شعری از مسعود نامداری
30 اردیبهشت 96 | قوالب کلاسیک | مسعود نامداری شعری از مسعود نامداری
حالا که تو هرگز نمی آیی کنارم
یک لکه خون بر تیغ های یک حصارم
زخمی ترین حال مرا دریاب زیرا
دیریست در پیشانی ام یک ذوالفقارم ...

ادامه ...
شعرهایی از کریستینا لوگن
30 اردیبهشت 96 | ادبیات جهان | کریستینا لوگن شعرهایی از کریستینا لوگن
زمزمه هاي عجيب و دستهاي عجيب
در تنهايي زندگي ميكنند
گياهان عجيب تنهایی را
لحظه اي زينت مي بخشند و مي ميرند
وقتی که برنامه های تلویزیون تمام می شود ...

ادامه ...
شعرهایی از علی اخوان
28 اردیبهشت 96 | شعر امروز ایران | علی اخوان شعرهایی از علی اخوان
من
لکه‌ی خون را
کنار پنجه‌ی کوچک دیدم
- گوزن که باشی
جهان پر از ...

ادامه ...
شعرهایی از مجتبی حیدری
28 اردیبهشت 96 | قوالب کلاسیک | مجتبی حیدری شعرهایی از مجتبی حیدری
هی نشستیم و خط خطی کردیم
زندگی را غمم کلافه نکرد
هر چه می خواست،کند و با خود برد
شعر چیزی به من اضافه نکرد ...

ادامه ...
شعری از رسول طاهری
27 اردیبهشت 96 | شعر امروز ایران | رسول طاهری شعری از رسول طاهری
کجای این خواب نشت می‌کند
که هر شب
سراسیمه میان چهار راه
بیدار می‌شوم
و حادثه را ...

ادامه ...
دو شعر از لنگستن هیوز
ترجمه سعید جهان پولاد
27 اردیبهشت 96 | ادبیات جهان | سعید جهان پولاد دو شعر از لنگستن هیوز 
ترجمه سعید جهان پولاد
توُ خیالمه
که دنیا ، جاییه
که احدی پیدا نمیشه
تا دیگری رو
کوچیک بشمره ...

ادامه ...
شعری از روح الله احمدی
25 اردیبهشت 96 | شعر امروز ایران | روح الله احمدی شعری از روح الله احمدی
راه خودم را می رفتم
سمتی مشخص که هدفم بود
دیدم که جنون رو برویم ایستاده
زل زده به چشم هایم
راهم را سد کرده بود
خواستم قدم بردارم ...

ادامه ...
شعری از آنیسا معظمی
25 اردیبهشت 96 | قوالب کلاسیک | آنیسا معظمی شعری از آنیسا معظمی
بغض دارد اشاره می کند و بیش از این اشک و های هایم نیست
سوز من در گلوی نی گم شد، ناله ای هست و هیچ نایم نیست
می روم از خودم کمی بیرون تا بدون خودم قدم بزنم
کاش روزی به گوش من برسد توی این شهر ردپایم نیست ...

ادامه ...
شعری از مستانه رحمانی
18 اردیبهشت 96 | شعر امروز ایران | مستانه رحمانی شعری از مستانه رحمانی
مايلم شروع كنم
از رختِ لكه‌دار تنش
سرتاسر زيباييش كه گوشه‌ی گلدان‌ها نشسته
و خاك می‌خورد
بي آن‌كه بدانم برای تو امروز كدام را آب داده‌ام ...

ادامه ...
شعری از علیرضا دانش پژوه
18 اردیبهشت 96 | شعر امروز ایران | علیرضا دانش پژوه شعری از علیرضا دانش پژوه
می گویی؛
(( شب است ...
و شاید ...
امشب است،
come on ... ))
یعنی که؛ (( بیااا ... )) ...

ادامه ...