شعری از محمد عسکری ساج
1 خرداد 99 | شعر امروز ایران | محمد عسکری ساج شعری از محمد عسکری ساج
خواستم بیرون بروم از خانه
خانه رفته بود
بیرون رفته بود
خواستم به خیابان بروم
خیابان رفته بود ...

ادامه ...
سه شعر از علی خاکزاد
25 اردیبهشت 99 | شعر امروز ایران | علی خاکزاد سه شعر از علی خاکزاد
شب در سکوت خود جاری است
از خانه تا خیابان
دل به وسوسه و باد می‌سپارم
ناگهان
نور
نور زلال شرقی
می‌گذرد
این بشارت مرگ است ...

ادامه ...
سه شعر از فرناز فرازمند
18 اردیبهشت 99 | شعر امروز ایران | فرناز فرازمند سه شعر از فرناز فرازمند
در شالی سفیدم بپیچ
وقتی که نوچم از عسل مرگ
آن‌جاست
لای آبی‌های آن حریر
بازش کرده‌ام روزی از گردنی
نرم
که نبیند

...

ادامه ...
شعری از نازنین زالی
13 اردیبهشت 99 | قوالب کلاسیک | نازنین زالی شعری از نازنین زالی
بپیچ دورِ گلویم دوباره دستت را
نشان بده به تنم باز، نازِ شستت را
در این نبرد همیشه تو برده ای،چون من
نخواستم که ببینم غمِ شکستت را ...

ادامه ...
شعری از محمد شریف
14 اردیبهشت 99 | قوالب کلاسیک | محمد شریف شعری از محمد شریف
از اول در مصافش می شوم مقهور..معلوم است
کنار یک سلیمان جایگاه مور،معلوم است
نبرد شرم و شیطان است و شرمِ من نمی داند
که وضعِ جنگ با سرپنجه ی پُر زور،معلوم است ...

ادامه ...
شعری از علی محمد زیدوندی
13 اردیبهشت 99 | قوالب کلاسیک | علی محمد زیدوندی شعری از علی محمد زیدوندی
افتاده به نبض ام ضـَربان نرسیدن
ای لال شوی لال؛ زبان نرســیدن
با این نَفَس سردو قطاری که نیامد
پیـچیـده به پایـم چمدان نرسیدن ...

ادامه ...
شعری از علی اخوان
11 اردیبهشت 99 | شعر امروز ایران | علی اخوان شعری از علی اخوان
دنبال من گذاشت
و من
شبیه نبودنم بودم
شبیه این‌که زنبوری لای شعله‌ای
یا پروانه‌ای میان بند رخت زنانه
دنبال من گذاشت
و من برای برداشتن
 کوچک بودم ...

ادامه ...
شعری از رضا حیرانی
5 اردیبهشت 99 | شعر امروز ایران | رضا حیرانی شعری از رضا حیرانی
بوی پوستِ تو منهای عطرت
بوی باران بر آجرهای عمارتی قجری‌ست
که بر تراسش بوسیدمت
پیش از آنکه به دنیا آمده باشی
خاتونِ خرامان به خیابان‌های تهران ...

ادامه ...
شعری از علی‌رضا فراهانی
5 اردیبهشت 99 | شعر امروز ایران | علی‌رضا فراهانی شعری از علی‌رضا فراهانی
شهر به هم ریخته بود
گفته بودیم

شهر به هم ریخته است
شهر به هم می‌خورد
شهرها در هم خواهند رفت
...

ادامه ...
شعری از نازك الملائكة
ترجمه ی محمد حمادی
1 اردیبهشت 99 | ادبیات عرب | محمد حمادی شعری از نازك الملائكة
ترجمه ی محمد حمادی
شب آرام گرفت
به صدای پژواک ناله‌‌ها گوش می‌‌سپارم
در قعر ظلمت، به زیرِ سکوت، برای مردگان
فریادهایی بالا می‌‌گیرند، هولناک می‌‌شوند
اندوهی می‌‌جوشد، شعله‌‌ور می‌‌شود ...

ادامه ...