داستانی از فرهاد پیربال
19 آذر 96 | ادبیات کردستان | بابک صحرانورد داستانی از فرهاد پیربال
فرهاد پیربال متولد 1961ازشاعران و نویسندگان دهه هشتاد میلادی کُردستان عراق است. در زمان دیکتاتوری صدام همچون دیگر نویسندگان از كشور خارج و سال ها درغربت به سر برد. در سال 1994 موفق به اخذ مدرک دکترای ادبیات نوین کردی ازانستیتوی کردی پاریس شد. هم اکنون درزادگاه خود اربیل به سر می برد. از پیربال تا کنون نزدیک به هفتاد اثردرزمینه های شعر، داستان، نمایشنامه و ترجمه و تحقیق به جا مانده است . او در داستان نویسی تحت تأثیر نویسندگان اروپایی ست و ...

ادامه ...
شعری از علیرضا نوری
18 آذر 96 | شعر امروز ایران | علیرضا نوری شعری از علیرضا نوری
نعش اسب را کشیده بود روی پوست
و قصد داشت دو تکه ابر را جای قلب بچپاند کنج سینه سمت راست
باد را گفته بود خواهر
به درختان به چشم مادر نگاه می‌کرد ...

ادامه ...
شعرهایی از محمد حسین حجازی
18 آذر 96 | قوالب کلاسیک | محمد حسین حجازی شعرهایی از محمد حسین حجازی
تا بال های ابر سرم آسمان تان
پر می کشند روی پرم کهکشان تان
خورشید چاره ای به جز آوارگی نداشت
روزی هزار زلزله دارد زبان تان ...

ادامه ...
شعری از فرناز فرازمند
16 آذر 96 | شعر امروز ایران | فرناز فرازمند شعری از فرناز فرازمند
من در این نقاشی چه می‌کنم؟!
خوابیده‌ام کنار تو
رمل‌های ملحفه می‌برند دستم را به مصبّ انگشتانت
جایی که ادیان در آغاز خود مردّدند ...

ادامه ...
داستانی از شیرین هاشمی ورچه
16 آذر 96 | داستان | شیرین هاشمی ورچه داستانی از شیرین هاشمی ورچه
خرمگس، سنگین وخسته خودش را می کوباند به دیوارهای این اتاقی که با نور مهتابی، رنگ پریده و بی رمق شده است. هر بار سنگین تر و خسته تر. آزارت می دهد. دلت می خواهد دیگر از جایش بلند نشود. توان این را هم نداری که بلند شوی و بکوبی توی سرش. رو به طاق اتاق دراز کشیده ای و گوشت را سپرده ای به آخرین تلاش های بی فرجام ...

ادامه ...
شعری از محمد رفیعی
16 آذر 96 | قوالب کلاسیک | محمد رفیعی شعری از محمد رفیعی
مستم ولی قاموس من وجدان فروشی نیست
پیمانه ام شاید ولی پیمان فروشی نیست
پیراهن خونینی از گم کرده ام داری
اینجا ولی《پیراهن عثمان فروشی》نیست! ...

ادامه ...
شعری از پل الوار
ترجمه ی آسیه حیدری شاهی سرایی
14 آذر 96 | ادبیات فرانسه | آسیه حیدری شعری از پل الوار 
ترجمه ی آسیه حیدری شاهی سرایی
دلم را زیر و رو می کند
منحنی چشم هایت
انحنایی از شیرینی و رقص
هاله ای گِرد زمان
گهواره ی امن شب ...

ادامه ...
داستانی از احمد الخمیسی
ترجمه ی فاطمه جعفری
14 آذر 96 | ادبیات عرب | فاطمه جعفری داستانی از احمد الخمیسی
ترجمه ی فاطمه جعفری
سوار بر «مینی‌بوس»راهی محل کارم شدم و در‌آن‌حال سرشار از آرزوهایی بودم که نور صبحگاهی در جان برمی‌انگیزد. روی صندلی پشت راننده نشستم. روزنامه‌ای بیرون کشیدم و بازش کردم. با حرکت ماشین، حروف جلوی چشمان ضعیفم روی هم لغزیدند. روزنامه را بستم. به چهره‌ای زل زدم که در آینه‌ی کوچکِ سمت چپ راننده دیدم ...

ادامه ...
شعر دبستانی
سروده‌ی ابوالفضل پاشا
ترجمه به ترکی الیاد موسوی
14 آذر 96 | ادبیات ترکیه و آذربایجان | ابوالفضل پاشا شعر دبستانی 
سروده‌ی ابوالفضل پاشا
ترجمه به ترکی الیاد موسوی
کجا می‌روی قطار!؟
من طاقت دوریِ دست‌ها را ندارم
قطار می‌رود
خانه‌ها خالی
کوچه‌ها خاموش ...

ادامه ...
شعرهایی از مهدی قلایی
13 آذر 96 | شعر امروز ایران | مهدی قلایی شعرهایی از مهدی قلایی
لهجه‌ات را
وقتی فارسیِ غلیظ می‌گویی که پنهان‌اش کنی
لهجه‌‌ات را!
وقتی در «قاف»ِ عاشقتم
دستت رو می‌شود که لری ...

ادامه ...
شعری از آهمت سلچوک ایلکان
ترجمه ی از شهرام دشتی
13 آذر 96 | ادبیات ترکیه و آذربایجان | شهرام دشتی شعری از آهمت سلچوک ایلکان 
ترجمه ی از شهرام دشتی
بله حقیقت دارد،
خرد شدنم،
به ستوه آمدنم
ازاین زندگی،
ازاین دنیا،
حقیقت دارد ...

ادامه ...
شعری از شارل بودلر
ترجمه آسیه حیدری
13 آذر 96 | ادبیات فرانسه | آسیه حیدری شاهی سرایی شعری از شارل بودلر
ترجمه آسیه حیدری
چونان پریان کهربایی چشم
به شا هنشین تو می آیم باز
آرام می خزم، با سایه های شب تا بسترت ...

ادامه ...
داستانی از آرش مونگاری
12 آذر 96 | داستان | آرش مونگاری داستانی از آرش مونگاری
چشم می بندم و؛ یک نفس می نشینم.
خنکی است و تاریکی و نرمه نرمه جریان آب. کمی که می گذرد، بی وزن می شوم و دست و پاها توی هم، تا می خورم و معلق می مانم.
برگشتنای خانه بود و بعد از مدرسه و خداحافظی از باقی معلم ها ...

ادامه ...
نگاهی به گزینه رباعی های ایرج زبردست
امین فقیری
12 آذر 96 | اندیشه و نقد | امین فقیری نگاهی به گزینه رباعی های ایرج زبردست 
امین فقیری
وقت آن بود که ایرج زبردست پس از چند کتاب رباعی، گزینه رباعیات خود را منتشر نماید که این مهم توسط انتشارات مروارید به انجام رسید.
زبردست را دیگر همه می شناسند. بزرگان شعر این مرز و بوم درباره رباعی های او اظهار عقیده کرده اند و همگی متفق القول زبردست را در سرودن رباعی زبردست دانسته اند. او طریقه ای نو در فکر و اندیشۀ مستتر در رباعی را بنیان نهاد ...

ادامه ...
شعری از بهزاد سعیدی
12 آذر 96 | قوالب کلاسیک | بهزاد سعیدی شعری از بهزاد سعیدی
نمی دانم چرا این روز ها آشفته بازارم
سر از دیوانه بازیهای این دل در نمی آرم
شبی با حکم دل حمام کاشانم پر از خون شد
شبی دیگر خمار دود قلیان های قاجارم ...

ادامه ...
شعری از سیاوش خسروآبادی
12 آذر 96 | قوالب کلاسیک | سیاوش خسروآبادی شعری از سیاوش خسروآبادی
یک مردمک تازه به چشمت زده ای
هردفعه برای دیدنم آمده ای
باعینک ذره بینی ات هم حتا
بی فاصله با ندیدنم رد شده ای ...

ادامه ...
شعری از خاطره حجازی
11 آذر 96 | شعر امروز ایران | خاطره حجازی شعری از خاطره حجازی
در بیرون غار همچنان سرازیر است باران‌های اسیدی
زمان سراسیمه
چاله‌های آب را مضطرب می‌کند
کفشی دم تاریکی به جا می‌ماند
و من که در یک سمندر زیبا حلول کرده‌ام ...

ادامه ...
شعری از سارگون بولص
ترجمه ی فاطمه جعفری
11 آذر 96 | ادبیات عرب | فاطمه جعفری شعری از سارگون بولص
ترجمه ی فاطمه جعفری
شاید یکی به من می‌گوید، و شاید هم نمی‌گوید:
خواهش می کنم بیا، به من بگو داستان چیست.

این پاکت‌نامه‌ی روی میز چیست.
...

ادامه ...
داستان هایی از ویکتوریا قانع
11 آذر 96 | داستان | ویکتوریا قانع داستان هایی از ویکتوریا قانع
: خوبی؟
: شکر خدا، امروز خیلی روز خوبیه.
:از کجا میدانید شما که بیرون نرفتی؟
: از اون شیشه بالای در معلومه امروز روز خوب و قشنگیه. (با چشمهای تنگش بالای در را نگاه می کنه)
:چه طوریه که فکر می کنی روز خوبیه؟
:تو دختر کی بودی ؟ اسمت چی بود؟ ...

ادامه ...