درباره ی هوشنگ گلشیری
مهران عزیزی
13 مهر 98 | اندیشه و نقد | مهران عزیزی درباره ی هوشنگ گلشیری 
مهران عزیزی
از تاریخ ولادت و مرگ و شرح زندگی و آثار و کتاب ها می گذرم که تمام این ها با جستجوی نام هوشنگ گلشیری به راحتی در دسترس است.دیدن حقیقت گلشیری به نظر می رسد اندکی سخت باشد و گلشیری، دانسته یا نادانسته، خواسته یا ناخواسته، خود نیز به این سخت بودن دامن زده است. گلشیری بیش و پیش از آن که منصفانه نقد شده باشد و در تاریخ ادبیات معاصر در جای درست خود قرار گرفته باشد ، از یک سو به شدت و چشم بسته ستوده شده است و از دیگر سو به همان مقدار نکوهیده ...

ادامه ...
شعری از تارک گونرسل
برگردان از زامان پاشازاده
13 مهر 98 | ادبیات ترکیه و آذربایجان | زامان پاشازاده شعری از تارک گونرسل 
برگردان از زامان پاشازاده
تبریک می‌گویم؛ موفق شدی
تولد دردناکی بود
فقدانِ مرا به دنیا آوردی
...

ادامه ...
شعری از راضیه صابریان
12 مهر 98 | قوالب کلاسیک | راضیه صابرسان شعری از راضیه صابریان
سرگیجه های ممتدِ بد مستی آشفته حالی منِ دیوانه
آیینه را شکستم و بیرون زد از تکه هاش یک زن دیوانه
از پنجره به سمت جهان پل زد آهسته رفت و دور زمین چرخید
گیرایی عجیب و غریبی داشت آن چشم های روشن دیوانه ...

ادامه ...
شعری از رضا طبیب زاده
12 مهر 98 | قوالب کلاسیک | رضا طبیب زاده شعری از رضا طبیب زاده
سلامت می‌کنم هر بارِ چندم، بار چندم‌تر
جوابم می‌دهی گاهی "سلامٌ"تر، "علیکم"تر
تلاطم‌وار می‌رقصیم، مولاوار، شمساوار
«سلامٌ فیهِ حَتّی مَطلَعِ الفَجر»ی تلاطم‌تر ...

ادامه ...
داستانی از همایون نوروزی
8 مهر 98 | داستان | همایون نوروزی داستانی از همایون نوروزی
وقتی از ایران بیرون زدیم سر راه در یکی از کشورهای اروپای شرقی همسرم به شدت بیمار شد و ناگزیر بودم که او را به بیمارستان ببرم، رابطی که پول گرفته بود تا من و همسرم را به آلمان ببرد می‌گفت :اگه زنت رو بردی بیمارستان دیگه از من کاری ساخته نیست و باید همین جا بمونی چون شینگن اینجوریه اولین مرزی که ورودت ثبت بشه خونته. ...

ادامه ...
شعری از آتااول بهرام‌اوعلو Ataol Behramoglu
برگردان از ابوالفضل پاشا
7 مهر 98 | ادبیات ترکیه و آذربایجان | ابوالفضل پاشا شعری از آتااول بهرام‌اوعلو Ataol Behramoglu 
برگردان از ابوالفضل پاشا
غروب‌ها که با زنبیلِ غذا در دست
از این کوچه‌های تنگ‌دست و تاریک
به ‌سوی خانه‌ام می‌روم
انگار خستگی از ذهنِ من پاک می‌شود
...

ادامه ...
شعری از علیرضا کبگانی
7 مهر 98 | قوالب کلاسیک | علیرضا کبگانی شعری از علیرضا کبگانی
در لهجه‌ات شرجی تداوم داشت، وقتی هوایت را بلد بودم
هر واژه‌ات تاویل هر واجت، من هر هجایت را بلد بودم
می شد کنار ساحل سنگی، سیگار را دزدانه آتش زد
در شهر می‌شد بی خبر گم شد، در شهر جایت را بلد بودم ...

ادامه ...
شعری از "مهران شفیعی"
6 مهر 98 | شعر امروز ایران | مهران شفیعی شعری از
حرف است
گلويت بريده باشد
حرف است
چشم نباشد و از دست_  زُل به آويز بيندازی
نايت مبارك است
...

ادامه ...
شعری تازه از فریاد ناصری
5 مهر 98 | شعر امروز ایران | فریاد ناصری شعری تازه از فریاد ناصری
نوشتن از چشم‌های درخشانت سومیا
کار تاریکی‌ست
و من که تازه پوستم از کبودی سرما شفا یافته
یاد تو می‌کنم
گیاه نخستین ...

ادامه ...
شعری از پل ورلن
ترجمه آسیه حیدری شاهی سرایی
5 مهر 98 | ادبیات فرانسه | آسیه حیدری شاهی سرایی شعری از پل ورلن
ترجمه آسیه حیدری شاهی سرایی
در این رویای بُرنده و غریب
زنی ناشناس می بینم
دوستش دارم و دوستم دارد
و در هر رویا نه همان زن است
و نه دیگری با تمام بودنش ...

ادامه ...