خوانشی بر شعری از محمد آشور
سامان اصفهانی
22 آبان 96 | اندیشه و نقد | سامان اصفهانی خوانشی بر شعری از محمد آشور
سامان اصفهانی
«سیزیف» از نهاد به یاد انتقال می یابد و در زنجیره ی تداعی ها گریبان مورچه را می گیرد. این تقابل در وهله ی اول مذهب غریزه را از مورچه خواهد گرفت: عمل غریزی شاید ناشی از احساسی درک نکردنی از هستی باشد و بیهودگی، که بخشی از ذات آشتی ناپذیر هستی با موجودات است، یکی از مفاهیمی است که توجیه کننده ی این احساس است ...

ادامه ...
سه شعر از جیحون ییلماز
برگردان از مجتبا نهانی
21 آبان 96 | ادبیات ترکیه و آذربایجان | مجتبا نهانی سه شعر از جیحون ییلماز 
برگردان از مجتبا نهانی
خسته‌ترینِ هر شب من‌ام
باربرِ عشق‌ام
بر دوش‌ام باری به نام تو
جز من کسی حمل‌اش نمی‌کند ...

ادامه ...
شعرهایی از آسیه حیدری شاهی سرایی
21 آبان 96 | شعر امروز ایران | آسیه حیدری شعرهایی از آسیه حیدری شاهی سرایی
صدایم را صاف می‌کنم
موج
به
موج
کسی در من پهلو می‌گیرد
ها شور می‌زند بر حافظه‌ام ...

ادامه ...
داستانی از حسن نیکوفرید
20 آبان 96 | داستان | حسن نیکوفرید داستانی از حسن نیکوفرید
چشم چشم را نمی دید. خورشید کاسه سرش را میان دست گرفته بود و فشار می داد . با وجود شال سفید و نازکی که عباس داده بود و دور سر و صورتش پیچیده بود و شیار نازکی در جلوی چشم هایش باز ، ولی با این همه ضربات گرم و ریز ماسه را روی گونه هاو پیشانی حس میکرد. لب هاکمی متورم شده بودند و هربار که با زبان مرطوبشان میکرد ...

ادامه ...
خوانشی بر داستان «پیرمردی با بالهای بسیار بزرگ»
نوشته ی گابریل گارسیا مارکز
حامد رمضانی
20 آبان 96 | اندیشه و نقد | حامد رمضانی خوانشی بر داستان «پیرمردی با بالهای بسیار بزرگ» 
نوشته ی گابریل گارسیا مارکز
حامد رمضانی
زمانی که بیش از آنچه اکنون هستم، کودک بودم، لذت پرواز را به تمامی تجربه کردم. روزی بربالای بام خانه رفتم، دستانم را گشودم و خود را در آسمان رها کردم. دستهایم را - همانطور که پرندگان بالهایشان را تکان می دهند – تکان می دادم و در آسمان به پرواز در می آمدم .جالب اینکه هیچ یک از مردم از دیدن این صحنه دچار حیرت نشده بودند؛ من همانطور که درحال پرواز بودم ، با آشنایان سلام و احوال پرسی روزانه را نیز انجام می دادم ...

ادامه ...
شعرهایی از اسماعیل شهاب احمدی
20 آبان 96 | شعر امروز ایران | اسماعیل شهاب احمدی شعرهایی از اسماعیل شهاب احمدی
کفش شدم
بیفتم به التماس پاهایت
چنان که بچینم ناخن‌های بلندم را از رفتن.
جاده‌ای طولانی می‌سازی ...

ادامه ...
شعری از سمیه جلالی
17 آبان 96 | شعر امروز ایران | سمیه جلالی شعری از سمیه جلالی
حالا که خوب می‌آوازی سینه‌ی سرخت را
پابرَهنه با لِیسیِ سبز بر سرت
سایه شو ...

ادامه ...
معرفی «بچه‌های امروز معرکه‌اند» عزیز نسین
ترجمه ی داوود وفایی
17 آبان 96 | ادبیات ترکیه و آذربایجان | پیاده رو معرفی «بچه‌های امروز معرکه‌اند» عزیز نسین
ترجمه ی داوود وفایی
کتاب «بچه‌های امروز معرکه‌اند» با عنوان اصلی Şimdiki Çocuklar Harika از آثار آزیز نسین Aziz Nesin یا همان عزیز نسین است که چاپ هشتم آن با ترجمه‌ی داوود وفایی به تازگی وارد کتاب‌فروشی‌ها شده است و نشر مرکز - ناشر این کتاب - باز در صدد برآمده است که آن را تجدید چاپ کند و این بار چاپ نهم آن را در دست‌رس علاقه‌مندان قرار بدهد ...

ادامه ...
شعرهایی از امیلی دیکنسون
ترجمه ی کامبیز جعفری نژاد
16 آبان 96 | ادبیات جهان | امیلی دیکنسون شعرهایی از امیلی دیکنسون
ترجمه ی کامبیز جعفری نژاد
امیلی دیکنسون در شهر کوچک «اَمِرست» واقع در ایالت ماساچوست به دنیا آمد و امروزه یکی از بزرگترین شاعران آمریکا شناخته می شود. دیکنسون به ندرت از خانه بیرون می رفت یا زادگاهش را ترک می کرد. او از پس یک ناکامی عشقی و مرگ والدین به کلی خانه نشین شد و هرگز ازدواج نکرد. از اینرو زندگیش ظاهری پر فراز و فرود نداشت و او که برای ارتباط با دیگران نامه نگاری را برگزیده بود ...

ادامه ...
شعری از فرشاد سنبل‌ دل
16 آبان 96 | شعر امروز ایران | فرشاد سنبل‌ دل شعری از فرشاد سنبل‌ دل
من شاعری ساده ام که در خودش میپیچد
زانوی سر به رحل قال میکند که کتابم
کار، کار ناشر تازه است که سر در میاورد ...

ادامه ...