عنکبوت نفرین‌شده
9 خرداد 99 | داستان | اسماعیل زرعی عنکبوت نفرین‌شده

ننه‌‌عنكبوت از شدتِ درد و لذت به ‌‌خودش می‌پيچيد‌. آن‌قدر آه و ناله‌های مكيفِ پُر سر و‌ صدايی راه انداخته بود كه همه‌ی فضای مستراح را پُر می‌كرد‌. طوری عرق می‌ريخت و سرش به‌ كار خودش گرم بود كه اگر دنيا كن‌فيكون می‌شد‌، اصلاً اهميت نمی‌داد‌. ...

ادامه ...
آن دست پل
9 خرداد 99 | داستان | عصمت حسینی آن دست پل
از پل که رد شدیم راننده گفت: جلوتر نمیرم.
و همانجا نگه داشت. مینی بوسی چند متر جلوتر داشت مسافرهایش را پیاده می کرد. مردی که روی صندلی عقب کنار من نشسته بود گفت: انگار نه انگار که جنگه.
...

ادامه ...
«چندپاره‌ی سوگ»
شعری از محمد قائمی
8 خرداد 99 | شعر امروز ایران | محمد قائمی «چندپاره‌ی سوگ»
شعری از محمد قائمی
تو به چراغ‌هایت عادت کن
من شمع‌ها را روزی
بیرون خواهم کشید
از آوارِ نذر و عشق
تو روشن نگه‌دار
همچنان که من گلوی شعله را
به دو انگشتِ دریغ، خواهم فشرد. ...

ادامه ...
شعری از محمد عسکری ساج
1 خرداد 99 | شعر امروز ایران | محمد عسکری ساج شعری از محمد عسکری ساج
خواستم بیرون بروم از خانه
خانه رفته بود
بیرون رفته بود
خواستم به خیابان بروم
خیابان رفته بود ...

ادامه ...
سه شعر از علی خاکزاد
25 اردیبهشت 99 | شعر امروز ایران | علی خاکزاد سه شعر از علی خاکزاد
شب در سکوت خود جاری است
از خانه تا خیابان
دل به وسوسه و باد می‌سپارم
ناگهان
نور
نور زلال شرقی
می‌گذرد
این بشارت مرگ است ...

ادامه ...
سه شعر از فرناز فرازمند
18 اردیبهشت 99 | شعر امروز ایران | فرناز فرازمند سه شعر از فرناز فرازمند
در شالی سفیدم بپیچ
وقتی که نوچم از عسل مرگ
آن‌جاست
لای آبی‌های آن حریر
بازش کرده‌ام روزی از گردنی
نرم
که نبیند

...

ادامه ...
شعری از نازنین زالی
13 اردیبهشت 99 | قوالب کلاسیک | نازنین زالی شعری از نازنین زالی
بپیچ دورِ گلویم دوباره دستت را
نشان بده به تنم باز، نازِ شستت را
در این نبرد همیشه تو برده ای،چون من
نخواستم که ببینم غمِ شکستت را ...

ادامه ...
شعری از محمد شریف
14 اردیبهشت 99 | قوالب کلاسیک | محمد شریف شعری از محمد شریف
از اول در مصافش می شوم مقهور..معلوم است
کنار یک سلیمان جایگاه مور،معلوم است
نبرد شرم و شیطان است و شرمِ من نمی داند
که وضعِ جنگ با سرپنجه ی پُر زور،معلوم است ...

ادامه ...
شعری از علی محمد زیدوندی
13 اردیبهشت 99 | قوالب کلاسیک | علی محمد زیدوندی شعری از علی محمد زیدوندی
افتاده به نبض ام ضـَربان نرسیدن
ای لال شوی لال؛ زبان نرســیدن
با این نَفَس سردو قطاری که نیامد
پیـچیـده به پایـم چمدان نرسیدن ...

ادامه ...
شعری از علی اخوان
11 اردیبهشت 99 | شعر امروز ایران | علی اخوان شعری از علی اخوان
دنبال من گذاشت
و من
شبیه نبودنم بودم
شبیه این‌که زنبوری لای شعله‌ای
یا پروانه‌ای میان بند رخت زنانه
دنبال من گذاشت
و من برای برداشتن
 کوچک بودم ...

ادامه ...