داستان کوتاهی از فرانتس کافکا
سعیدجهانپولاد
29 اسفند 00 | ادبیات جهان | سعیدجهانپولاد داستان کوتاهی از فرانتس کافکا
سعیدجهانپولاد
لاشخور به پاهایم هجوم آورده بود و مدام با منقارش نوک می زد، چکمه ها و جوراب هایم را تکه پاره کرده و به انگشت هایم منقارش را فرو می کرد و ضربه می زد ، بعد بال کشید و چند بار دور سرم چرخید و دوباره فرود آمد و نشست و به کندن گوشت از پاهایم ادامه داد ...

ادامه ...
شعری از میثم ریاحی
29 اسفند 00 | شعر امروز ایران | میثم ریاحی شعری از میثم ریاحی
به فردا چای تعارف می کنم
به قبله ام آب
یکی نبات نشانم می دهد و
دیگری ناله های جاودانه در خانه ...

ادامه ...
داستانی از آرام روانشاد
29 اسفند 00 | داستان | آرام روانشاد داستانی از آرام روانشاد
بیتا می‌گوید از درِ انتهایی سوار شویم بهتر است؛ چون آنجا صندلی خالی برای نشستن پیدا می‌شود. تابه‌حال از درِ انتهایی سوار نشده‌ام. چون درِ ورودی با درِ انتهایی فاصلۀ زیادی دارد. بااینکه ده دقیقه زودتر به ایستگاه می‌رسم ...

ادامه ...
شعرهایی از شهرام شاهرختاش
29 اسفند 00 | شعر امروز ایران | شهرام شاهرختاش شعرهایی از شهرام شاهرختاش
با گله‌های علف
من تا بوی سرخ قتلگاه رفته‌ام.
در این صراحتِ لکنت
چریدن:
تا مرز براق کاردها
آزادی‌ست ...

ادامه ...
شعری از افشین شاهرودی
29 اسفند 00 | شعر امروز ایران | افشین شاهرودی شعری از افشین شاهرودی
از بلندگوها صدای حرکت تانک‌ها درنخلستان‌های ایران پخش می‌شد. تانک‌ها از روی سینه‌ی نوزادی رد شده بودند که درکَپَری زیر نخل‌ها تازه به دنیا آمده بود.
در گریه‌ی نوزاد و غرّش تانک‌ها دیدم هزار تکه شده‌ام ...

ادامه ...
داستانی از مظاهرشهامت
29 اسفند 00 | داستان | مظاهرشهامت داستانی از مظاهرشهامت
تنها یک بار، پس از این که بفهمی نفهمی با ساسان، هم دانشگاهی اش، با هم رابطه عاشقانه پیدا کرده بودند و آن رابطه خیلی زود مانند یک سوءتفاهم تمام شده و به آخر رسیده بود، در حالیکه در فرودگاه در سالن انتظار کنار هم نشسته بودند، دیده بود او عینکش را از روی چشم برداشت و با لب های غنچه کرده ...

ادامه ...
رویایِ حجم (نوشته ای درغیاب یدالله رویایی)
مهران شفیعی
29 اسفند 00 | اندیشه و نقد | مهران شفیعی رویایِ حجم (نوشته ای درغیاب یدالله رویایی)
مهران شفیعی
" حجم ، شعر حرف های قشنگ نیست " . جمله ای که در توضیح شعر حجم عکس حرف های شاعر عمل می کند . شعر حجم شعر حرف های بکر است که مخاطب در مواجهه ی با آن اولین حضور خود با شعر را حس می کند . پس کمال می طلبد و در کمال پیوستن به آن چشمی ست که کشف می کند آن چیزی که خود از شعر می طلبد نه آنکه شاعر منظور دارد ...

ادامه ...
نگاهی به شعرهای هوشنگ چالنگی
سید حمید شریف نیا
29 اسفند 00 | اندیشه و نقد | سید حمید شریف‌نیا نگاهی به شعرهای هوشنگ چالنگی
سید حمید شریف نیا
با صورت‌بندی نیما شعر معاصر به دگردیسی تن داد تا پوست‌اندازی دهه چهل، شایستگی را بر تن شعر کند و آن فربگی تازه را جرات و رشادت روش‌ها و منش‌های تازه سازد. دهه‌ای که برای ماندگاری خود در شعر، به بودهای پیشین خود به ظاهر وفادار نبود و در باب سیرت و صورت یک مسیر تازه را برای هویت نوساخته خود برگزید که بدون شک اصول دیگر بودگی را از نیما و دلیرانی چون هوشنگ ایرانی آموخته بودند ...

ادامه ...
شعری از ییلماز اردوغان
برگردان از علیرضا شعبانی
29 اسفند 00 | ادبیات ترکیه و آذربایجان | علیرضا شعبانی شعری از  ییلماز اردوغان
برگردان از علیرضا شعبانی
با خوابیدن‌ات
تنهایی به سراغِ شهر می‌آمد
با بیدار شدن‌ات
در رخ‌سارِ من فصل تغییر می‌کرد
تو از دوست داشتنِ پنهانی‌ام خبردار نمی‌شدی ...

ادامه ...
شعرهایی از فریبا صدیقیم
29 اسفند 00 | شعر امروز ایران | فریبا صدیقیم شعرهایی از فریبا صدیقیم
به دهانت نگاه می‌کردم
و دریچه‌ای که حرف‌های بسته را یکی یکی به رمز باز می‌کرد
دریچه که بسته شد
هزار کلید ...

ادامه ...
شعرهایی از مارف ئاغایی
برگردان از بابک صحرانورد
29 اسفند 00 | ادبیات کردستان | بابك صحرانورد شعرهایی از مارف ئاغایی
برگردان از بابک صحرانورد
جزو شاعران نسل دوم كردستان ایران است. او حكايت تعليق، تنهايی و سرگرداني انسان امروز را روايت مي كند؛ انساني كه از ريشه خود گسسته و در لاك تنهايی اش خزيده و فقط با رويكردی نو به طبيعت خود و هستي است كه مي تواند رابطه اش را دوبازه باز يابد ...

ادامه ...
شعری از ایرج ضیایی
29 اسفند 00 | شعر امروز ایران | ایرج ضیایی شعری از ایرج ضیایی
گفته بودم دره دایره نیست
شاید جاده بشوی
راهت را گم کنی
آفتاب اما کوچک نمی‌شود در دهان دره
کوهستان کِش نمی‌آید در پوست
رودخانه‌ای که از کنار افعی می‌گذرد ...

ادامه ...
شعرهایی از هرمز علی‌پور
29 اسفند 00 | شعر امروز ایران | هرمز علی‌پور شعرهایی از هرمز علی‌پور
‌که سوخته است و
بعد
بخشی از هوایی‌ست که
بوی اندوه از آن بیاید
به این سینه پا که بگذارد هرکسی
برگشتنی پس هم در کار نیست ...

ادامه ...
نگاهی به داستان کوتاه جویس کارول اوتس
نازنین عظیمی
29 اسفند 00 | اندیشه و نقد | نازنین عظیمی نگاهی به داستان کوتاه جویس کارول اوتس
نازنین عظیمی
داستان کوتاه «من پسرتان نیستم، من کسی نیستم که بشناسید» داستان پاییز است. فصل خزان، فصل مرگ، فصل بازنشسته شدن و به انتظار زمستانِ زندگی، روزها را سپری کردن. فضا پر از صدای تمنا است. کسی، کسی را نمی­شناسد. ترس، حاکم است. ترسِ غریزیِ چشم­در­چشم شدن با آینه، با آینده، با خود. «نه ما شما را می­بینیم، نه شما ما را.» مانُر، ایستگاه آخر است ...

ادامه ...
نگاهی به مجموعه ی با رنگی بدون اسم، سارا محمدی نوترکی
نوشته مریم عرفانی‌فر
29 اسفند 00 | اندیشه و نقد | مریم عرفانی‌فر نگاهی به مجموعه ی با رنگی بدون اسم، سارا محمدی نوترکی
نوشته مریم عرفانی‌فر
به باور اسطوره‌شناسان، اسطوره را می‌توان مجموعه‌ای از تأثیرات متقابل اجتماعی و انسانی و طبیعی دانست که با نیازهای اجتماعی و روانی انسان‌ها هماهنگ می‌شود. از این رو انسان همواره به ساختن اسطوره نیاز داشته است، زیرا بدون آن بخشی از نیازهای او برای زندگی، بی‌پاسخ می‌مانده است ...

ادامه ...
شعرهایی از محمدباقر كلاهى اهرى
29 اسفند 00 | شعر امروز ایران | محمدباقر كلاهى اهرى شعرهایی از محمدباقر كلاهى اهرى
مگر مى‌شود
مگر غوغاى گربه‌هاى
سراسيمه
در كاهدان
و گريز خروس‌هاى قرمز
قشنگ نيست مگر؟
چه دلهره‌اى بهار مى‌آورد ...

ادامه ...
شعری از علی مومنی
برای هوشنگ چالنگی
29 اسفند 00 | شعر امروز ایران | علی مومنی شعری از علی مومنی 
برای هوشنگ چالنگی
گشوده چشمی
پياده از اسب‌های ابرويش
رها و رميده
در چراگاه پيشانی
و هفت‌سين ديوانه‌ای ...

ادامه ...
داستانی از نسترن مکارمی
29 اسفند 00 | داستان | نسترن مکارمی داستانی از نسترن مکارمی
من ماه نو بودم. قاچ شیرینی از خربزهٔ اصفهانی. رشته مویی طلایی افتاده بر دامان صحرا زمانی که فصل درو بود. با دست دوست بودم. دست همیشه گرم بود. نفس می‌کشد. جان داشت. ساقه‌ها را مشت می‌کرد. من بوسه می‌زدم بر گردنشان. ساقه‌ها آه می‌کشیدند. آهشان صدا خِش می‌داد. آهشان خِش خِش می‌کرد ...

ادامه ...