شعرهایی از قباد جلّی زاده
ترجمه ی حسن ذبیحی
21 آذر 96 | ادبیات کردستان | حسن ذبیحی شعرهایی از قباد جلّی زاده
ترجمه ی حسن ذبیحی
جنگ،
طرحی ازلی ست روی سنگ و
بوسه،
نقشی ابدی بر دریا ...

ادامه ...
داستانی از سپهر خلیلی
21 آذر 96 | داستان | سپهر خلیلی داستانی از سپهر خلیلی
پسرها وسط خیابان دروازه گذاشته‌اند و گل‌‌کوچیک بازی می‌کنند. دو دختر کنار خیابان مشغول دوچرخه‌سواری هستند. ناگهان یک ماشین پلیس از آن‌ور خیابان می‌آید. پسرها فوری دروازه‌ها را برمی‌دارند تا ماشین رد شود. یکی از پسرها توپ دولایه‌ی سبز و قرمز را بغل می‌گیرد و فرار می‌کند. دو دختر که سوار دوچرخه‌اند پشت سر ماشین پلیس راه می‌افتند و ...

ادامه ...
شعرهابی از بهاره بشارتی
20 آذر 96 | شعر امروز ایران | بهاره بشارتی شعرهابی از بهاره بشارتی
باد می‌آمدی،
وزیده در موهات،
لای هذیان موهام،
به هر طرف هرکدامی ...

ادامه ...
شعری از بهروز ایرانی
20 آذر 96 | قوالب کلاسیک | بهروز ایرانی شعری از بهروز ایرانی
مثل حسّ اتاق بی پرده
يا لباس سياه تا كرده
مثل شايد با فعل برگرده
هستی اما چقد صدات دوره ...

ادامه ...
شعری از تیرداد آتشکار
19 آذر 96 | شعر امروز ایران | تیرداد آتشکار شعری از تیرداد آتشکار
طاقت بلند ستاره
نام کوچک توست
که زیر رگ ابر
پوست می‌اندازد ...

ادامه ...
داستانی از فرهاد پیربال
19 آذر 96 | ادبیات کردستان | بابک صحرانورد داستانی از فرهاد پیربال
فرهاد پیربال متولد 1961ازشاعران و نویسندگان دهه هشتاد میلادی کُردستان عراق است. در زمان دیکتاتوری صدام همچون دیگر نویسندگان از كشور خارج و سال ها درغربت به سر برد. در سال 1994 موفق به اخذ مدرک دکترای ادبیات نوین کردی ازانستیتوی کردی پاریس شد. هم اکنون درزادگاه خود اربیل به سر می برد. از پیربال تا کنون نزدیک به هفتاد اثردرزمینه های شعر، داستان، نمایشنامه و ترجمه و تحقیق به جا مانده است . او در داستان نویسی تحت تأثیر نویسندگان اروپایی ست و ...

ادامه ...
شعری از علیرضا نوری
18 آذر 96 | شعر امروز ایران | علیرضا نوری شعری از علیرضا نوری
نعش اسب را کشیده بود روی پوست
و قصد داشت دو تکه ابر را جای قلب بچپاند کنج سینه سمت راست
باد را گفته بود خواهر
به درختان به چشم مادر نگاه می‌کرد ...

ادامه ...
شعرهایی از محمد حسین حجازی
18 آذر 96 | قوالب کلاسیک | محمد حسین حجازی شعرهایی از محمد حسین حجازی
تا بال های ابر سرم آسمان تان
پر می کشند روی پرم کهکشان تان
خورشید چاره ای به جز آوارگی نداشت
روزی هزار زلزله دارد زبان تان ...

ادامه ...
شعری از فرناز فرازمند
16 آذر 96 | شعر امروز ایران | فرناز فرازمند شعری از فرناز فرازمند
من در این نقاشی چه می‌کنم؟!
خوابیده‌ام کنار تو
رمل‌های ملحفه می‌برند دستم را به مصبّ انگشتانت
جایی که ادیان در آغاز خود مردّدند ...

ادامه ...
داستانی از شیرین هاشمی ورچه
16 آذر 96 | داستان | شیرین هاشمی ورچه داستانی از شیرین هاشمی ورچه
خرمگس، سنگین وخسته خودش را می کوباند به دیوارهای این اتاقی که با نور مهتابی، رنگ پریده و بی رمق شده است. هر بار سنگین تر و خسته تر. آزارت می دهد. دلت می خواهد دیگر از جایش بلند نشود. توان این را هم نداری که بلند شوی و بکوبی توی سرش. رو به طاق اتاق دراز کشیده ای و گوشت را سپرده ای به آخرین تلاش های بی فرجام ...

ادامه ...