نگاه به مجموعه"پروانه ها اتو بر نمی دارند" آیدا مجید آبادی
پرویز حسینی
22 فروردین 95 | اندیشه و نقد | پرویز حسینی نگاه به مجموعه
آیدا مجیدآبادی در شعرهایش به طرز اعجاز آمیزی به مکاشفه ی انسان، اشیاء و طبیعت دست می زند، آن هم آنقدر مستقیم و بی واسطه که خیال می کنی شاعر خود آنها را خلق کرده است و شگفتزده می شوی وقتی بدانی آیدا به شکلی مادرزادی از بینایی محروم است. اما جهان را روشنتر از من و شما می بیند که ظاهراً دو چشم سالم داریم ولی آنچه را که باید ببینیم نمی توانیم ...

ادامه ...
شعری از حسن نیکوفرید
22 فروردین 95 | شعر امروز ایران | حسن نیکوفرید شعری از حسن نیکوفرید
دروغ می گفت انگار :
زیر پیراهن افق
ستاره هایی نشسته اند ...

ادامه ...
شعرهایی از محمد زندی
22 فروردین 95 | شعر امروز ایران | محمد زندی شعرهایی از محمد زندی
ده پیراهن دارم
یکی می­ پوشم
یکی می­ پوشانم به همسایه
یک پیراهن به فتانه ­ی مجنون ...

ادامه ...
شعرهایی از نادر چگینی
22 فروردین 95 | شعر امروز ایران | نادر چگینی شعرهایی از نادر چگینی
اتفاق تازه ­ای نیست
دیروز
در کوچه­ ی ما درختی را بریده­ اند
که پیراهن گلدار می­ پوشید ...

ادامه ...
شعرهایی از روح الله احمدی
22 فروردین 95 | شعر امروز ایران | روح الله احمدی شعرهایی از روح الله احمدی
مثلث متساوی الساقینی که دور خود می چرخد
منم / من ، منی که نیم من هم نیست و
من من / می کند
میان رستاخیز کلمات ...

ادامه ...
شعری از سعید آژده
22 فروردین 95 | شعر امروز ایران | سعید آژده شعری از سعید آژده
یا اختی!
با کتف شکسته ات
میان کفن
چه کنم؟! ...

ادامه ...
شعرهایی از اسماعیل نیکنام
22 فروردین 95 | شعر امروز ایران | اسماعیل نیکنام شعرهایی از اسماعیل نیکنام
در امتداد بادها از کوه سرازیر میشوم
به دور دست ها
به دشتهای پر از گیاه فکر میکنم فکر میکنم
از اینجا به کجا بروم؟ ...

ادامه ...
معرفی کتاب "حرف زدن همه جا ممنوع است" كارن جوي فاولر
ترجمه ي ثنا نصاري
22 فروردین 95 | معرفی کتاب | ترجمه ي ثنا نصاري معرفی کتاب
"حرف زدن همه جا ممنوع است" داستانی است بی زمان، بی مکان و هولناک، آنقدر هولناک که باورکردنش دشوار می نماید و در عین حال آنقدر آشنا و ملموس که ما را از پذیرشش گریزی نیست. روایت تجربه ی سلول انفرادی و اتاق تمشیت، تحقیر و تن دادن به انتقاد از خود. روایت دستمال تیره ی قانون و انسانی که برای رهایی از زندان باید به انکار خود برخیزد. ...

ادامه ...
سرمقاله
محمد آشور
24 اسفند 94 | نگاه اول | محمد آشور سرمقاله
محمد آشور
ﺳﺎﻝ 94 ﻫﻢ ﺑﺎ ﻓﺼﻞﻫﺎﻳﻲ اﺯ ﺧﻮﺷﻲﻫﺎ و ﻧﺎﺧﻮﺷﻲﻫﺎ ﮔﺬﺷﺖ و ﻣﺎ ﻫﻤﭽﻨﺎﻥ ﺩﻝ ﺩﺭ ﮔﺮﻭ "ﻛﻠﻤﻪ" ﺩاﺭﻳﻢ!
ﻋﻠﻲﺭﻏﻢ اﻳﻦ اﻣﺎ ﻓﻀﺎﻱ ﺣﺎﻛﻢ ﺑﺮ "ﺷﻌﺮ" و "ﻧﻘﺪ"، ﻓﻀﺎﻳﻲ اﻣﻴﺪﻭاﺭﻛﻨﻨﺪﻩ ﻧﻴﺴﺖ؛ ﺭﻭﺷﻦ ﺷﺪﻥ ﭼﺸﻢﻣﺎﻥ ﺑﻪ ﺗﻴﺮاﮊ 200-300 ﻧﺴﺨﻪاﻱ ﻛﺘﺎﺏ اﺯ ﻃﺮﻓﻲ! و اﻧﺘﺸﺎﺭ ﺳﺮﻃﺎﻧﻲ ﺷﺒﻪﺷﻌﺮ و ﺩﻟﻨﻮﺷﺘﻪ ﺩﺭ ﺭﺳﺎﻧﻪﻫﺎﻱ ﻣﺠﺎﺯﻱ اﺯ ﻃﺮﻑ ﺩﻳﮕﺮ، ﺣﺎﻝ "ﺷﻌﺮ اﻣﺮﻭﺯ" ﺭا ﺧﺮاﺏ ﻛﺮﺩﻩ ...

ادامه ...
داستانی از قباد آذرآیین
24 اسفند 94 | داستان | قباد آذرآیین داستانی از قباد آذرآیین
بسکه ازش می ترسیدم، چشمم که گرم شد خوابش را دیدم...می دانستم می آید سراغم...صدای موتور بولدوزرش آشنا بود. انگار بولدوزرش با بولدوزرهای دیگر فرق داشت. اول ها راننده هاش را می فرستاد تا اتاقک هایی که بی خانه ها، شبانه، با چنگ و دندان سر پا کرده بودند ...

ادامه ...