داستانی از نیلوفر منشی زاده
10 اردیبهشت 96 | داستان | نیلوفر منشی زاده داستانی از نیلوفر منشی زاده
نیمه های شب که مادر را به سختی با قدم های کوتاه و نامطمئن به دستشویی می بردم زیر لب با ناله گفت:
-عزیزم درد دارم ...کمی پاهام رو بمال... پاهام... اونایی که رو تخته...!
بعد با دست راست آرام چند بار به پهلوی پای راستش زد و گفت: اینو میگم ...
این یکی پا، ولی اونی که رو تخته ...

ادامه ...
شعرهایی از عمید صادقی نسب
10 اردیبهشت 96 | شعر امروز ایران | عمید صادقی نسب شعرهایی از عمید صادقی نسب
به فراخور ِ حال
حالم خراب وُ همین
بس نیست برای بریدن ِ رگ
رگبرگ‌های من از
رگبار ِ زیاد درد گرفته‌اند ...

ادامه ...
شعری از صحرا دانایی
10 اردیبهشت 96 | قوالب کلاسیک | صحرا دانایی شعری از صحرا دانایی
پشت شب هیچ چی نبوده و نیست
بیخودی منتظر نمان دیگر..
معجزه اتفاق هر روز است
صبح حتما طلوع خواهد کرد.. ...

ادامه ...
شعرهایی از مجید بابازاده
9 اردیبهشت 96 | قوالب کلاسیک | مجید بابازاده شعرهایی از مجید بابازاده
ﺷﺮﺍﺏ ﻣﯿﺪﻫﯽ، ﺍﻧﮕﻮﺭ ﻧﺎﺏ ﻣﯿﮕﯿﺮﯼ
ﻭ ﻣﯿﻨﺸﯿﻨﯽ ﻭ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺷﺮﺍﺏ ﻣﯿﮕﯿﺮﯼ
ﺗﻮﻫﻢ ﺷﺒﯿﻪ ﻣﻨﯽ ﻟﺤﻈﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﯽ
ﻣﺮﺍ ﺑﻐﻞ ﺑﮑﻨﯽ ﺍﺿﻄﺮﺍﺏ ﻣﯿﮕﯿــــــــﺮﯼ ...

ادامه ...
شعری از محمدرضا حجازی
9 اردیبهشت 96 | قوالب کلاسیک | محمدرضا حجازی شعری از محمدرضا حجازی
به موسمی ندمم بامداد بودا را
به عالمی نزنم آتش اهورا را
صلیب معجزه ای کو؟که از سه جانب خاک
دوباره زنده کنم مرده ی مسیحا را ...

ادامه ...
شعری از جواد منفرد
7 اردیبهشت 96 | قوالب کلاسیک | جواد منفرد شعری از جواد منفرد
منم آنکس که به خود کرده گرفتار شده ست
آنچه خود ساخته روی سرش آوار شده ست
ذوقم از روز ازل کور شده ،پنجره ای_
در دلم بود که تبدیل به دیوار شده ست ...

ادامه ...
شعری از ﻋﻠﻲ ﻋﺮﻓﺎﻧﻲ
7 اردیبهشت 96 | شعر امروز ایران | ﻋﻠﻲ ﻋﺮﻓﺎﻧﻲ شعری از ﻋﻠﻲ ﻋﺮﻓﺎﻧﻲ
بعد سوزن را برداشته بودم
و روی پارچه زیک زاک می نوشتم
خط ِ بریل و نوک انگشت ها
و چشم های ِ مرتب تو
و مژه های خط خطی ات
که حالا روی صفحه ی صورتت ...

ادامه ...
شعری از مهدی فرجی
6 اردیبهشت 96 | قوالب کلاسیک | مهدی فرجی شعری از مهدی فرجی
هنوز بوسه من مثل قفل بر دهنش
هنوز انگشتم اسم رمز پیرهنش
هنوز خواهش بی آبروی چشمانش
هنوز نحوه ی دستوریِ صدا زدنش ...

ادامه ...
شعری از نیلوفر شریفی
6 اردیبهشت 96 | شعر امروز ایران | نیلوفر شریفی شعری از نیلوفر شریفی
لحنى شبیه سوتِ قطارها
چیزی را
از زیبایی‌ام می‌کاهد
دست تکان می‌دهم
و عابران
با چترهای گشوده ...

ادامه ...
شعری از ناظیم هیکمت Nâzım Hikmet
- که در ایران به ناظم حکمت معروف است -
ترجمه از علی‌رضا شعبانی
4 اردیبهشت 96 | ادبیات ترکیه و آذربایجان | علی‌رضا شعبانی شعری از ناظیم هیکمت Nâzım Hikmet
- که در ایران به ناظم حکمت معروف است -
ترجمه از علی‌رضا شعبانی
تو
زیبا
چون سپیده‌دمان و سحرگاهانی
تو
به سان شبهای تابستان زادگاه منی
آن دم که بر در می کوبد ...

ادامه ...