داستانی از خاطره محمدی
30 مهر 97 | داستان | خاطره محمدی داستانی از خاطره محمدی
امروز صبح:
احضارش کردند به اتاق شیشه‌ای. آنجا خبری از آن صندلی‌های سفت و سخت با تکیه‌گاه کوتاه نبود. دسته‌های راحتی او را در آغوش گرفته‌ بودند. جلویش یک فنجان قهوه شکلات گذاشتند که از آن بخار بلند می‌شد. یکدفعه دسته‌های صندلی مچ دست‌هایش را محکم گرفتند و مجبورش کردند ماهی تون با هویج ببلعد ...

ادامه ...
شعری از آهمت اِرهان Ahmet Erhan
- که او را در ایران به نامِ احمد اِرهان هم می‌شناسند -
برگردان از ابوالفضل پاشا
18 مهر 97 | ادبیات ترکیه و آذربایجان | ابوالفضل پاشا شعری از آهمت اِرهان Ahmet Erhan 
- که او را در ایران به نامِ احمد اِرهان هم می‌شناسند -
برگردان از ابوالفضل پاشا
در ذهنِ‌ من:
صخره‌ها از جای خود کنده می‌شوند
و دیوارها فرومی‌ریزند
در قلبِ‌ من:
خلأیی در بسترِ رودخانه‌یی در حالِ ‌خشک شدن است ...

ادامه ...
شعری از نعمت مرادی
18 مهر 97 | شعر امروز ایران | نعمت مرادی شعری از نعمت مرادی
تو افسانه بودی کارون
به‌وقت سیمرغان فاجعه
به‌وقت سنگ‌واره‌های باستانی
به‌وقت پرندگان کوچ بی‌باران
وقتی شیوع مرض
اهسته در پوستت
شروع به جفت‌گیری کرد ...

ادامه ...
شعری از فخرالدین سعیدی
18 مهر 97 | شعر امروز ایران | فخرالدین سعیدی شعری از فخرالدین سعیدی
آن روزها
ملیکا یاسمن چند روزه بود
و صدای انقلاب به اتاق خواب بچه های چهل روزه نیز رخنه کرده بود
یادش بخیر
تو برای من وینستون چهارخط بودی
عطری بودی لای گیسوی شمشادها ...

ادامه ...
شعری از رویا ابراهیمی
18 مهر 97 | قوالب کلاسیک | رویا ابراهیمی شعری از رویا ابراهیمی
قلب من خانه ی زنی تنهاست
که بغل می کند جنونش را
که در آغوش می کشد هر شب
گریه ی کودک درونش را ...

ادامه ...
شعرهایی از ابوالفضل پاشا
5 مهر 97 | شعر امروز ایران | ابوالفضل پاشا شعرهایی از ابوالفضل پاشا
بوى الکل از همه‌جا بوى فِنُل پیچیده است
و مجبورم این‌ها چه‌گونه من باید تحمل کنم
که این‌جا تو را بگو چرا آورده‌اند؟ ...

ادامه ...
داستانی از آرنابا ساها
برگردان امیررضا رحیم بخش
5 مهر 97 | ادبیات جهان | امیررضا رحیم بخش داستانی از  آرنابا ساها
برگردان امیررضا رحیم بخش
دامینی داشت به کبیر تلفن می کرد که زنگ در به صدا درآمد. تنها و مضطرب در اتاق منتظر شوهرش نشسته بود. خیلی دیر شده بود با اینکه می دانست که چرا او دیرکرده، می خواست بداند که در آنجا چه اتفاقی در حال رخ دادن است.
دامینی همانطور که روی کاناپه کنار شوهرش نشست، پرسید: «نیشی چطوره؟»
کبیر آهی کشید و گفت: «خوبه» ...

ادامه ...
نقدی بر رمان وریا نوشتۀ سیده‌زهرا محمدی
صبا دبا‌غ‌منش
5 مهر 97 | اندیشه و نقد | صبا دبا‌غ‌منش نقدی بر رمان وریا نوشتۀ سیده‌زهرا محمدی
صبا دبا‌غ‌منش
وریانام اولین اثر سیده‌زهرا محمدی است که در سال ۱۳۹۶ چاپ شد. این کتاب در نمایشگاه کتاب تهران در روز اول، پرفروش‌ترین بود. وریا نامی کُردی به معنای آگاه و بیدار است (وریا، ص ۳۸). این کتاب در هجده فصل و ۱۵۱ صفحه تنظیم شده است.روایت دربارۀ دختری نوجوان است که مادری مذهبی و پدری نه‌چندان معتقد دارد. با ورود یک معلم جدید به مدرسه، دانش‌آموزان با پروژۀ حجاب روبه‌رو می‌شوند و دختر نوجوانِ داستان تصمیم می‌گیرد با تحقیق و مطالعه به این نتیجه برسد ...

ادامه ...
داستانی از عباس محمودی
28 شهریور 97 | داستان | عباس محمودی داستانی از عباس محمودی
مردم شهر نمی‌دانستند آنچه در کابوس‌های شبانه‌شان شنیده‌اند فریاد وحشت دیگری بوده یا فریاد خودشان. هراسان از خواب پریدند و صدای مکرر ناقوس را شنیدند که توی سرشان دلنگ‌دلنگ می‌کوبید. آیا از کابوس برخاسته‌اند یا به‌سوی کابوس پیش می‌روند؟ خواب‌آلود و تلوتلوخوران مثل آدم‌های تسخیرشده راه افتادند. ...

ادامه ...
شعری از بهروز دولت آبادی
28 شهریور 97 | قوالب کلاسیک | بهروز دولت آبادی شعری از بهروز دولت آبادی
خیلی وقته دیگه بارون نمیاد
کمر بیل و زمین خم کرده
آسمون خلیفه ی خسیسیه
سر کیسه هاشو محکم کرده ...

ادامه ...