شعری از محمدرضا طباطبایی
29 آذر 96 | قوالب کلاسیک | محمدرضا طباطبایی شعری از محمدرضا طباطبایی
از هر کجای گریه برگردم خطا کردم!
وقتی پس از تو مقصدم بیراهه ی آه است
تا برنگردی برنمیگردم از این کابوس
تا برنگردی عمر این دیوانه کوتاه است ...

ادامه ...
شعری از آیدا مجیدآبادی
27 آذر 96 | شعر امروز ایران | آیدا مجیدآبادی شعری از آیدا مجیدآبادی
مهم‌ترین تصمیم زندگی‌اش جان من بود
گرفت
و به چله نشست
حالم را از کدام ستاره بپرسم ...

ادامه ...
داستانی از احمد رمضان
ترجمه ی مصیب قبادی
27 آذر 96 | ادبیات عرب | مصیب قبادی داستانی از احمد رمضان
ترجمه ی مصیب قبادی
دیر وقت از سر کار برگشتم.. پیش از اینکه به خانه ای که آنجا سکونت دارم نزدیک شوم، چند تا وسیله خریدم.. دیدن ماشین پلیس که ورودی محله را سد کرده بود، غافلگیرم کرد.. چند تا نظامی، دور و بر آن را گرفته بودند، تا مانع پیش روی اهالی محل شوند. پشت دیواری که سربازان ساخته بودند، تعداد زیادی از اهالی ایستاده بودند و با فضولی و کنجکاوی، سرک می‌کشیدند ...

ادامه ...
شعرهایی از هرمز علیپور
26 آذر 96 | شعر امروز ایران | هرمز علی پور شعرهایی از هرمز علیپور
این زخم هیچ سرد نمی‌شود
اگر که باز می‌خندم
مثل وقتی ماشین از روی کفشم رد شد
در ابتدای صبح‌ها ولی معمولاً ...

ادامه ...
شعری از تورگوت اویار Turgut Uyar
به همراه اصل شعر
برگردان از ابوالفضل پاشا
26 آذر 96 | ادبیات ترکیه و آذربایجان | ابوالفضل پاشا شعری از تورگوت اویار Turgut Uyar
به همراه اصل شعر
برگردان از ابوالفضل پاشا
پنجره‌ی کوچکِ من به ‌باغ می‌نگرد
درختانِ بادام و
درختانِ آلو/ به ‌شب نگاه می‌کنند
نوری از برگ‌ها بر زمین می‌ریزد ...

ادامه ...
شعری از ارسلان چلبی
ترجمە ی فرهاد لطفی
25 آذر 96 | ادبیات کردستان | فرهاد لطفی شعری از ارسلان چلبی
ترجمە ی فرهاد لطفی
در توالت
کسی را شناختم و عشق از منظر او مرزی شناختە شدە دارد!
احساس کردم تنهاست،
گوشەایست بی‌کس.
تلخ اندر تلخ و پیچیدە آدرسهایش ...

ادامه ...
شعری از طاهره خنیا
25 آذر 96 | قوالب کلاسیک | طاهره خنیا شعری از طاهره خنیا
یا به چشم و دست و یاد .. و چشم و دست و یاد ، پَر ! شبیه ِ زخم کهنه ای برهنه زیر ِ پالتو !
نریز خنده خنده .. خیره .. خسته .. خرد .. جمع کن ! شکسته هات را بچسب ، چسب ِ زخم ِ نو به نو !
نترس از شب ِ دراز و چشم ِ باز و تخت ِ طاق باز و وزن ِ گله ی گراز روی سینه ات !
که زنده ای ! تپنده ای ! اگرچه لای چرخ دنده ای و خرد می شوی و خاک و خون .. بلندشو ! ...

ادامه ...
نگاهی به دو مجموعه ردپا و سایه ها از آوا رضایی
امین فقیری
25 آذر 96 | اندیشه و نقد | امین فقیری نگاهی به دو مجموعه ردپا و سایه ها از آوا رضایی
امین فقیری
دو مجموعه ی شعر هر یک با حال و هوایی خاص ،اولی شعرها معنا پذیرو دست یافتنی و دومی در فضایی گریزان و پست مدرن یا بقولی انتزاعی که بیشتر یادآور مدرنیسم حاد در نقاشی است .در رد پای معکوس اندیشه ها راحت و دلپذیرند و مفاهیم روایت وار در هم تنیده شده است ...

ادامه ...
شعری از علی اسداللهی
23 آذر 96 | شعر امروز ایران | علی اسداللهی شعری از علی اسداللهی
گفته بودم جدّی نگیر
گفته بودم گاهی دست کن در آن جیب سوراخ وُ
در آستر بارانی دنبال چیزی بگرد
زیر فرش دنبال چیزی بگرد
زیر پلک ...

ادامه ...
داستانی از مونا عسگریانی
23 آذر 96 | داستان | مونا عسگریانی داستانی از مونا عسگریانی
الو، من یکی رو کشتم! بله، بله، حتما تموم کرده. نمی دونم کِی و چه وقت! ولی الان مُرده. یک لحظه اجازه بدین؛ توضیح میدم خدمت تون آقا! زنگ زدم که ازتون کمک بخوام. باید پنجره رو باز کنم.آه، بزارین نفس تازه کنم. جسدش؟! اینجا نیست؛ غیب شده. نه، نه، من اونو جایی نبردم؛ فقط کشتمش. همدست؟! نه، ندارم. گمان نمی کنم زنده باشه؛ خودش گفته که مُرده ...

ادامه ...