داستانی از از محمد عابدی
24 آبان 95 | داستان | از محمد عابدی داستانی از  از محمد عابدی
ماه در برکه خوابیده‌ بود . پنهان نبود اما چرا آشکار نبود هم نمی‌دانم .نمی‌توانستم نیفتاده باشم . نیفتاده بودم که افتاده باشم . بودم . در بند بودنم بودم . در جا بودم .ولی در‌جا‌نمی‌زدم . گویی بی‌دست و پا بودم . فقط این را می‌دانم . همین یادم است . تربیعِ ماه را پلک می‌گشودم . پلک می‌گشودم ، آرام و نرم . غبارِ سایه دیوار زمین را لبریز کرده بود ...

ادامه ...
شعر در دوره بازگشت
گفتگو با سید حمید شریف نیا؛ درباره شاعران "شعر دیگر"
24 آبان 95 | گفتگو | سید فرزام حسینی شعر در دوره بازگشت
گفتگو با سید حمید شریف نیا؛ درباره شاعران
در ابتدا اجازه بدهید نام شعر "دیگر" را بر تمام جریان‌های دهه چهل و پنجاه نگذاریم و با نام شعر دهه "چهل و پنجاه" بشناسم و این اشتباه را رواج ندهیم. اما در پاسخ به سؤال شما، بی شک علاوه بر معرفی‌هایی که طی این سال‌ها به شکل‌های مختلف صورت گرفته (به‌طور مثال ماهنامه "هنگام"در ابتدای دهه هشتاد ویژه نامه‌هایی از شاعران مطرح این جریان مثل اردبیلی، شجاعی، اسلامپور به همت داریوش اسدی کیارس و هادی محیط منتشر شد و ...

ادامه ...
نگاهی به مجموعه شعر" روزی از روزهای جهان" محمود معتقدی
عبدالرضا قنبری
24 آبان 95 | اندیشه و نقد | عبدالرضا قنبری نگاهی به مجموعه شعر
محمود معتقدي، 26 مهر سال 1325 در شهر آمل به دنيا آمد. دوران دبستان را در مدرسه مهر و دوران دبيرستان را در مدرسه هادي شريعت زاده گذراند. در آستانه سال 1350 به تهران مهاجرت كرد و در سال 1351 در رشته تاريخ دانشگاه تربيت معلم مشغول به تحصيل شد. در همان دوران با اسماعيل خويي كه معلم فلسفه اين دانشگاه بود و كلاس شعري هم در آ نجا داير مي كرد، آشنايي پيدا كرد.وی خویی را استاد خود می داند. از اوايل ...

ادامه ...
شعری از علیرضا سلیمانی
24 آبان 95 | قوالب کلاسیک | علیرضا سلیمانی شعری از علیرضا سلیمانی
اولین روزهای در تبعید
آخرین لحظه های جان کندن
مثل بغض گرفته اي هستم
داخل ابرهايي از لندن ...

ادامه ...
مطالعه تطبیقی جایگاه انسان در اندیشه­ های منصور­بن حلاج، عمادالدین نسیمی و فریدریش نیچه
وقار احمد و محمدعلی رضائی شریف
16 آبان 95 | اندیشه و نقد | وقار احمد - محمدعلی رضائی شریف مطالعه تطبیقی جایگاه انسان در اندیشه­ های منصور­بن حلاج، عمادالدین نسیمی و فریدریش نیچه
وقار احمد و محمدعلی رضائی شریف
مطالعه حاضر با هدف بررسی جایگاه انسان در اندیشه ­های منصور­بن­ حلاج، عمادالدین نسیمی و فریدریش نیچه با گریزی بر نگرش کارل مارکس به روش تطبیقی با تبیین افتراق و اشتراکات حاکم انجام شد حاصل پژوهش بیان­ می­دارد که افتراق حاکم بین مسیر فکری نسیمی و نیچه با حلاج در این می­ باشد که نسیمی و نیچه از مرحله تعالی که حلاج تا بدان­جا عروج کرده بود به مراحل متعالی­ تر برسند. اما اشتراک حاصل از سیر تفکری هر سه شخصیت را می توان ...

ادامه ...
شعری از علی مرتضوی فومنی
16 آبان 95 | قوالب کلاسیک | علی مرتضوی فومنی شعری از علی مرتضوی فومنی
چون قایقی طِی می‌کنم هر روز
من طول و عرضِ رودِ مردم را
دَرمی‌کِشَم پیمانه‌ پیمانه
تلخیِ شیرین‌کارِ این خُم را ...

ادامه ...
شعرهایی از فردین کوراوند
16 آبان 95 | قوالب کلاسیک | فردین کوراوند شعرهایی از فردین کوراوند
آب فوّاره شد و، قصدِ شکستن دارد
تیر در اوج شد و، حُکمِ نشستن دارد
دیرگاهی‌ست که در قصه‌ی این رستم‌ها
تیغ در سینه‌ی سُهراب، نشستن دارد ...

ادامه ...
نگاهی به مجموعه‌اشعارِ قاسم هاشمی‌نژاد
میلاد کامیابیان
11 آبان 95 | اندیشه و نقد | میلاد کامیابیان نگاهی به مجموعه‌اشعارِ قاسم هاشمی‌نژاد
میلاد کامیابیان
قاسم هاشمی‌نژاد در ادبِ فارسی همه‌فن‌حریف بود، و این «بود» حال فعلی‌ست غم‌آور،‌ که در ماضی صرف می‌شود. فروردینِ امسال که هاشمی‌نژاد گذشته شد، بازخریدِ دیارانِ گمشده زیرِ چاپ بود، مجموعه‌ی کاملِ هر سه دفترِ شعری که پیش‌تر انتشار داده بود: پریخوانی (۱۳۵۸)، تکچهره در دو قاب (۱۳۵۹)، و گواهیِ عاشق اگر بپذیرند (۱۳۷۳). عمرِ شاعر به دیدنِ کتابِ عمری قد نداد ...

ادامه ...
تقابل عشق و اجتماع
در ترانه های ایرج جنتی عطایی، اردلان سرفراز و شهیار قنبری
کاظم هاشمی
11 آبان 95 | اندیشه و نقد | کاظم هاشمی تقابل عشق و اجتماع 
در ترانه های ایرج جنتی عطایی، اردلان سرفراز و شهیار قنبری
کاظم هاشمی
وقتی از ترانۀ امروز سخن می گوییم بی درنگ سه اسم در ذهن تداعی می شود؛ ایرج جنتی عطایی، اردلان سرفراز و شهیار قنبری. در واقع می توان گفت که این سه شاعر سه ضلع اصلی ترانۀ امروز هستند. وقتی ترانه های این شاعران را بررسی می کنیم به سه تم اصلی می رسیم؛ اجتماع، عشق، غم و اندوه. در واقع غم و اندوه در ترانه های آنان نتیجۀ ...

ادامه ...
شعرهایی از نگین فرهود
11 آبان 95 | شعر امروز ایران | نگین فرهود شعرهایی از نگین فرهود
تو میروی و هرتکه از رفتنت به سمتی می رود
از همه طرف صدای تو می آید اما
صدای خون تو
که در خاک است و می گرید
می گرید و نمی جوشد ...

ادامه ...