شعرهایی از هرمز علی پور
30 مرداد 00 | شعر امروز ایران | هرمز علی پور شعرهایی از هرمز علی پور
حس‌های خوبی به من دست نمی‌داد
از کودکی
به صف‌های یکنواخت که می‌رسیدیم
که می‌دیدم ...

ادامه ...
شعرهایی از حسین اشراق
30 مرداد 00 | شعر امروز ایران | حسین اشراق شعرهایی از حسین اشراق
تو آغاز شدی
آغاز شدی
آغاز، از سمت دیگر تخت
چهار زانو داشت تنت
به سمتی که می‌گفتند رفتی ...

ادامه ...
داستانی از مینا امیرحسینی
30 مرداد 00 | داستان | مینا امیرحسینی داستانی از مینا امیرحسینی
پای چشمهایش گود افتاده بود و صورتش به زردی می زد.اما هنوز هم چند ثانیه ای طول می کشید تا آدم به خودش بیاید و از نگاه کردن به آن چشمهای درشت دست بکشد.حالا پشت سر او روی لبه پهن استخر راه می رفت و سایه هایشان را تماشا می کرد. سایه ای کشیده که یک سایه پهن نصفه نیمه و لرزان دنبالش راه افتاده بود ...

ادامه ...
نگاهی به" دست‌دست کردن دستی بر دسته‌ی در"
سروده‌ی باربد دری
رضا بختیاری اصل
30 مرداد 00 | اندیشه و نقد | رضا بختیاری اصل نگاهی به
در این نوشته نخست می‌خواهم گزارشی مختصر و کوتاه از شعر سه دهه‌ی پایانی قرن گذشته دهم و به این پرسش پاسخ دهم که چرا اکنون شعر فارسی گویا به رکود و انحطاط و در جا زدنی رسیده که منتقدان دل‌آگاه به آن اشاره می‌کنند و آنان که دلسوزان واقعی شعر فارسی - این هنر دیرپای ایرانی - هستند راهی برای برون‌رفت از آن می‌جویند ...

ادامه ...
عودِ جان موومانِ غریب شعر
بهنود بهادری
30 مرداد 00 | اندیشه و نقد | بهنود بهادری عودِ جان  موومانِ غریب شعر
بهنود بهادری
سیروس رادمنش و رفتار ادبی او را اگر بخواهم شرح دهم باید بگویم او مشابهت های رفتاری بسیاری با پرویز اسلامپور و نوشتنش داشت: جنون و فیگور. در نزد شاعران "شعر دیگر" و مدهوشی از جهان و واقعیت هایش یا همان که رمبو نوشت: " من دیگری هستم" این حالت ها را می توان در زبان و تصاویر اشعارشان دید ...

ادامه ...
خوانش بینامتنی آثار فیگوراتیو منصور قندریز
نوشته ی ترنم تقوی و محبوبه پهلوان
30 مرداد 00 | اندیشه و نقد | ترنم تقوی و محبوبه پهلوان خوانش بینامتنی آثار فیگوراتیو منصور قندریز
نوشته ی ترنم تقوی و محبوبه پهلوان
بنا بر تعریف بینامتنیت، هر متن با بازآفرینی معانی گذشته، صورت متحول شده متون پیش از خود است. رولان بارت با طرح بینامتنیت خوانشی و توجه به مخاطب، گستره نوینی را به روی تاویل معنا و خوانش چندباره آثار هنری و ادبی گشود.
در این نوشتار سه اثر از مجموعه آثار فیگوراتیو منصور قندریز، به روش توصیفی- تحلیلی، توسط نویسنده و جامعه آماری منتخب وی، مورد خوانش بینامتنی قرار گرفته است ...

ادامه ...
شعری از امیرحسین تیکنی
30 مرداد 00 | شعر امروز ایران | امیرحسین تیکنی  شعری از امیرحسین تیکنی
افسون و رؤیا بودیم
آن شب
که روبه‌روی دریا نعره می‌زدیم
آن شب که باد ...

ادامه ...
شعرهایی از علی جهانگیری
30 مرداد 00 | شعر امروز ایران | علی جهانگیری شعرهایی از علی جهانگیری
کودکی و اردیبهشت پر از مه بود
مه
کودکی دریاست
ساحلش ما ...

ادامه ...
نگاه به «با پریان گریخته از شیشه‌های عطر»
سروده‌ی بهمن ساکی
بهزاد خواجات
30 مرداد 00 | اندیشه و نقد | بهزاد خواجات نگاه به «با پریان گریخته از شیشه‌های عطر» 
سروده‌ی بهمن ساکی 
 بهزاد خواجات
روزی روزگاری ماهیگیر پیری بود که پسر پیرتری داشت و هر چه قسم می‌خورد که پسر اوست، هیچ‌کس باور نمی‌کرد تا این‌که در آن شهر قحطی بزرگی اتفاق افتاد و قرار شد که پدرها برای حفظ جان بچه‌ها و جوان‌ها خودکشی کنند ...

ادامه ...
شعری از بهچت آیسان
ترجمه ی ثریا خلیق خیاوی
30 مرداد 00 | ادبیات ترکیه و آذربایجان | ثریا خلیق خیاوی شعری از بهچت آیسان
ترجمه ی ثریا خلیق خیاوی
در تمامِ طولِ راه‌آهن راه رفتم
آسمانی سیاه هم‌راه‌ام
راه رفت ...

ادامه ...
شعرهایی از نرگس دوست
30 مرداد 00 | شعر امروز ایران | نرگس دوست شعرهایی از نرگس دوست
من صورت نااُمیدِ دهانِ دیگری‌ بودم
دیگری در صورتِ منفعل من مُرد
و ماهِ جوان پدیدار شد در برید‌ه‌ی دو لب ...

ادامه ...
شعری از یونس رضایی
ترجمه از زبان کردی : سیامند مهتدی
30 مرداد 00 | ادبیات کردستان | سیامند مهتدی شعری از یونس رضایی
ترجمه از زبان کردی : سیامند مهتدی
چند روزیست
روزنامەها؛ دورند از کلام رود
لبریز؛ از رویداد زبانی اخگری
که کوچەهای جنگل را مرور می‌کند ...

ادامه ...
داستانی از مهدیه زرگر
30 مرداد 00 | داستان | مهدیه زرگر داستانی از  مهدیه زرگر
یک سال و ده روز است که دیگر نیستم. تمام شده ام و چهار دیواری که خانه ام بود پر شده است از عکس هایم. خانه ام تغییر کرده است. حتا لباس هایم. با یک دست لباس سفید که دوختی نداشت مرا به این خانه سپردند. خانه ای بی پنجره بی آسمان. گاهی دست هایم را از زیر خاک بیرون می آورم و اجازه می دهم آفتاب و باران ...

ادامه ...
شعری از زنبق سلیمان نژاد
30 مرداد 00 | قوالب کلاسیک | زنبق سلیمان نژاد شعری از زنبق سلیمان نژاد
از روزهاي رفتنت پاييزتر بودم
از شمس هاي ديگرت تبريزتر بودم
باران اگر آن سوي شيشه داشت مي باريد
اين سوي شيشه بي هوا، من نيز تر بودم ...

ادامه ...
شعری از مهرداد شهابی
30 مرداد 00 | قوالب کلاسیک | مهرداد شهابی شعری از مهرداد شهابی
ما خُرده های شیشۀ عمرِ صداقتیم
اسنادِ محرمانۀ صدها جنایتیم
ما گوشت های چرخ شده در کنارِ هم
گلبرگ های سوختۀ بی قرارِ هم ...

ادامه ...
برگردان شعری از سید علی صالحی به کردی
مترجم : بابک صحرانورد
30 مرداد 00 | ادبیات کردستان | بابک صحرانورد برگردان شعری از سید علی صالحی به کردی 
مترجم : بابک صحرانورد
سڵاو! هەموان حاڵمان باشه‌
خەفەتێک نییە، جگە لەدیارنه‌مانی جار جارەی خەیاڵێکی دوور
کە خەڵکی پێی ده‌ڵێن شادومانی بێ هۆ
...

ادامه ...
شعرهایی از محمود درویش
ترجمه آزیتا قهرمان
30 مرداد 00 | ادبیات جهان | آزیتا قهرمان شعرهایی از محمود درویش 
ترجمه آزیتا قهرمان
روز شنبه خیال کردم مرده ام
به خودم گفتم باید ارثی باقی بگذارم
اما چیزی نیافتم
گفتم باید دوستی را صدا کنم ...

ادامه ...
شعری از اورهان ولی
برگردان: مریم قربان زاده
30 مرداد 00 | ادبیات ترکیه و آذربایجان | مریم قربان زاده شعری از اورهان ولی
برگردان: مریم قربان زاده
می‌توانید صدایم را بشنوید در مصراع‌هایم
اگر گریه کنم؟
می‌توانید لمس کنید با دست‌های‌تان
اشک‌هایم را؟ ...

ادامه ...
داستانی از خاطره حجازی
30 مرداد 00 | داستان | خاطره حجازی داستانی از خاطره حجازی
سواری از دور می آید. جلوی پایم می ایستد. تیغ آفتاب نمی گذارد صورتش را ببینم. کیسه ای کوچک دستم می دهد و چهارپایش مثل باد می رود. سرِکیسه را شل می کنم. سکه ای از آن بیرون می آورم. نقش هرکول با یک دسته ‌گل آلاله به دور سر، روی سکه حک‌شده است ...

ادامه ...
شعری از نعمت مرادی
30 مرداد 00 | شعر امروز ایران | نعمت مرادی شعری از نعمت مرادی
فکر می‌کنم به تمامیت تو
به دیروز که نشسته بودی روی کاپوت ماشین در خلوت آن کوچه
به بوی تو و عطر آن‌همه اقاقیا
به خورشید که روی تجریش می‌خندید ...

ادامه ...
داستانی از حمید نیسی
30 مرداد 00 | داستان | حمید نیسی داستانی از حمید نیسی
تنهایی و دل تنگی غروب جمعه ی آبادان آوار شده بودند روی سر یاسین، خورشید نور پریده رنگ و بی رمقش را روی برگ های سبز درخت اوکالیپتوس کنار پاسگاه انداخته بود. یاسین آرام و قرار نداشت، فکر اینکه سکینه وقتی بفهمد چه ...

ادامه ...