شعرهایی از ﻋﻠﻲ اﺧﻮاﻥ
6 بهمن 95 | شعر امروز ایران | ﻋﻠﻲ اﺧﻮاﻥ شعرهایی از ﻋﻠﻲ اﺧﻮاﻥ
دریا
دریا اما
دور از آنان
ایستاده بود
سینه پر نهنگ

...

ادامه ...
شعری از اﺳﻤﺎﻋﻴﻞ ﻣﻬﺮاﻧﻔﺮ
5 بهمن 95 | شعر امروز ایران | اﺳﻤﺎﻋﻴﻞ ﻣﻬﺮاﻧﻔﺮ شعری از اﺳﻤﺎﻋﻴﻞ ﻣﻬﺮاﻧﻔﺮ
پریدن از تو ممهور است
معتقد است خندیدن
عبارت از بریدن است
عبارت‌ از دو دیده‌ی ﺑﻲسو
و سوی آشفته‌ی باد ...

ادامه ...
شعری از ابوالفضل حسنی
5 بهمن 95 | شعر امروز ایران | ابوالفضل حسنی شعری از ابوالفضل حسنی
پلاسکو چپه !
روی زن من،
روی بچه ی من،
روی نوه و آمده و نیامده ی من،
تو ابالفضل را با علی قاطی داد می کشی ...

ادامه ...
داستانی از حسین پوریوسف کلجاهی
5 بهمن 95 | داستان | حسین پوریوسف کلجاهی داستانی از حسین پوریوسف کلجاهی
جمشید باز دعوا راه انداخته بود. البته این بار کار به جای باریک نکشیده، ختم به خیر شده بود.
- درست جلوی نانوایی، غریبه ای خواسته بود اتومبیلش را پارک کند، که شاگرد نانوا، پاپی اش شده بود. مرد غریبه از اون دهن دریده ها بود. ...

ادامه ...
بررسی کتاب "یه چیزی بگو» با ترجمه حمیدرضا صدر
امیر حسین بریمانی
5 بهمن 95 | بررسی کتاب | امیر حسین بریمانی بررسی کتاب
حمیدرضا صدر ترجمه کتاب "Speak" نوشته لاورى هالس اندرسن نویسنده زن آمریکایی را به پایان برده و عنوان «یه چیزی بگو» را برای آن انتخاب کرده است. کتاب "Speak" که جوایز مختلفى کسب کرده و فیلمی با همین عنوان با بازی کریستین استیوارت از روی آن ساخته شده رمان روانشناسانه و اجتماعی بشمار می‌رود؛ رمانی که حمیدرضا صدر آن‌را با عنوان «یه چیزی بگو» ...

ادامه ...
داستانی از روناک سیفی
4 بهمن 95 | داستان | روناک سیفی داستانی از روناک سیفی
خدای سرزمین ماتخته سنگی است روی کوهی مشرف به دریا . وعبادت مردم به دوش کشیدن او. مردم هر سال شیب تند کوه را بالا می‌روند ، هفت بار آن را روی دوش بلند می‌‌کنند و سرجایش می‌گذارند .
خیال می‌کردم بخاطر فاصله زیاد، کوچک به چشم می‌آید ولی کسانی هم که رفته‌اند همین را می‌گویند
_ آنقدر سنگین است که اگر عنایت خودش نباشد آدم کمرش می‌شکند ...

ادامه ...
شعری از عزیز نسین
4 بهمن 95 | ادبیات ترکیه و آذربایجان | فرشته‌ درویش‌وند شعری از عزیز نسین
اگر قرار است گیاهی باشم
کاش دشت و دمن شوم
امان ! شوکران نه. ...

ادامه ...
شعری از پرویز قره باقری
4 بهمن 95 | قوالب کلاسیک | پرویز قره باقری شعری از پرویز قره باقری
دو بچه کرم ابریشم یکی تو دیگری هم من
که رویاهایمان روزی به یکدیگر رسیدن بود
نه شوق پر زدن بود و نه پروانه شدن، آری
تمام آرزوی ما فقط با هم پریدن بود ...

ادامه ...
یک رباعی از ایرج زبردست
در سوگ احمد شاملو
4 بهمن 95 | قوالب کلاسیک | ایرج زبردست یک رباعی از ایرج زبردست
در سوگ احمد شاملو
شب ، حادثه را اشارتی مبهم کرد
از قاعده ی جهان ، زمان را کم کرد
ای باور بی کرانه ، ای قوی سپید
پرواز تو ، پشت آسمان را خم کرد ...

ادامه ...
شعری از هوشنگ چالنگی
3 بهمن 95 | قلمرو شعر | هوشنگ چالنگی شعری از هوشنگ چالنگی
ذوالفقار را فرود آر
بر خواب اين ابريشم
كه از «افيليا»
جز دهاني سرودخوان نمانده است ...

ادامه ...