شعری از علیرضا الیاسی
27 بهمن 95 | قوالب کلاسیک | علیرضا الیاسی شعری از علیرضا الیاسی
تویِ آغوشِ گرم تو میخواست
استخوان هام مُشتَعِل بشود
تنمان تشنه ی کمی خون بود
سکس میرفت تا دوئل بشود
بونوئل مرده بود شاید عشق
از سگی مرده مُنتقِل بشود ...

ادامه ...
شعری از ییلماز اِردوعان
ترجمه ی مجتبا نهانی
23 بهمن 95 | ادبیات ترکیه و آذربایجان | مجتبی نهانی شعری از ییلماز اِردوعان 
ترجمه ی مجتبا نهانی
هر کاری ممکن است
با یک صفحه کاغذ سفید
مثل ساختن هواپیما، بادبادک
به کار بردن آن
زیر پایه‌ی کوتاه میزی لرزان
یا نوشتن شعری ...

ادامه ...
داستانی از علی خاکزاد
23 بهمن 95 | داستان | علی خاکزاد داستانی از علی خاکزاد
آب نرم نرم گرم می شد و بخار می زد و می پیچید توی حمام. مرد قوز کرده بود. خودش را بغل کرده بود و منتظر بود برود زیر دوش. زن از پشت خودش را چسباند بهش
-دیگه نمی خوای؟
باز همان سؤال که هربار جوری می پرسید؛همیشه همان بود حتی اگر از وضع هوا می پرسید توی رختخواب دم صبح که ...

ادامه ...
شعرهایی از آفاق شوهانی
23 بهمن 95 | شعر امروز ایران | آفاق شوهانی شعرهایی از آفاق شوهانی
نت‌هایی از باران
نخ‌هایی از سیگار
برای دیوانگی‌ام کافی‌ست
درها را ببند ...

ادامه ...
شعرهایی از علی خاکزاد
23 بهمن 95 | شعر امروز ایران | علی خاکزاد شعرهایی از علی خاکزاد
گرهی بر آسمان بود از سنت ستاره و نور
چون ماه برشته از خوﺷﻪها گذشت
طالع شدی بر خاک
سنگ را دوﺳﺖتر داشتی و آب ...

ادامه ...
یادداشتی بر یک شعر میرزا آقا عسگری
محمدرضا حجازی
23 بهمن 95 | اندیشه و نقد | محمدرضاحجازی یادداشتی بر یک شعر میرزا آقا عسگری 
محمدرضا حجازی
غربت انسان! غربت نهفته ای که ازاپتدای ناپیدای هستی باسرنوشت بشرگره خورده است ولحظه ای از این غریبیافته جدانمی شود! وانسان! انسان تکرارشده ی عصرشقاوت وآهن! جنگ ورنگ!حقارت ونیرنگ! انسان تکرارشده ی عصراسکناس های فرسوده وبال های باطله ی پرنده گان - پلاستیکی! انسان عصرماتم واتم ...

ادامه ...
شعری از امید روزبه
23 بهمن 95 | قوالب کلاسیک | امید روزبه شعری از امید روزبه
سرما زده و چيزى
جز پرچماى مشكى
از پنجره پيدا نيست
هرچند توو آبادى
نزديكِ هزار ساله
هيچ پنجره اى وا نيست ...

ادامه ...
شعری از محمدحسن مرتجا
19 بهمن 95 | شعر امروز ایران | محمدحسن مرتجا شعری از محمدحسن مرتجا
سایه ی تو را می دانم
و دست هایت را که مرا به وقت گیاهان میزان می کند
- چرا بایستم؟!
چرا...
با قامتی از برف
...

ادامه ...
شعری از مظاهر شهامت
19 بهمن 95 | شعر امروز ایران | مظاهر شهامت شعری از مظاهر شهامت
کسی پیش از اغتشاش میان ابرها
( و آن موقع
دلایل سیاسی بود را به شدت پیش کشیده بودند
که روی پیشانی گاو که پشت میز خطابه ﻣﻲایستاد
که دیوار بر متنی آوار نشود ...

ادامه ...
شعری از ﻋﻠﻴﺮﺿﺎ ﻧﻮﺭﻱ
19 بهمن 95 | شعر امروز ایران | ﻋﻠﻴﺮﺿﺎ ﻧﻮﺭﻱ شعری از ﻋﻠﻴﺮﺿﺎ ﻧﻮﺭﻱ
دست ﻣﻲبرم
چند تار مويت را از گوﻧﻪات ﻣﻲدهم كنار
پوست تعريف نازكي از توست
وقتي روشني
و انگشتم گير كرده لاي لاي موهات ...

ادامه ...