ﺷﻌﺮﻫﺎﻳﻲ اﺯ ﻋﻠﻲ اﺧﻮاﻥ
14 خرداد 95 | شعر امروز ایران | ﻋﻠﻲ اﺧﻮاﻥ ﺷﻌﺮﻫﺎﻳﻲ اﺯ ﻋﻠﻲ اﺧﻮاﻥ
گرگ کوچک از دنیا ﻣﻲترسد
و حتی از این
کبوترها ﻣﻲترسد
و گرگ کوچک
در لاﺑﻪلای درخت ها خزیده ...

ادامه ...
داستانی از سیاوش ضمیران
12 خرداد 95 | شعر امروز ایران | سیاوش ضمیران داستانی از سیاوش ضمیران
همه‌ی آدم‌ها همانطور که به پیدا کردن کار، ازدواج، بچه‌دار شدن و بزرگ کردن بچه فکر می‌کنند باید به اینکه چطور خواهند مرد هم بیاندیشند. بالاخره هر آدمی در کل عمرش فقط یک بار می‌میرد و به همین‌خاطر برنامه‌ریزی برای مردن یکی از مهمترین وظایف زندگی است. بله، همه‌مان می‌دانیم که خیلی‌ها یک عالمه پول صرف خریدن قبر و سنگ قبر می‌کنند ...

ادامه ...
شعرهایی از مانی چهکندی نژاد‍
12 خرداد 95 | شعر امروز ایران | مانی چهکندی نژاد‍ شعرهایی از مانی چهکندی نژاد‍
دست تو را که گرفتم
عشق مثل جوانی احمق
ریش درآورد
طراوت مرا
صبح نفس ﻣﻲکشید ...

ادامه ...
شعرهایی از هدایت نجفوند
12 خرداد 95 | شعر امروز ایران | هدایت نجفوند شعرهایی از هدایت نجفوند
تا صحبتم گل کرد
سر از دیگ گلاب تو درآوردم
و نفهیدی این گل چقدر دویده
تا عرقش درآمده ...

ادامه ...
شعرهایی از کنستانتین کاوافی
ترجمه حسین خلیلی
24 اردیبهشت 95 | ادبیات جهان | کنستانتین کاوافی شعرهایی از کنستانتین کاوافی
ترجمه حسین خلیلی
به شکوه تختی که بران آرمیدیم
به لذتی که با بدن‌هامان چشیدیم .
پژواک ِ روزهای هوس آلودی بسویم می‌سُرَد ...

ادامه ...
«نشانه ها ونمادها» / ولادیمیر ناباکوف
ترجمه: نیلوفر نوری
24 اردیبهشت 95 | نگاه اول | ولادیمیر ناباکوف «نشانه ها ونمادها» / ولادیمیر ناباکوف
ترجمه: نیلوفر نوری
در طول این سال ها چهارمین باری بود که با این مشکل مواجه می شدند که چه هدیه ی تولدی برای پسری که به طور علاج‌ناپذیری روان پریش بود،بخرند. خودش هیچ خواسته ای نداشت. اشیای ساخت دست بشر به چشم او یا لانه ی نیروهای شوم و پرتکاپوی اهریمنی بودند که تنها او قادر به درکشان بود و یا لوازم تسلی‌ بخش زبر و زمختی که در دنیای انتزاعی او هیچ نقشی نداشتند. ...

ادامه ...
داستانی از آنتوان چخوف
ترجمه زهره صمیمی
24 اردیبهشت 95 | ادبیات جهان | آنتوان چخوف داستانی از آنتوان چخوف
ترجمه زهره صمیمی
چند روز پیش یولیا واسیلیونا را به اتاق کارم خواستم. یولیا پرستار بچه ها بود . می خواستم حقوقش را پرداخت کنم.
-"بنشین یولیا. بگذار کمی به حسابهایمان رسیدگی کنیم. می دانم که پول لازم داری ولی تعارف می کنی و حرفی نمی زنی. خب ، ماهیانه سی روبل توافق کرده بودیم . اینطور نیست؟" ...

ادامه ...
شعری از ویلادیمیر مایاکوفسکی
ترجمه شهاب الدین قناطیر
24 اردیبهشت 95 | ادبیات جهان | ویلادیمیر مایاکوفسکی شعری از ویلادیمیر مایاکوفسکی 
ترجمه شهاب الدین قناطیر
های توتون ها
جسمی غلیظ ملبس به دود
فسرده هوا را ...

ادامه ...
شعری از راینر ماریا ریلکه
ترجمه سعید یعقوبی
24 اردیبهشت 95 | ادبیات جهان | راینر ماریا ریلکه شعری از راینر ماریا ریلکه
ترجمه سعید یعقوبی
چشمانم پیش از این بر تپه ی آفتابی لغزید
پیشاپیش راهی که بدان قدم گذاشتم.
و ما فراچنگ چیزی آمدیم که از چنگ ما گریخت؛
چیزی که حتی از دور ، درخششی درونی داشت ...

ادامه ...
شعری از آنا آخماتووا
ترجمه سعید یعقوبی
24 اردیبهشت 95 | ادبیات جهان | آنا آخماتووا شعری از آنا آخماتووا
ترجمه سعید یعقوبی
دستانم را زیر شال تیره ام به هم فشرده ام ...
" چرا پریده رنگتان ،چرا کرخت شده اید؟
--نکند از او یک مست لایعقل ساخته باشم
با اندوهی طاقت فرسا. ...

ادامه ...