شعرهایی از جولان حاجی
ترجمه آزیتا قهرمان
11 شهریور 96 | ادبیات جهان | آزیتا قهرمان شعرهایی از جولان حاجی 
ترجمه آزیتا قهرمان
جولان حاجی شاعر و مترجم سوری در سال 1977 در آمودا، یک شهر کرد نشین در شمال سوریه متولد شد. او در دانشگاه دمشق تحصیلات پزشکی خود را به پایان رساند و به عنوان مترجم ادبیات انگلیسی و آمریکایی آثاری را به عربی ترجمه و منتشر کرده است . اولین مجموعه شعر او به زبان عربی، نامیده شدن در تاریکی (2004)، جایزه الماغوت در شعر را به دست آورد ...

ادامه ...
معرفی کتاب «آتش» اثر «ایسکندر پالا»
ترجمه‌ی اکرم غفاروند
11 شهریور 96 | ادبیات ترکیه و آذربایجان | پیاده رو معرفی کتاب «آتش» اثر «ایسکندر پالا»
ترجمه‌ی اکرم غفاروند
کتاب «آتش» با عنوان اصلی Od رمانی از «ایسکندر پالا» İskender Pala - از نویسندگان ترکیه - است که در ایران «اسکندر پالا» نیز خوانده می‌شود. این کتاب با ترجمه‌ی اکرم غفاروند و به همت نشر فکرآذین در دست‌رس علاقه‌مندان قرار گرفته است ...

ادامه ...
شعری از علی عرفانی
9 شهریور 96 | شعر امروز ایران | علی عرفانی شعری از علی عرفانی
"نویز در حال گفتگوست"
نویز موبایل در مخت اثر نمی کند تو؟
خب این انقلاب مخملی توده های همراه است
که به یک اپیزود نمایشِ فراعنکبوتی دچار می شود ...

ادامه ...
داستانی از آرش مونگاری
9 شهریور 96 | داستان | آرش مونگاری داستانی از آرش مونگاری
و منتظر ماندم جواب بدهد. می دانستم این مواقع نباید بیشتر از این چیزی گفت. صمم بکم؛ مات گردنبند بود و زبانش را دور لب می چرخاند. پاپی اش نشدم. گذاشتم بیشتر نگاه کند. بازار خراب بود و به این راحتی ها نمی شد، پرنده از سر دام، هو داد. ولی، لفت و معطلیش که یکم بیشتر شد ... ...

ادامه ...
شعرهایی از ایمان مومنی
8 شهریور 96 | شعر امروز ایران | ایمان مومنی شعرهایی از ایمان مومنی
من که خرده‌های صدا را از پشت بام جارو کردم
تا درخت بی‌طاقت رفتم
آوردم برگ‌های از نو را
و جرقه‌های صدای جارویم را آتش زدم ...

ادامه ...
داستانی از راضیه مهدی زاده
8 شهریور 96 | داستان | راضیه مهدی زاده داستانی از راضیه مهدی زاده
دست استخوانی اش را جلو آورد و تعارف کرد.بد بود اگر قبول نمی کردم،مخصوصا که توی خیابان فشن هم ایستاده بودیم و دیده بودم که اوا با چه ذوق و سلیقه ای،توتون ها را ریخت توی کاغذ سفید و با یک دستگاه کوچک کاغذ را پیچاند ...

ادامه ...
شعرهایی از محمد الماغوط
(شعر سوریه )
ترجمه ی أمل نبهانی
7 شهریور 96 | ادبیات عرب | أمل نبهانی شعرهایی از محمد الماغوط
(شعر سوریه )
ترجمه ی أمل نبهانی
باران اندوهناک
چهره ی غمگینم را می پوشاند وُ من
رؤیای پلکانی از غبار را می بینم
از پشت های خمیده و دست های فشرده بر زانوها ...

ادامه ...
شعری از ایلهان برک
برگردان از کیومرث نظامیان
7 شهریور 96 | ادبیات ترکیه و آذربایجان | کیومرث نظامیان شعری از ایلهان برک
برگردان از کیومرث نظامیان
موهای‌ات را خیس کن و شانه کن برای شب
گل کوچکی که اکنون از دنیا می‌رود
تا توضیح دهد مرگی را که خودش را به ساحل می‌زند
مرگی که اکنون و پس از این خواهد بود ...

ادامه ...
داستانی از نازنین پدرام
7 شهریور 96 | داستان | نازنین پدرام داستانی از نازنین پدرام
دو ماه و هفت روز است که هر آخر هفته این جاده را طی میکنم تا به مامان کوکب برسم . قبل تر ها جاده را میشناختم اما حالا از بَر شده ام.محل دقیق مغازه ها، پیچ ها ، محل های سبقت مجاز ،بهترین محل ها برای استراحت ،دست اندازها ، سرعت گیر ها ...

ادامه ...
داستانی از محمود صبورنیا
7 شهریور 96 | داستان | محمود صبورنیا داستانی از محمود صبورنیا
آخه مادر شما دیگه چرا؟!... چشم دیدن همدیگر را ندارید ،انوقت این همه جانبداری؟!...
نمیدونم شاید این هم از سیاستهای زنانه ست ، بیخود نیست که مردها دین را اختراع کردند ... ...

ادامه ...