شعری از پیمان سلیمانی
30 مرداد 05 | قوالب کلاسیک | پیمان سلیمانی شعری از پیمان سلیمانی
در عصر تیرگی اثر از آفتاب نیست
بیدار شو رفیق! که هنگام خواب نیست
بیدار شو! که ریخته دیوار ترسناک
بشنو! که در صدای کسی اضطراب نیست ...

ادامه ...
شعری از حمید چشم آور
30 مرداد 05 | قوالب کلاسیک | حمید چشم آور شعری از حمید چشم آور
پیچیده توی شعر من آوازه‌ی زنی
با لهجه‌ی محلّی و شیرینِ مازنی
رؤیای بی‌نظیر شکوهِ زنانگی
در عصر بی‌اصیل مدل‌های مانکنی ...

ادامه ...
شعرهایی از رضا سلیمانی
30 مرداد 05 | قوالب کلاسیک | رضا سلیمانی شعرهایی از رضا سلیمانی
قطار می رود و مویِ شعله ور دارد
وداع روی تمام جهان اثر دارد
سفر پرنده ی تُردی ست لایِ لب هایت
که ممکن است به یک بوسه زخم بردارد ...

ادامه ...
شعری از هستی محمودوند
30 مرداد 05 | قوالب کلاسیک | هستی محمودوند شعری از هستی محمودوند
قرص و لیوان آبو برمی‌دارم
هم‌زمان فکر می‌کنم که: «چی‌ام؟»
محوِ رقصِ سماعِ عقربه‌ها
وسطِ خوابِ یه ساعت‌مچی‌ام... ...

ادامه ...
اثری از علیرضا الیاسی
30 مرداد 05 | قوالب کلاسیک | علی رضا الیاسی اثری از علیرضا الیاسی
از بوی خون غرقِ جنون بودم!
بو برده بودم تخمدان خونی‌ست
تا چشم واکردم به این دنیا
دیدم اتاقِ زایمان خونی‌ست! ...

ادامه ...
شعری از کارن مقدم
30 مرداد 05 | قوالب کلاسیک | کارن مقدم شعری از کارن مقدم
جبرئيلان در بارگاهت
سر بريدند پيغمبرم را
بى تو راهى به‌جز تو ندارم
كاش مى‌كشت خيرم‌، شرم را ...

ادامه ...
ترانه ای از حامد اشرف زارعی
30 مرداد 05 | قوالب کلاسیک | حامد اشرف زارعی ترانه ای از حامد اشرف زارعی
قرمزیش قایم نمی‌شه
دستی که تمشک می‌چینه
از هزارمتری می‌فهمه
هر کی عاشقو می‌بینه ...

ادامه ...
ترانه ای از عاطفه اسدی
30 مرداد 05 | قوالب کلاسیک | عاطفه اسدی ترانه ای از عاطفه اسدی
تلفیقی از عشقای زردِ توی‌ ماهواره‌
توو خونه‌... نه! توو قصر ما‌‌، در حال تکراره:
یه ازدواج صوری که از روی اجباره
کلّ‌ پلاتش ایرادای منطقی داره!
انگار قصّه‌ش رو «مؤدب‌پور» بنْویسه! ...

ادامه ...
چند رباعی از زینب اطهری
30 مرداد 05 | قوالب کلاسیک | زینب اطهری چند رباعی از زینب اطهری
از هرچه هوای رفته، بر بادترم
با کهنه‌ترین غم جهان، شادترم
من قاصدکم، تو آسمانم هستی
وقتی بغلم می‌کنی، آزادترم ...

ادامه ...
شعری از ماریا سلمانی
30 مرداد 05 | قوالب کلاسیک | ماریا سلمانی شعری از ماریا سلمانی
من از نگاه خودم در اتاق ترسیدم
من از پیامد این اتفاق ترسیدم
من مقابل من در اتاق می‌خندید
برای آینه این جنگ نابرابر بود
یکی همیشه مرا در تو جستجو می‌کرد ...

ادامه ...