شخصیت‌پردازی در داستان "مشت بر پوست"
اثر هوشنگ مرادی‌کرمانی
دکتر حسین خسروی / مژگان کیوانی
14 آذر 95 | اندیشه و نقد | حسین خسروی / مژگان کیوانی شخصیت‌پردازی در داستان
هوشنگ مرادی‌کرمانی از مشهورترین نویسندگان کودک و نوجوان در دوره‌معاصر است.کتاب‌های او تاکنون جوایزگوناگونی را در جشنواره‌های مختلف دریافت کرده است. داستان مشت بر پوست او درباره کودکان، فقر آنان و محرومیت‌های اجتماعی‌شان نوشته شده است.او با تمرکز بر زندگی قهرمان داستان در عین برجسته کردن برخی از موارد، این نکته را بیان می‌کند که گویا زندگی فردی از قبل مرور شده و به شکل داستان در آمده است. ...

ادامه ...
چند شعر از شاپور بنیاد
13 آذر 95 | قلمرو شعر | شاپور بنیاد چند شعر از شاپور بنیاد
من
آرام از فصل عشق بازی ی اشیا می گفتم
و قلب ساعتی که گم شده بود
کنار هستی ات می زد ...

ادامه ...
شعری از سمیه برنجکار
10 آذر 95 | قوالب کلاسیک | سمیه برنجکار شعری از سمیه برنجکار
آه از گَلو بلند شد و بر زبان نشست
وحشت شبیه جغد بر این استخوان نشست
صد میلِ منبسط به تباهی است در تنم
این لاشه ها منم که به سوگش زمان نشست ...

ادامه ...
شعری از پویان صادقی
10 آذر 95 | قوالب کلاسیک | پویان صادقی شعری از پویان صادقی
بگذار تا غرور تو از مرز بگذرد
محکم بمان و باج نده پای زندگی
با چشم های باز بخواب و قوی بمان
هرگز به سر نیامده دوران بردگی ...

ادامه ...
شعرهایی از ﻓﺮﺯاﺩ ﺧﺪﻧﮓ
10 آذر 95 | شعر امروز ایران | ﻓﺮﺯاﺩ ﺧﺪﻧﮓ شعرهایی از ﻓﺮﺯاﺩ ﺧﺪﻧﮓ
باد و روسری
ترکیب مخدﺭﻱست
اگروارگی در متن
به ساعت چهار صبح ﻣﻲرسد
و صبح نرسیده گوسفندان را چرا ﻣﻲبرد کسی ...

ادامه ...
شعرهایی از ﻣﺎﺭاﻝ اﻓﺸﺎﺭﻱ
10 آذر 95 | شعر امروز ایران | ﻣﺎﺭاﻝ اﻓﺸﺎﺭﻱ شعرهایی از ﻣﺎﺭاﻝ اﻓﺸﺎﺭﻱ
گرﺩﻩها
گل نه
زنبور نه
دخترانی که شاخک دارند نه
غبار بود
دیرتر بود ...

ادامه ...
شعری از سید علی اصغر زاده
10 آذر 95 | شعر امروز ایران | سید علی اصغر زاده شعری از سید علی اصغر زاده
چگونه با گلی کولی
عشق
به هبوط درخت بگوید پرواز
و پاییز را حنابندان
میان ژرف و پایان ...

ادامه ...
شعری از پرویز کریمی
9 آذر 95 | قلمرو شعر | پرویز کریمی شعری از پرویز کریمی
حریم تشنه ی بستر در انتظار تنت بود
به سر،به شیوه ی هر شب،هوای داشتنت بود
سکوت ثانیه ها را صدای مرتعشی کشت
صدای سکسکه ی در، صدای آمدنت بود ...

ادامه ...
شعری از پگاه احمدی
8 آذر 95 | قلمرو شعر | پگاه احمدی شعری از پگاه احمدی
سیّد مرا بُکُش !
پایین هواست که پایین نمی رود
برادرِ این ابر ، خواهرِ من بود ...

ادامه ...
حرف های روپوش سرمه ای
گراناز موسوی
7 آذر 95 | قلمرو شعر | گراناز موسوی حرف های روپوش سرمه ای 
گراناز موسوی
حتا تمام ابرهای جهان را به تن كنم
باز ردایی به دوشم می افكنند
تا برهنه نباشم
این جا نیمه ی تاریك ماه است ...

ادامه ...
آزادی و تو
بیژن الهی
6 آذر 95 | قلمرو شعر | بیژن الهی آزادی و تو 
بیژن الهی
اینک خزانهای پی‌درپی
از هم برگهای جوان می‌خواهند!
می‌توانستیم توانستن را به برگها بیاموزیم
تا افتادن نیز توانستن باشد ...

ادامه ...
شعری از عارف معلمی
6 آذر 95 | شعر امروز ایران | عارف معلمی شعری از عارف معلمی
پاییز
موهای در حنا خوابیده ی توست
هفته را بیدار می کند در انگشت هایم
قرار است ساعت
به لُک. لُک..ن.. نًت بیفتد
درست راس اتفاق حضور ...

ادامه ...
شعرهایی از پری رخ رضا
6 آذر 95 | شعر امروز ایران | پری رخ رضا شعرهایی از پری رخ رضا
گشودن دفترها
قلم های فرسوده
قاب های رنگ و رو رفته
چهره در چهره ...

ادامه ...
شعرهایی از فرهاد زارع کوهی
6 آذر 95 | قوالب کلاسیک | فرهاد زارع کوهی شعرهایی از فرهاد زارع کوهی
عشق را در خودت بکش فرهاد! سعی کن زندگی کنی من بعد
شده حتی اگر بدون خودت
سر به دیوارها نکوب، برو بی خودی ضربه می زنی به خود و
قامت سرد بیستون خودت ...

ادامه ...
شعری از ساجد فضل زاده
6 آذر 95 | شعر امروز ایران | ساجد فضل زاده شعری از ساجد فضل زاده
خیره شدن ترسناک نیست؟
وقتی که تمام مجسمه ها
به همان نقطه خیره باشند ...

ادامه ...
شعری از سامان اصفهانی
4 آذر 95 | شعر امروز ایران | سامان اصفهانی شعری از سامان اصفهانی
نه با چشمِ باز
نه با چشمِ بسته
نمی شود گریست
برای روزهایی که نیست ...

ادامه ...
شعرهایی از ایرج کیانی
4 آذر 95 | قلمرو شعر | ایرج کیانی شعرهایی از ایرج کیانی
در چشم های تو
آذوقه های زمستان بود
اینجا برای چه می ماندی
وقتی تمام قافیه ها را
می دانستی ...

ادامه ...
شعرهایی از واهه آرمن
2 آذر 95 | شعر امروز ایران | واهه آرمن شعرهایی از واهه آرمن
ﺑﺮ ﻣﺰاﺭ ﭘﺪﺭ
ﻣﺜﻞ ﻛﻮﺩﻛﻲ ﺩﺭ ﺗﻪ ﻳﻚ ﭼﺎﻩ
ﺑﻪ ﮔﺮﻳﻪ اﻓﺘﺎﺩﻡ
ﺑﺮ ﻣﺰاﺭ ﻣﺎﺩﺭﻡ
ﻣﺜﻞ ﺩﻳﻮاﻧﻪاﻱ ﺑﺮ ﻟﺒﻪي ﭼﺎﻩ
ﺭﻳﺴﻪ ﻣﻲﺭﻓﺘﻢ ...

ادامه ...
شعرهایی از ابوالفضل حسینی
2 آذر 95 | شعر امروز ایران | ابوالفضل حسینی شعرهایی از ابوالفضل حسینی
دست در تراكم كاش مي كشي
دير مي فهمي كه اشيا تنها اسباب تسلا بودند
چرا كه بودند
شانه به شانه ي هستن
زاويه به زاويه در اتاق ...

ادامه ...