شعری از فخرالدین سعیدی
18 مهر 97 | شعر امروز ایران | فخرالدین سعیدی شعری از فخرالدین سعیدی
آن روزها
ملیکا یاسمن چند روزه بود
و صدای انقلاب به اتاق خواب بچه های چهل روزه نیز رخنه کرده بود
یادش بخیر
تو برای من وینستون چهارخط بودی
عطری بودی لای گیسوی شمشادها ...

ادامه ...
شعری از رویا ابراهیمی
18 مهر 97 | قوالب کلاسیک | رویا ابراهیمی شعری از رویا ابراهیمی
قلب من خانه ی زنی تنهاست
که بغل می کند جنونش را
که در آغوش می کشد هر شب
گریه ی کودک درونش را ...

ادامه ...
شعرهایی از ابوالفضل پاشا
5 مهر 97 | شعر امروز ایران | ابوالفضل پاشا شعرهایی از ابوالفضل پاشا
بوى الکل از همه‌جا بوى فِنُل پیچیده است
و مجبورم این‌ها چه‌گونه من باید تحمل کنم
که این‌جا تو را بگو چرا آورده‌اند؟ ...

ادامه ...
داستانی از آرنابا ساها
برگردان امیررضا رحیم بخش
5 مهر 97 | ادبیات جهان | امیررضا رحیم بخش داستانی از  آرنابا ساها
برگردان امیررضا رحیم بخش
دامینی داشت به کبیر تلفن می کرد که زنگ در به صدا درآمد. تنها و مضطرب در اتاق منتظر شوهرش نشسته بود. خیلی دیر شده بود با اینکه می دانست که چرا او دیرکرده، می خواست بداند که در آنجا چه اتفاقی در حال رخ دادن است.
دامینی همانطور که روی کاناپه کنار شوهرش نشست، پرسید: «نیشی چطوره؟»
کبیر آهی کشید و گفت: «خوبه» ...

ادامه ...
نقدی بر رمان وریا نوشتۀ سیده‌زهرا محمدی
صبا دبا‌غ‌منش
5 مهر 97 | اندیشه و نقد | صبا دبا‌غ‌منش نقدی بر رمان وریا نوشتۀ سیده‌زهرا محمدی
صبا دبا‌غ‌منش
وریانام اولین اثر سیده‌زهرا محمدی است که در سال ۱۳۹۶ چاپ شد. این کتاب در نمایشگاه کتاب تهران در روز اول، پرفروش‌ترین بود. وریا نامی کُردی به معنای آگاه و بیدار است (وریا، ص ۳۸). این کتاب در هجده فصل و ۱۵۱ صفحه تنظیم شده است.روایت دربارۀ دختری نوجوان است که مادری مذهبی و پدری نه‌چندان معتقد دارد. با ورود یک معلم جدید به مدرسه، دانش‌آموزان با پروژۀ حجاب روبه‌رو می‌شوند و دختر نوجوانِ داستان تصمیم می‌گیرد با تحقیق و مطالعه به این نتیجه برسد ...

ادامه ...
داستانی از عباس محمودی
28 شهریور 97 | داستان | عباس محمودی داستانی از عباس محمودی
مردم شهر نمی‌دانستند آنچه در کابوس‌های شبانه‌شان شنیده‌اند فریاد وحشت دیگری بوده یا فریاد خودشان. هراسان از خواب پریدند و صدای مکرر ناقوس را شنیدند که توی سرشان دلنگ‌دلنگ می‌کوبید. آیا از کابوس برخاسته‌اند یا به‌سوی کابوس پیش می‌روند؟ خواب‌آلود و تلوتلوخوران مثل آدم‌های تسخیرشده راه افتادند. ...

ادامه ...
شعری از بهروز دولت آبادی
28 شهریور 97 | قوالب کلاسیک | بهروز دولت آبادی شعری از بهروز دولت آبادی
خیلی وقته دیگه بارون نمیاد
کمر بیل و زمین خم کرده
آسمون خلیفه ی خسیسیه
سر کیسه هاشو محکم کرده ...

ادامه ...
داستانی از علی خاکزاد
28 شهریور 97 | داستان | علی خاکزاد داستانی از علی خاکزاد

خاله سفره یک بار مصرف گل بته ای را آورد،آن سرش را دخترخاله گرفت و رولش ماند تو دست های سفید او،دور رفتند از هم،یکی سمت ال سی دی،یکی سمت مبل ها. خاله گفت:
-خوبه
انتهای سفره را با گزلیک برید،لبه هاش را کشیدند،چند بار تکانش دادند تا دو سه تای سفره باز شد و دهنم آب افتاد برای شام. بشقاب چینی ها،لیوان های پابلند و دوغ را که آوردند دیگر نشسته بودیم دور سفره. ...

ادامه ...
نگاهی به رباعیات ایرج زبردست
مهدی مظفری ساوجی
28 شهریور 97 | اندیشه و نقد | مهدی مظفری ساوجی نگاهی به رباعیات ایرج زبردست
مهدی مظفری ساوجی
ایرج زبردست در رباعی امروز همواره حرف‌های نغز و تازه‌ای برای گفتن داشته است. از همان دهه‌ هفتاد که داشت آرام آرام قدم‌های مطمئنی برمی‌داشت و جاپای محکمی برای خودش تدارک می‌دید و مثلاً می‌سرود:
تا زمزمه‌ی یاد تو در بی‌یادی‌ست
در من قفسی رنگ پر آزادی‌ست دیوار فروریخته می‌داند و خاک
جایی که خراب است پر از آبادی‌ست ...

ادامه ...
شعری از علی باباچاهی
22 شهریور 97 | شعر امروز ایران | علی باباچاهی شعری از علی باباچاهی
تصور کنید در خیابان اجرا می‌شود این نمایشنامه که هنوز نوشته نشده
با چند نماد و استعاره نظام‌های توتالیتر پاشیدند از هم
خواب دیدن و دیدنِ خواب هدیه خدایان است
حکومت نظامی عنوان انشای دبیرستانی ما بود
در تاریکی سربازی سایه من را با تیر نزد ...

ادامه ...