شعرهایی از علی مومنی
12 دی 95 | قلمرو شعر | علی مومنی شعرهایی از علی مومنی
می آیی / ای سراغ!
می گیری و دوباره دور می شوی
بر سنگ ردّ پایی و
در آسمان خورشید ...

ادامه ...
شعرهایی از هوشنگ چالنگی
11 دی 95 | قلمرو شعر | هوشنگ چالنگی شعرهایی از هوشنگ چالنگی
اینجا پرنده‌ها
در یک شعاع محدود
پشت حصارهایی از آهن
خود را،
با زندگی تازه خود وقف داده‌اند ...

ادامه ...
شعری از اﻣﻴﺮﺣﺴﻴﻦ ﺑﺮﻳﻤﺎﻧﻲ
10 دی 95 | شعر امروز ایران | اﻣﻴﺮﺣﺴﻴﻦ ﺑﺮﻳﻤﺎﻧﻲ شعری از اﻣﻴﺮﺣﺴﻴﻦ ﺑﺮﻳﻤﺎﻧﻲ
هرچیزی از ابتدای خودش آغاز می شود
روزها از ابتدای خودشان
که صبح است
و شب ها هم از امتداد روزها
که عصر است
اِه چطور شد؟! ...

ادامه ...
شعری از پرویز اسلامپور
9 دی 95 | قلمرو شعر | پرویز اسلامپور شعری از پرویز اسلامپور
اگر از آسمان –
که کویری ست –
تنها یک پرنده به آبشخور گیاه رود
من با این دستهای ترس
جزام را به میکده می آرم ...

ادامه ...
با چشمی از عشق
شعری از احمدرضا احمدی
9 دی 95 | قلمرو شعر | احمدرضا احمدی با چشمی از عشق 
شعری از احمدرضا احمدی
فقط بود
کسی که چشمانش از عشق بود
و گندم بود
و طلوع تفنگ . ...

ادامه ...
شعری از بهزاد زرین پور
8 دی 95 | قلمرو شعر | بهزاد زرین پور شعری از بهزاد زرین پور
-این قدر به عقربه های ساعت التماس نکن
این سوی دیوار
همان قدر می چرخد زمین
و ما همان قدر می توانیم سایه بگیریم از آفتاب
کافیست این چهار تا دیوار را پشت و رو کنیم : ...

ادامه ...
شعری از فرهاد زارع کوهی
8 دی 95 | قوالب کلاسیک | فرهاد زارع کوهی شعری از فرهاد زارع کوهی
یک کاخ وارونه بودم
کاخی کلنگی که هرروز
با فرض دیوارهایش
دیوانه می‌شد ...

ادامه ...
"جاسوس‎ها" از مایکل فرین
امیر حسین بریمانی
8 دی 95 | بررسی کتاب | امیر حسین بریمانی
رمان «جاسوس‌ها»، اثر مایکل فرین با ترجمه کیهان بهمنی توسط نشر چترنگ وارد بازار کتاب شد. این نخستین رمانی است که به قلم این نویسنده در ایران منتشر می‌شود. از فرین پیش‌تر دو نمایشنامه «کپنهاگ» و «دمکراسی» به فارسی برگردانده شده بود. در میان رمان های این نویسنده رمان جاسوس‌ها که در سال ۲۰۰۲ نوشته شده است، موفق به دریافت دو جایزه ادبی مهم شده است ...

ادامه ...
شعر امروز ایران، گمگشته ای در بیکران
انصار امینی
8 دی 95 | اندیشه و نقد | انصار امینی شعر امروز ایران، گمگشته ای در بیکران
انصار امینی
در سال های اخیر تمرکز بر زبان شعر، فاصله ی شعر و زبانِ معیار جامعه را به شکل نارسایی از بین برده است و معرفِ زبانی بوده است که شاعرانگی را در خود کشته است؛ زبانی که نه بلاغت در آن خبری هست و نه از فصاحت! اگر از رویکردِ صورتگرایی کمک بگیریم، اشکلوفسکی(Viktor Shklovsky) و هاورانک(Bohuslav Havránek) و دیگر صورتگرایان، شعریتِ شعر و ادبیات را در برجسته سازی و آشنایی زدایی و هنجارگریزی زبان می دانند و ...

ادامه ...
معرفی کتاب "چیزهای تیز" از گیلیان فلین
امیرحسین بریمانی
8 دی 95 | بررسی کتاب | امیرحسین بریمانی معرفی کتاب
ترجمه جدیدی از گیلیان فلین، نویسنده آمریکایی با عنوان «چیزهای تیز» از سوی انتشارات چترنگ منتشر شد. نشر چترنگ رمان "چیزهای تیز" به قلم گیلیان فلین را منتشر کرد. این کتاب که در سال 2006 نوشته شده است و داستان خبرنگاری به نام کامیل پریکر را روایت می‌کند. کامیل مدتی به‌دلیل خودآزاری در یک آسایشگاه روانی بستری می‌شود و ...

ادامه ...
دو شعر از علی باباچاهی
6 دی 95 | قلمرو شعر | علی باباچاهی دو شعر از علی باباچاهی
زیر همین چند سطر گل سرخ را امضا کن
و نام و نام خانوادگی اَت را هم بنویس
بیست و چند سال دیگر از این جا که می گذری
من که نباشم/ تمام حیاط را پوشانده ست
امضای یادگاری برای همینجور چیزهاست
چشم هایت را در آینه امضا می کنی ...

ادامه ...
شعرهایی از قاسم آهنین جان
5 دی 95 | شعر امروز ایران | قاسم آهنین جان شعرهایی از قاسم آهنین جان
به گشت ها شدم
با زخم ها
که بنفشه ی یغمایند
گریبانم سایه ی ملکوت است ...

ادامه ...
نگاهی بر مقاله ی "شعر و اشیاء" در "طلا در مس" اثری از دکتر براهنی
عبدالکریم قیطانی فرد
5 دی 95 | اندیشه و نقد | عبدالکریم قیطانی فرد نگاهی بر مقاله ی
گاهی باید گفت که نباید آنگونه که مولف هر اثری میخواهد به اثرش نگاه شود، نگاه کرد. خوب شاید بپرسیم چرا؟ پس چگونه باید به یک اثر نگریست؟ جهت روشنگری لطفا به این مثال توجه کنید:
من در یک اثر، مضمونِ دایره ای چهار گوش را از آنجایی که میتوان دایره و چهار گوش را توصیف کرد ، توضیح می دهم ،اما آیا دایره ای چهارگوش را میتوان بعنوان یک حقیقت خارجی پذیرفت؟ پس اولین وظیفه ی یک مخاطب آن است که بداند آیا نگاه مولف از جزء به کل یا از کل به جزء نسبت به مضمون درست است یا ...

ادامه ...
شعری از اﻛﺒﺮ ﻗﻨﺎﻋﺖﺯاﺩﻩ
5 دی 95 | شعر امروز ایران | اﻛﺒﺮ ﻗﻨﺎﻋﺖﺯاﺩﻩ شعری از اﻛﺒﺮ ﻗﻨﺎﻋﺖﺯاﺩﻩ
پرﺩﻩی اول
بیرون زده بود
از فکرهای نرﺩﻩکشیده
بیرون زده بود
آب مرده - مرداب متلاطم
فاﻧﻮﺱهای لاﻧﻪزنبوری ...

ادامه ...
داستانی از
الیاس خمسه
5 دی 95 | داستان | الیاس خمسه داستانی از 
الیاس خمسه
انتهاى ناخن يه نيم دايره سفيد رنگ هست..كه ميره زير گوشت و پوست..اونجا نرمترين قسمت ناخنه..اصن ناخن از اونجا زور ميزنه تا بياد بالا..امروز با دندون همون جارو كندم..خيلى وقته نوك انگشتاى دستم پوس پوس ميشه..منم تا اونجا كه ميشه ميكنم..اونوقت تا يه هفته دست به هر چى ميزنم خونى ميشه..ولى تا حالا اينقدر جلو نرفتم كه به زير ناخن برسم..اولش شك داشتم..ولى چند ثانيه بعد تيكه تيكه ناخناى نرمو با دندون از زير گوشت ...

ادامه ...
داستانی از
پریسا جلیلیان
5 دی 95 | داستان | پریسا جلیلیان داستانی از 
پریسا جلیلیان
روی کاناپه وسط حال دراز کشیده ایی، پنجره ی اتاق باز است. شاخ وبرگ های درخت انار تو آمده اند و خودشان را به شیشه می کوبند. تکه نور سمجی روی دستات افتاده ، دست میکشی روی تنت و به لکه های قرمز و براق خیره میشوی، ذره های طلایی ونقره ایی توی هواچرخ می خورند و ...

ادامه ...
شاعری از جنوب، ابوالقاسم ایرانی
عبدالرضا قنبری
4 دی 95 | اندیشه و نقد | عبدالرضا قنبری شاعری از جنوب، ابوالقاسم ایرانی
عبدالرضا قنبری
از شاعران نسل اول شعر بوشهر،یعنی دهه چهل تا شصت، می توان از محمد رضا نعمتی زاده، منوچهر آتشی، علی باباچاهی، محمد بیابانی، عبدالرسول حامدی، قاسم ایرانی، محمدآذری، ایرج شمسی زاده، جعفر حمیدی ، عبدالمجید زنگویی ، عبدالباقی دشتی نژاد ، شیرزاد آقایی ، پرویز پروین ، منوچهر بهروزیان و محمد آرش نیا می توان نام برد.در این بین شاعرانی چشم از جهان فرو بستند و تنها خاطره ای با چند دفتر شعر ، برای نسل های بعد باقی ماند ...

ادامه ...
شماره سه و چهار مجله کوه ران
3 دی 95 | نشر الکترونیکی | پیاده رو شماره سه و چهار مجله کوه ران
شماره سه و چهار مجله کوه ران با همکاری مجله ادبی پیاده رو منتشر شد . با آثاری از : هرمز علیپور ،احمد پوری ،محمود معتقدی، رضا چایچی، حافظ موسوی ،ایرج ضیایی ،مهردادفلاح ، محمدهاشم اکبریانی ، محمد آزرم ،علی قنبری ،حمید شریف نیا ،علیرضا بهنام،بهزاد خواجات، منصور خورشیدی، مظاهر شهامت، سهند آدم عارف، علی رضا نوری، محمد آشور، میثم ریاحی، علی اسدالهی ...

ادامه ...
شعرهایی از فدریکو گارسیا لورکا
ترجمه ی بیژن الهی
3 دی 95 | قلمرو شعر | فدریکو گارسیا لورکا شعرهایی از فدریکو گارسیا لورکا
ترجمه ی بیژن الهی
برخیز ای یار
شنیدنْ زوزه ی سگ آشوری را .
سه حوری ی سرطان رقصیده اند ،
پسرم .
از کوهستان ، موم قرمز آورده ند
و شمد های خشن که خفته بود در آن
سرطان . ...

ادامه ...