شعری از محمد سعید میرزایی
23 اسفند 94 | قوالب کلاسیک | محمد سعید میرزایی شعری از محمد سعید میرزایی
جهان به صورت یک زن شبی به راه افتاد
درون زن پر دیوانه بود،شاعر بود
و زن درون خودش بود،زن درون خودش
درون خوابِ خودش در خودش مسافر بود ...

ادامه ...
داستانی از مردعلی مرادی
23 اسفند 94 | داستان | مردعلی مرادی داستانی از مردعلی مرادی
پشت ميز تحرير نشسته بود. ورقه اي سفيد زیر دستش بود. با خودكار فقط نقطه اي درابتداي آن گذاشته بود. حواسش به ورقه بود و به حرف هاي زن و پسرش که تازه از مدرسه بازگشته بود. خودکار بی وقفه روی نقطه می لغزید. ...

ادامه ...
داستانی از هادی نودهی
23 اسفند 94 | داستان | هادی نودهی داستانی از هادی نودهی
دو ساعت و ده دقیقه بعد از این که می فهمم پونه زنم مرده پرستار جعبه مقوایی را از روی پیشخان سفید چرک ُمدمی دهد دستم و با احترام و تواضع از روی صندلی اش بلند می شود و با دو دست جعبه را تقدیمم می کند.جعبه ای که می بایست حاوی بیست و چهار عدد قو طی فلزی شیر خشک هومانا باشد. ...

ادامه ...
ساختاری علیه تمرکز
نظری به مجموعه"وقتی صدا را مرتکب شدم"سروده میثم ریاحی
علی مسعود هزارجریبی
23 اسفند 94 | اندیشه و نقد | علی مسعود هزارجریبی ساختاری علیه تمرکز
نظری به مجموعه
در نهایت شاعر جوان این مجموعه کلام یاکوبسن را خوب درک نموده که "شاعری تجاوز به حدود زبان است " یعنی حتی معیار شکنی و در واقع فرا و فراتر از دوره پیشین کارکردهای زبانی و پرهیز نسبی از الگوها .
با سیر و نظر به این مجموعه فضای بحث و چالش و تأمل برای شاعران جوانی که شالوده شکنی در لذت متن و تفکر زایش شگفت را جستجو می کنند پدید می آید . ...

ادامه ...
شعری از امیرحسین بریمانی
23 اسفند 94 | شعر امروز ایران | امیرحسین بریمانی شعری از امیرحسین بریمانی
میشا خاطره ات پابرجاست
چون میخ های آهنینی که از مَکِشِ گرداب
نجَسته اند
و از جای جای کوه نجنبیده اند ...

ادامه ...
داستانی از هادی هیالی
23 اسفند 94 | داستان | هادی هیالی داستانی از هادی هیالی
با وجود آنکه زمستان سال گذشته را هم در همین روستا سپری کرده و سرمای سوزناک آن را تجربه کرده بود، برای بار اول بارش برف را از نزدیک می‌دید. قبل از اینکه به رختخواب برود، طبق عادت در اتاق را باز کرد تا نگاهی به حیاط مدرسه بیندازد. متوجه شد درِ حیاط باز مانده است. آنقدر سرما شدید بود که ترجیح داد در را همانطور رها کند. صبح که از خواب بیدار شد، از پنجره اتاق نگاهی به بیرون انداخت. ...

ادامه ...
بررسی " این باران که روزهایت را خم کرده ست " از مینا میرصادقی
امیر حسین بریمانی
19 اسفند 94 | بررسی کتاب | امیر حسین بریمانی بررسی
شعر آوانگارد امروزه به سمت تجربه گرایی و نگرشی سوبژکتیو میل می کند. تجربه گرایی، غلتیدن شعر در فضای ذهنی ست و هنگامی که فضای ذهنی شاعر، بن مایه شعریت را تشکیل دهد، در این فضای سوبژکتیو، ابزه های جهان پیرامون هر شعر دچار خوانش شخصی می شود. چراکه ذهنیت بر واقعیت برتری می یابد و بدین طریق واقعیت در دام هرمنوتیک می افتد ...

ادامه ...
نگاهی به کتابِ "بی هودگی" داریوش معمار
سید حمید شریف نیا
16 اسفند 94 | اندیشه و نقد | سید حمید شریف نیا نگاهی به کتابِ
در بیهودگی، غفلتی ریشه دارد ناآگاهانه؛ اما در بی "هود" گی پشیمانی و توبه‌ای جوانه می‌زند که زایش برونبافتی یکپارچه و ساختی در خور از بن مایه بازگشتن به حق است. "کتابِ بی هودگی" داریوش معمار از این دیدگاه، به حق نشاندن خود است در میان کتاب‌های دیگرش. اگر چه در نگاه اول ممکن است عنوان کتاب تداعی کننده بیهودگی، بی‌حاصلی و بی‌فایده افتادن بدهد اما با کمی دقت می‌توان دریافت "بی هودگی" کتابِ رفتارِ بدون پشیمانی است. ...

ادامه ...
بررسی کتاب"مرگ شاعر در حرکت آهسته" راجر مگاف
امیر حسین برمانی
15 اسفند 94 | بررسی کتاب | امیر حسین برمانی بررسی کتاب
راجر مگاف در ۹ نوامبر ۱۹۳۷ در شمال لیورپول به دنیا آمد، در دانشگاه شهر هال زبان فرانسه خواند. ابتدا در کار اجرای نمایش بود و در اوایل دهه ۱۹۶۰ به‌اتفاق دو تن از دوستانش، گروه کمدی داربست را پایه گذاری کردند. در کنار آن به سرودن شعر نیز پرداخت. اشعارش در ابتدا به ترانه‌های عامه‌پسند پهلو می‌زدند، اما رفته‌رفته شکل جدی خود را پیدا کردند.چندی بعد به شبکه چهارم رادیوی بی بی سی رفت و با اجرای برنامه «شعر لطفا» شهرتی به هم زد.
...

ادامه ...
داستانی از کاروان عمر کاکه سور

ترجمه ی توران خندانی
15 اسفند 94 | ادبیات جهان | توران خندانی داستانی از کاروان عمر کاکه سور

ترجمه ی توران خندانی
کاروان عمر کاکه سور ،از نویسندگان مطرح کردستان عراق، سال1964در اربیل عراق متولد شده است. تحصیلاتش را تا مقطع دیپلم درآنجابه اتمام رسانده و سپس درسال 1985 در رشته تاریخ به تحصیل ادامه داده است. اما پس از دو سال،تحصیل را رها کرده و سرانجام در سال 1991 تحصیلاتش را به اتمام می رساند. در سال 1992 برای همیشه کردستان را ترک کرده،نخست به آلمان رفته و سپس در دانمارک ساکن می شود. کاکه سور از سال 1985 شروع به نوشتن کرده،اما بعد از انقلاب کردستان عراق آثارش را منتشر کرده است. ازاین نویسنده نام آور تاکنون چند رمان ، مجموعه ...

ادامه ...