شعری از علی عبداللهی
13 دی 94 | شعر امروز ایران | علی عبداللهی شعری از علی عبداللهی
صبح ها عطر می زنند
همه بی استثنا
و چه عطرهای خوشی!
تمام روز
آمیزش عطرها ...

ادامه ...
شعرهایی از منیره پرورش
13 دی 94 | شعر امروز ایران | منیره پرورش شعرهایی از منیره پرورش
كاش عاشق باشد
دلى كه مورچه ها مي برند
براى ملكه ...

ادامه ...
درباره شازده احتجاب
نعمت مرادی
13 دی 94 | اندیشه و نقد | نعمت مرادی درباره شازده احتجاب 
نعمت مرادی
شازده احتجاب نام رمانی ازهوشنگ گلشیری است که در اواخردهه ی چهل واوایل دهه ی پنجاه توسط انتشارات نیلوفربه زیورچاپ آراسته شد.وازآن زمان به بعد چاپ های متعدی از این رمان منتشر وترجمه شده است.چاپ دوم این رمان درسال هزاروسیصدوپنجاه چندماه بعد از انتشاررمان کریستین وکید اتفاق افتاد.شازده احتجاب یکی از خوش ساخت ترین رمان های است که تا حدودی وضعیت قاجاررا به وسیله فلاش بک های متعدد که از ساختارذهنی شازده می گذرد به تصویرمی کشد ...

ادامه ...
داستانی از کوین جونز
ترجمه ی میلاد خسروی
13 دی 94 | ادبیات جهان | میلاد خسروی داستانی از کوین جونز
ترجمه ی میلاد خسروی
من میدونم دستشویی کجاست؟ منظورت چیه که آیا من میدونم دستشویی کجاست؟ من الان 5 ساله که توی این آسایشگاه روانی دنتال ویو هستم و تو هنوز داری از من میپرسی که آیا من میدونم دستشویی کجاست. من اینجا را مثل کف دستم میشناسم. من دیوونه نیستم، چند بار باید بهت بگم. این آدمایی که اینجا هستند، اینها خل و چلن. تنها دلیلی که من را اینجا آوردن اینه که نمیدونستن دیگه باید با من چیکار کنند. چی شد مگه؟ میخوای داستانمو بشنوی؟ ...

ادامه ...
شعری از زبیده حسینی
13 دی 94 | شعر امروز ایران | زبیده حسینی شعری از زبیده حسینی
اشاره به تو : روشناییِ قندیل
اشاره به او : سپیدی ِ الوند است
اشاره را به سمت ها ببر
به اغتشاش و سرگیجه در صبح ...

ادامه ...
شعری از سعید محمد حسنی
13 دی 94 | شعر امروز ایران | سعید محمد حسنی شعری از سعید   محمد حسنی
و پناه را به شهرهای خودشان برده اند !
برگردم از کجای این حدیث تکراری؟
گویا عکس ها، گــــــــــــویا هستند!
فراموش نکنید: ...

ادامه ...
شعرهایی از عليرضا بازرگان
13 دی 94 | شعر امروز ایران | عليرضا بازرگان شعرهایی از عليرضا بازرگان
چشم پاك نيست
چشمه اى كه دنبالت راه مى افتد
از رگهاى درخت بالا مى رود
و برگ به برگ
چشمى خيره ست ...

ادامه ...
شعری از جمال بیگ
13 دی 94 | شعر امروز ایران | جمال بیگ شعری از جمال بیگ
از کلاه چه شعبده ای بترسم
از جنبل چه جادویی.......
کار از این حرفها
با این زبان درازی
که به گردن گرفته ام ...

ادامه ...
نامه وداع گابریل گارسیا مارکز
ترجمه ی ماهان محبوبی
13 دی 94 | ادبیات جهان | ماهان محبوبی نامه وداع گابریل گارسیا مارکز
ترجمه ی ماهان محبوبی
اگر خداوند برای لحظه ای جایگاه و سابقه مرا نادیده می گرفت و فرصت ناچیزی را برای زندگی کردن به من ارزانی می داشت،به بهترین وجه و با بکارگیری تمامی قابلیت هایم آنرا مغتنم می شمردم.
شاید هر آنچه را که به ذهنم خطور می کرد را بر زبان جاری نمی کردم اما در قبال تمامی سخنانی که بر زبان می آوردم احتیاط می کردم ...

ادامه ...
شعری از محبوبه ابراهیمی
13 دی 94 | شعر امروز ایران | محبوبه ابراهیمی شعری از محبوبه ابراهیمی
ﺑﯽ ﻃﺎﻗﺘﻢ ﺑﻪ ﻃﺎﻕ ﺳﺮﺑﯽ ﺳﻘﻒ
ﺑﯽ ﺻﺪﺍ ﺩﺭ ﺻﻒ ﺗﻘﺼﯿﺮ ﻗﺎﺻﺪﮎ
ﻃﺎﻗﺪﯾﺲ ﻫﺎﯼ ﺗﯿﺮﺍﮊﻩ ﯼ ﺣﺮﺍ
ﻧﺎﻭﺩﯾﺲ ﻫﺎﯼ ﭘﺮ ﺧﻮﻥ ﻋﻠﯿﺼﺪﺭ ﺯﺍﻭﯾﻪ ﻧﻮﮊﻩ
...

ادامه ...