شعرهایی از بهزاد خواجات
25 شهریور 95 | شعر امروز ایران | بهزاد خواجات شعرهایی از بهزاد خواجات
Kami H اسم کاربری اش بود
در حالی که هیچ کاری نداشت .
درحین ثبت نام فهمید
قبلن اسم کاملش را برده اند ...

ادامه ...
شعری از رضا چاﻳﭽﻲ
25 شهریور 95 | شعر امروز ایران | رضا چاﻳﭽﻲ شعری از رضا چاﻳﭽﻲ
سر به گریبان و معصوم
از کنار دیوار ﻣﻲگذرد
ساﻳﻪاش ﻟﺤﻆﻪاﻱ ﻣﻲافتد ...

ادامه ...
شعرهایی از ری را عباسی
25 شهریور 95 | شعر امروز ایران | ری را عباسی شعرهایی از ری را عباسی
سال ها به سایه ام سلام کردم
و مردنی تر به استبداد جواب دادم
مثل دو سَر با یک روسری ...

ادامه ...
شعری از ﻋﻠﻲﺭﺿﺎ ﻧﻮﺭﻱ
25 شهریور 95 | شعر امروز ایران | ﻋﻠﻲﺭﺿﺎ ﻧﻮﺭﻱ شعری از ﻋﻠﻲﺭﺿﺎ ﻧﻮﺭﻱ
بعد از قلب زنی بالای سی سال
سه جا ﻣﻲشود زندگی کرد
درون سنگ
آدم ﻣﻲتواند جل و پلاسش را جمع کند
برود داخل سنگی ...

ادامه ...
شعری از وحید پورزارع
25 شهریور 95 | شعر امروز ایران | وحید پورزارع شعری از وحید پورزارع
چنان دکمه ای چسبیده به سینه
چنان هویجی که برف را آدم می کند
چنان بگو سلام که سرما بخورد صدات
همانم ...

ادامه ...
افشاگر پلشتی های "رویای آمریکایی" را بکشید!
امیرحسین بریمانی
25 شهریور 95 | بررسی کتاب | امیرحسین بریمانی افشاگر پلشتی های
پیش از بررسی محتوای دو اثر هوراس مک کوی یعنی "آن ها به اسب ها شلیک می کنند" و "کفن جیب ندارد"، کمی به زندگینامه او خواهیم پرداخت تا انگیزش روانی مک کوی برای طغیان علیه آمریکا را بیابیم. هوراس مک کوی در سال 1897 در تنسی بدنیا آمد و 1955 در کالیفرنیا چشم از جهان فروبست. او در یک خانواده ایرلندی-آمریکایی فقیر زاده شد ...

ادامه ...
شعری از فرهاد کریمی
25 شهریور 95 | شعر امروز ایران | فرهاد کریمی شعری از فرهاد کریمی
اینجا اطراف این دیوار
ساعتی دیوانه خوابیده است!
تنها منم که عاشق مانده­ ام
لای بتُن­ ها و آجرها ...

ادامه ...
داستانی از سوسن عابدین
25 شهریور 95 | داستان | سوسن عابدین داستانی از سوسن عابدین
مقابل دکه ی روزنامه فروشی نگاهم به عنوان یکی از روزنامه ها می افتد . « ایران تعطیل شد» . با عجله روزنامه را می خرم و درحالیکه در پیاده روقدم می زنم می خواهم بدانم علت تعطیلی روزنامه ی ایران چیست که عناوین دیگر ذهنم را درگیر می کند . « جنگ در ...مذاکره ی ...تورم ....عروسی جوان خودش را به آتش .....درحالیکه نفسم و دلم هر دو باهم می گیرند روزنامه را می بندم ...

ادامه ...
شعری از نیلوفر شاطری
25 شهریور 95 | شعر امروز ایران | نیلوفر شاطری شعری از نیلوفر شاطری
ﻧﺸﺴﺘﻪای برای ﺳﻴﻢهای خاردار
قصه ﻣﻲگویی
و توی سرت یکی رگبار گرفته
که کبوترها خبرهای بدی ...

ادامه ...
شعری از مسیح رنجبر
25 شهریور 95 | شعر امروز ایران | مسیح رنجبر شعری از مسیح رنجبر
وقتی ساکت است
فریاد چیز دﻳﮕﺮﻱست از پشتِ شیشه
بچرخی دور ﺗﭙﻪهایِ ﮔﻞآلود
ﭘﺮﻩهای دماغت بلرزد ...

ادامه ...
نخستین شماره نشریه الکترونیکی " کوه ران "
24 شهریور 95 | نشر الکترونیکی | پیاده رو نخستین شماره نشریه الکترونیکی
نخستین شماره نشریه الکترونیکی " کوه ران " با همکاری مجله ادبی پیاده رو در این پست منتشر شده و قابل دانلود است ...

ادامه ...
نوکرتم، چاکرتم؛ زبان تواضع یا زبان بردگی؟
کاظم هاشمی
11 شهریور 95 | اندیشه و نقد | کاظم هاشمی  نوکرتم، چاکرتم؛ زبان تواضع یا زبان بردگی؟
کاظم هاشمی
زبان بردگی زبانی است که در آن از کلمات و عباراتی استفاده می شود که نشانگر خوی بردگی است. به عبارتی گوینده خود را بردۀ مخاطب می نامد. زبان بردگی زبان از پایین به بالاست. در یک سوی آن ارباب و در سوی دیگرش برده قرار دارد. زبان بردگی زبان قدرت است یعنی قدرت، زبان را تعیین می کند ...

ادامه ...
شعری از ویلیام شکسپیر به پارسی و کردی
ترجمه : زانکو یاری
11 شهریور 95 | ادبیات جهان | زانکو یاری شعری از ویلیام شکسپیر به پارسی و کردی 
ترجمه : زانکو یاری
چشمان معشوقۀ من نیست همچون آفتاب؛
لبهایش به سرخی مرجان ها نیست؛
سینه ها خاکستری اما نه چون برف سفید؛
گیسوانش به سیاهی تارهای کبود. ...

ادامه ...
شعری از ﻋﻠﻴﺮﺿﺎ ﺑﻬﻨﺎﻡ
10 شهریور 95 | شعر امروز ایران | ﻋﻠﻴﺮﺿﺎ ﺑﻬﻨﺎﻡ شعری از ﻋﻠﻴﺮﺿﺎ ﺑﻬﻨﺎﻡ
همیشه ترس من از سکوت
گذشتن از فضاهایی است که در هم فرو می روند
آویزان از دیوار
عبور این همه صدای به تنهایی ...

ادامه ...
شعری از وحید علیزاده رزازی
10 شهریور 95 | شعر امروز ایران | وحید علیزاده رزازی شعری از وحید علیزاده رزازی
خاصه وقت انحنای عمر
خاصه می‌بینی دود
می‌کند در تأنی چشمان‌ات
ابرها همه می‌فهمند خیسی تابوت‌ات را
و مشفقانه چکه‌هایت را برمی‌داری ...

ادامه ...
کسی نمی‎تواند چیز زیادی از شعر زبانی بداند!
با نگاهی به اشعار آتفه چهارمحالیان و شوکا حسینی
امیرحسین بریمانی
10 شهریور 95 | بررسی کتاب | امیرحسین بریمانی کسی نمی‎تواند چیز زیادی از شعر زبانی بداند!
با نگاهی به اشعار آتفه چهارمحالیان و شوکا حسینی
امیرحسین بریمانی
در این یادداشت، شعر قبل از هفتاد را شعری روایی (به‎کمکِ انواع مختلفِ آن) در نظر گرفته‎ایم.
شعری که روایت نداشته باشد، چه می‎تواند باشد؟ سوال را برای تفهیم بیشتر، چندباری با خود تکرار می‎کنیم: شعری که روایت نداشته باشد، اندیشه (مضمون) را جایگزین کرده است؟ شعری که روایت نداشته باشد، عناصر اندیشه را چگونه پیاده می‎سازد ...

ادامه ...
داستانی از سمیه کاظمی حسنوند
10 شهریور 95 | داستان | سمیه کاظمی حسنوند داستانی از سمیه کاظمی حسنوند
توی باغچه ی خزان زده یک گوشه روی تخته سنگی آفتاب می گیرم. آفتابش سست و کرخت است، زرد کمرنگ نباتی. تا می آید جانی بگیرد یک مشت ابر قلچماق می ریزند جلویش و شلوغ بازی درمی آورند. درخت های آلو و زردآلو و سیب، اسکلت های قهوه ای عمود بر زمین زیر باران یک ریز و مداوم دیشب قهوه ای تر به چشم می آمدند ...

ادامه ...
شعرهایی از علی فردوسی
10 شهریور 95 | قوالب کلاسیک | علی فردوسی شعرهایی از علی فردوسی
هرچه ضرب کرد و جمع کرد دید آخرش نمی شود
باز پول کم می آورد، قرص همسرش نمی شود
همسرش که با نداری اش ساخت، گرچه مثل شمع سوخت
آب شد، نه... اشک شمع هم دیده ی ترش نمی شود ...

ادامه ...
شعری از حنظله ربانی
10 شهریور 95 | قوالب کلاسیک | حنظله ربانی شعری از حنظله ربانی
رفتی و پاییزی ترین ایّام حاصل شد
وحشی ترین امواج دریا سهم ساحل شد
زیبایی تصویر ها را با خودت بردی
زیبای من ! تصویر ها بعد از تو باطل شد ...

ادامه ...