، ...

ادامه ...
شعری از علی باباچاهی
29 اسفند 90 | شعر امروز ایران | علی باباچاهی شعری از علی باباچاهی
اشتباه تو اين است
كه هي اشتباه ميكني
درخت بلوط
انجير بار نياورده
اشتباه مي‌كني
سنجاب
سنجاب است
وَ سنگ‌پشت- ...

ادامه ...
شعرهایی از مریم جعفری آذرمانی
29 اسفند 90 | قوالب کلاسیک | مریم جعفری آذرمانی شعرهایی از مریم جعفری آذرمانی
گل از گل‌ها شکفت و
رنگ جدول‌ها بهاری شد
به دست کارگرها
در حواشی سبزه‌کاری شد
زمستان رفته وُ مثل زغالش
روسیاهم من
به ویرانی سفر کردم که
سوغاتم «نداری» شد
...

ادامه ...
شعرهایی از محمدرضا شالبافان
29 اسفند 90 | قوالب کلاسیک | محمدرضا شالبافان شعرهایی از محمدرضا شالبافان
به سمت و سوی صدایی
که هی دراز نمی شد
که کوک سینه تو یک دقیقه...
باز نمی شد
که سینه های تو این ماجرا ادامه ندارد
که ماجرای تو چرخید و
شکل...
باز نمی شد ...

ادامه ...
شعری از بهزاد خواجات
29 اسفند 90 | شعر امروز ایران | بهزاد خواجات شعری از بهزاد خواجات
طبق روایات معتبر
از کوه آمدند
با بوی جنازه های مریخی
چشمان شان
دو دگمه ی بی رنگ بود
و به هیچ کجایی وصل نبود
و اصل نبود .
آه از تلفن همراه شان ، راه شان ...

ادامه ...
داستانی از شعبان بالاخیلی
29 اسفند 90 | داستان | شعبان بالاخیلی داستانی از شعبان بالاخیلی
چند روزيست كه حس عجيبي دارم ،‌ حسي بين تهوع و ترس . احساس مي كنم درزير پوستم ، موجود منفوري وول مي خورد . از زير گلوگاهم به شقيقه ام و از شقيقه ام به چشمهام ،‌از آنجا به سينه ام . در شكمم مي چرخد و مي چرخد ... گاهي احساس مي كنم خودم هستم كه زير پوستم مي چرخم ... از زير گلوگاهم به شقيقه ام ...روزي در آينه موجود منفور را ديدم ...دمش از دهانم بيرون زده بود ... دمي داشت مثل يك موش ...يك موش موذي و چاق ...كه از دوسوي دهانش ردي از خون خشكيده ...

ادامه ...
دو شعر از لنگستون هیوز / برگردان: عليرضا بهنام
29 اسفند 90 | ادبیات جهان | عليرضا بهنام دو شعر از لنگستون هیوز / برگردان: عليرضا بهنام
دستم را بی هوا باز کنم
جایی زیر آفتاب
برقصم و بچرخم
تا روز سپید به پایان رسد
بعد بیاسایم در خنکای شب
زیر درختی بلند
وقتی شب به آرامی از راه می رسد ...
...

ادامه ...
منتخب اشعار "آرنه یونسون" / برگردان : سهراب رحیمی
29 اسفند 90 | ادبیات جهان | سهراب رحیمی منتخب اشعار
متولد ١٩٥٠ در استکهلم. فارغ التحصیل در رشته ی کتابداری. شاعر و منتقد حرفه ای که با بزرگترین روزنامه های کشور همکاری دارد. رمز شعر آرنه یونسون در فاصله و انکار نهفته است نه در همایش زیبایی. در پشت هر جمله شوری نهفته است که کلمات را به جلو می راند. کلماتی که چون بخار از درون کوره ای جوشان به بیرون پرتاب می شود. هجوم کلمات و بازدمِ شعر، جادوی برنده ی لحظه و رقصی که از تن محصور در قفس تا آنسوی عشق پل می زند. این عشق هرچند زمینی، متمرکز و عینی است اما جاری و فرار نیز ...

ادامه ...