داستانی از منصور علیمرادی
23 اسفند 94 | داستان | منصور علیمرادی داستانی از منصور علیمرادی
از گردنه ی تپه که بالا می آیم، می بینمش که پای یکی از کهورهای روبرو نشسته. سرِ دو پا، تکیه داده به تنه ی درخت کهور و و دارد توی کتاب اش با مداد چیزی می نویسد. سر گردنه می‌ایستم تا نفسی تازه کنم، به هر طرف که کله می چرخانم برهوت است و خاموش. پُشته ی سیاه از پشت کهورهای جمعی بلند در روبرو خیز بر می دارد و تا دور دست غبار کش می آید. کله ی کهورها در باد نیم روز تکان می خورد و در روزنشینِ دور عقابی چرخی می زند در هوای بعدازظهر ...

ادامه ...
شعری از مهرداد فلاح
23 اسفند 94 | شعر امروز ایران | مهرداد فلاح شعری از مهرداد فلاح
می شدم سوار تا خودم اگر
جوری رنگ به رنگ که پاییز قلمش را غلاف!
ناخدای یار با خودم اگر
در طرف ِ مچاله توی کاغذی بازم
برقص بر کف دستی که غفلتن مشت ...

ادامه ...
شعری از علی قنبری
23 اسفند 94 | شعر امروز ایران | علی قنبری شعری از علی قنبری
دستانتان را تمیز بشوئید
نه مثل ایادی فرشتگان بهشت های بخت آزمایی
هویج های پوست کنده را
مدت کوتاهی بجوشانید ...

ادامه ...
شعری از مهرنوش قربانعلی
23 اسفند 94 | شعر امروز ایران | مهرنوش قربانعلی شعری از مهرنوش قربانعلی
براي سوپر استارها افت دارد
گريه ي نقش دومي پا پيچ شان شود
به زنگ خنجرت گوش كن
دست گرمي ات را خون تازه خواهد پرداخت
فقط حيف ...

ادامه ...
شعرهایی از علی مومنی
23 اسفند 94 | شعر امروز ایران | علی مومنی شعرهایی از علی مومنی
اسفند دودیست
به بدرقه
در پشت پای پارسال ...
دودی که آسمان را
نشئه می کند

...

ادامه ...
شعری از محمد سعید میرزایی
23 اسفند 94 | قوالب کلاسیک | محمد سعید میرزایی شعری از محمد سعید میرزایی
جهان به صورت یک زن شبی به راه افتاد
درون زن پر دیوانه بود،شاعر بود
و زن درون خودش بود،زن درون خودش
درون خوابِ خودش در خودش مسافر بود ...

ادامه ...
داستانی از مردعلی مرادی
23 اسفند 94 | داستان | مردعلی مرادی داستانی از مردعلی مرادی
پشت ميز تحرير نشسته بود. ورقه اي سفيد زیر دستش بود. با خودكار فقط نقطه اي درابتداي آن گذاشته بود. حواسش به ورقه بود و به حرف هاي زن و پسرش که تازه از مدرسه بازگشته بود. خودکار بی وقفه روی نقطه می لغزید. ...

ادامه ...
داستانی از هادی نودهی
23 اسفند 94 | داستان | هادی نودهی داستانی از هادی نودهی
دو ساعت و ده دقیقه بعد از این که می فهمم پونه زنم مرده پرستار جعبه مقوایی را از روی پیشخان سفید چرک ُمدمی دهد دستم و با احترام و تواضع از روی صندلی اش بلند می شود و با دو دست جعبه را تقدیمم می کند.جعبه ای که می بایست حاوی بیست و چهار عدد قو طی فلزی شیر خشک هومانا باشد. ...

ادامه ...
ساختاری علیه تمرکز
نظری به مجموعه"وقتی صدا را مرتکب شدم"سروده میثم ریاحی
علی مسعود هزارجریبی
23 اسفند 94 | اندیشه و نقد | علی مسعود هزارجریبی ساختاری علیه تمرکز
نظری به مجموعه
در نهایت شاعر جوان این مجموعه کلام یاکوبسن را خوب درک نموده که "شاعری تجاوز به حدود زبان است " یعنی حتی معیار شکنی و در واقع فرا و فراتر از دوره پیشین کارکردهای زبانی و پرهیز نسبی از الگوها .
با سیر و نظر به این مجموعه فضای بحث و چالش و تأمل برای شاعران جوانی که شالوده شکنی در لذت متن و تفکر زایش شگفت را جستجو می کنند پدید می آید . ...

ادامه ...
شعری از امیرحسین بریمانی
23 اسفند 94 | شعر امروز ایران | امیرحسین بریمانی شعری از امیرحسین بریمانی
میشا خاطره ات پابرجاست
چون میخ های آهنینی که از مَکِشِ گرداب
نجَسته اند
و از جای جای کوه نجنبیده اند ...

ادامه ...