شعری از سریا داودی حموله
22 فروردین 95 | شعر امروز ایران | سریا داودی حموله شعری از سریا داودی حموله
نام ات را از هر که می پرسم
سر در گوش بادها می گذارد
تو رفتی
من ماندم ...

ادامه ...
فروپاشی بهینه ی امرنشانه ای
بررسی "شب، مسیر چشم آهوهاست" اثری از هرمز شرفی
امیر حسین بریمانی
22 فروردین 95 | بررسی کتاب | امیر حسین بریمانی فروپاشی بهینه ی امرنشانه ای
بررسی
ابتذال، جز رونمایی از عواطف در حیوانی ترین شکل آنان چه می تواند باشد؟ اشعار مبتذل (با نام رایج ساده نویسی) نیز از همین الگوی ابتذال تبعیت می کنند و شعریت آنان آکنده از ریخت و پاش هایی عاطفی ست. این ورطه ی احساس زده ای که در چنین دست اشعاری رخ می نماید، امرنشانه ای مخاطبش را مورد خطاب قرار نمی دهد تا با درهم آمیزی یا مشارکت امرنشانه ایِ مخاطب و متن، شبکه ی معنایی متن متکثر گردد ...

ادامه ...
شعری از سامان اصفهانی
22 فروردین 95 | شعر امروز ایران | سامان اصفهانی شعری از سامان اصفهانی
نوروز تمام روزهای نیامده‌ام!
در آستان آمدنت
باز هم آستینی از زمین بالا می زنم
امسال سال فنّاوری وجدان باشد ...

ادامه ...
شعری از هوشنگ رئوف
22 فروردین 95 | شعر امروز ایران | هوشنگ رئوف شعری از هوشنگ رئوف
در چشمانم
گورستانِ قدیمی
مرده گان را
چراغ چراغ
خواب می خواند از درخت ...

ادامه ...
شعری از مریم اسحاقی
22 فروردین 95 | شعر امروز ایران | مریم اسحاقی شعری از مریم اسحاقی
خاموشی بنفش
از مه به مه
از شیرابه به شیرابه
گیاه-معشوق ناتمام
با میوه های بنفش ...

ادامه ...
بر ساختگی و درساختگی "در وضعیت کوانتوم" از بهزاد خواجات
عابدین پاپی
22 فروردین 95 | اندیشه و نقد | عابدین پاپی بر ساختگی و درساختگی
برداشت این است که مهمترین عنصری که یک اثر را در تاریخ ماندگار می کند، ماندگاری اثر نیست، چه این که، احتمال می رود هر اثری که در هر زمان و مکانی درست و مورد قبول واقع شده، نادرست و غیرقابل قبول واقع افتد! علت عمده، حرکت تفکر و ذهن بشر است که هرگز تن به ایستایی و به اصطلاح درجا زدن را به خود احساس نکرده است و همیشه به دنبال جهش در جهت نیل به نوعی پویایی نایاب و اکسیر بوده است. ...

ادامه ...
شعری از جهانگیر سایانی
22 فروردین 95 | شعر امروز ایران | جهانگیر سایانی شعری از جهانگیر سایانی
مجاری یک ساختمان
لوله‌هایی زنگ‌خورده در دیوار است
جنس لوله‌ها در یک ساختمان قدیمی
کیفیت یک رابطه است
می‌تواند از جایی پوسیده باشد ...

ادامه ...
شعری از محمدرضا جعفری
22 فروردین 95 | شعر امروز ایران | محمدرضا جعفری شعری از محمدرضا جعفری
طلیعه ای بنام
گیسو فتاده ای به اشک
بانگ ِ تیر و
طلوع ِ چندباره ی صبح ...

ادامه ...
شعرهایی از افسانه نجومی
22 فروردین 95 | شعر امروز ایران | افسانه نجومی شعرهایی از افسانه نجومی
همین که صدایم را با خود بیاورم کافی‌ست
این ذوزنقه با همه‌ی کورچشمی‌اش
آفتاب نموری‌ست
پنجه می‌زند برای مشاهده ...

ادامه ...
شعری از وحید پور زارع
22 فروردین 95 | شعر امروز ایران | وحید پور زارع شعری از وحید پور زارع
بر دیواره های رحم ات
پوستری از صلح بچسبان و
شعار " دنیای بهتری خواهد آمد " را بنویس / ای زن
تازه اگر این نطفه در نطفه خفه نشود ...

ادامه ...
شعری از حسین طوّافی
22 فروردین 95 | شعر امروز ایران | حسین طوّافی شعری از حسین طوّافی
با خودم به دنبال ابرها می گشتم
وقتی ظهر از نگاه ِ چلچله ها پایین می آمد
و مردمی که در حوالی بودند می رفتند ؛
به یکباره ساحل خالی شد ...

ادامه ...
شعرهایی از علیرضا دانش پژوه
22 فروردین 95 | شعر امروز ایران | علیرضا دانش پژوه شعرهایی از علیرضا دانش پژوه
بد نيست
اين جا هوا
كمي تا قسمتي ست
كه نزدﻳﻚتر نيايد ...

ادامه ...
نگاه به مجموعه"پروانه ها اتو بر نمی دارند" آیدا مجید آبادی
پرویز حسینی
22 فروردین 95 | اندیشه و نقد | پرویز حسینی نگاه به مجموعه
آیدا مجیدآبادی در شعرهایش به طرز اعجاز آمیزی به مکاشفه ی انسان، اشیاء و طبیعت دست می زند، آن هم آنقدر مستقیم و بی واسطه که خیال می کنی شاعر خود آنها را خلق کرده است و شگفتزده می شوی وقتی بدانی آیدا به شکلی مادرزادی از بینایی محروم است. اما جهان را روشنتر از من و شما می بیند که ظاهراً دو چشم سالم داریم ولی آنچه را که باید ببینیم نمی توانیم ...

ادامه ...
شعری از حسن نیکوفرید
22 فروردین 95 | شعر امروز ایران | حسن نیکوفرید شعری از حسن نیکوفرید
دروغ می گفت انگار :
زیر پیراهن افق
ستاره هایی نشسته اند ...

ادامه ...
شعرهایی از محمد زندی
22 فروردین 95 | شعر امروز ایران | محمد زندی شعرهایی از محمد زندی
ده پیراهن دارم
یکی می­ پوشم
یکی می­ پوشانم به همسایه
یک پیراهن به فتانه ­ی مجنون ...

ادامه ...
شعرهایی از نادر چگینی
22 فروردین 95 | شعر امروز ایران | نادر چگینی شعرهایی از نادر چگینی
اتفاق تازه ­ای نیست
دیروز
در کوچه­ ی ما درختی را بریده­ اند
که پیراهن گلدار می­ پوشید ...

ادامه ...
شعرهایی از روح الله احمدی
22 فروردین 95 | شعر امروز ایران | روح الله احمدی شعرهایی از روح الله احمدی
مثلث متساوی الساقینی که دور خود می چرخد
منم / من ، منی که نیم من هم نیست و
من من / می کند
میان رستاخیز کلمات ...

ادامه ...
شعری از سعید آژده
22 فروردین 95 | شعر امروز ایران | سعید آژده شعری از سعید آژده
یا اختی!
با کتف شکسته ات
میان کفن
چه کنم؟! ...

ادامه ...
شعرهایی از اسماعیل نیکنام
22 فروردین 95 | شعر امروز ایران | اسماعیل نیکنام شعرهایی از اسماعیل نیکنام
در امتداد بادها از کوه سرازیر میشوم
به دور دست ها
به دشتهای پر از گیاه فکر میکنم فکر میکنم
از اینجا به کجا بروم؟ ...

ادامه ...
معرفی کتاب "حرف زدن همه جا ممنوع است" كارن جوي فاولر
ترجمه ي ثنا نصاري
22 فروردین 95 | معرفی کتاب | ترجمه ي ثنا نصاري معرفی کتاب
"حرف زدن همه جا ممنوع است" داستانی است بی زمان، بی مکان و هولناک، آنقدر هولناک که باورکردنش دشوار می نماید و در عین حال آنقدر آشنا و ملموس که ما را از پذیرشش گریزی نیست. روایت تجربه ی سلول انفرادی و اتاق تمشیت، تحقیر و تن دادن به انتقاد از خود. روایت دستمال تیره ی قانون و انسانی که برای رهایی از زندان باید به انکار خود برخیزد. ...

ادامه ...
سرمقاله
محمد آشور
4 اردیبهشت 04 | نگاه اول | محمد آشور سرمقاله
محمد آشور
ﺳﺎﻝ 94 ﻫﻢ ﺑﺎ ﻓﺼﻞﻫﺎﻳﻲ اﺯ ﺧﻮﺷﻲﻫﺎ و ﻧﺎﺧﻮﺷﻲﻫﺎ ﮔﺬﺷﺖ و ﻣﺎ ﻫﻤﭽﻨﺎﻥ ﺩﻝ ﺩﺭ ﮔﺮﻭ "ﻛﻠﻤﻪ" ﺩاﺭﻳﻢ!
ﻋﻠﻲﺭﻏﻢ اﻳﻦ اﻣﺎ ﻓﻀﺎﻱ ﺣﺎﻛﻢ ﺑﺮ "ﺷﻌﺮ" و "ﻧﻘﺪ"، ﻓﻀﺎﻳﻲ اﻣﻴﺪﻭاﺭﻛﻨﻨﺪﻩ ﻧﻴﺴﺖ؛ ﺭﻭﺷﻦ ﺷﺪﻥ ﭼﺸﻢﻣﺎﻥ ﺑﻪ ﺗﻴﺮاﮊ 200-300 ﻧﺴﺨﻪاﻱ ﻛﺘﺎﺏ اﺯ ﻃﺮﻓﻲ! و اﻧﺘﺸﺎﺭ ﺳﺮﻃﺎﻧﻲ ﺷﺒﻪﺷﻌﺮ و ﺩﻟﻨﻮﺷﺘﻪ ﺩﺭ ﺭﺳﺎﻧﻪﻫﺎﻱ ﻣﺠﺎﺯﻱ اﺯ ﻃﺮﻑ ﺩﻳﮕﺮ، ﺣﺎﻝ "ﺷﻌﺮ اﻣﺮﻭﺯ" ﺭا ﺧﺮاﺏ ﻛﺮﺩﻩ ...

ادامه ...
داستانی از قباد آذرآیین
24 اسفند 94 | داستان | قباد آذرآیین داستانی از قباد آذرآیین
بسکه ازش می ترسیدم، چشمم که گرم شد خوابش را دیدم...می دانستم می آید سراغم...صدای موتور بولدوزرش آشنا بود. انگار بولدوزرش با بولدوزرهای دیگر فرق داشت. اول ها راننده هاش را می فرستاد تا اتاقک هایی که بی خانه ها، شبانه، با چنگ و دندان سر پا کرده بودند ...

ادامه ...
شعرهایی از مسعود احمدی
24 اسفند 94 | شعر امروز ایران | مسعود احمدی شعرهایی از مسعود احمدی
هیچ
با خود بر نداشت
تنها گذاشت
آن تکه ابر همیشگی
بالای سرش باشد و ببارد ...

ادامه ...
داستانی از مرتضی احمدی نجات
24 اسفند 94 | داستان | مرتضی احمدی نجات داستانی از مرتضی احمدی نجات
پنجره اتاق را باز کرده ام. چشم به راهم تا از راه برسد، صورتش را در حوض بشوید و با آستر کتش خشک کند. حوض با فواره های فیروزه ای، تاجی از کف بر سر دارد. سطح آب موج دارد و دایره ها در هم می چرخند، یکی می شوند، لب پر می زنند و وارد جوی باریکی می شوند ...

ادامه ...
شعری از علی باباچاهی
24 اسفند 94 | شعر امروز ایران | علی باباچاهی شعری از علی باباچاهی
رها کرده جهان را به حال خودش
دست می زند به سنگ ستاره از آب درمی آید
صورتش را شست / آب سرد
خوش «وقت»ی آورد:
...

ادامه ...
داستانی از اميررضا بيگدلي
23 اسفند 94 | داستان | اميررضا بيگدلي داستانی از اميررضا بيگدلي
صبح که از خواب بیدار مي شوم سمانه روي تخت نيست؛ رفته به آن يكي اتاق. پيش از اين كه از خانه بیرون بروم بيدار مي شود. بالشتش را مي زند زير بغل و به اتاق خوابمان برمي گردد. مي گويد که شب خوب نخوابیده و امروز کمی دیرتر سرکار مي رود. وقتي دليل بد خوابي اش را مي پرسم مي گويد ...

ادامه ...
داستانی از مریم بیرنگ
23 اسفند 94 | داستان | مریم بیرنگ داستانی از مریم بیرنگ
میزم را جا می دهم تو بالکن آپارتمان جدیدم. فکر می‌کنم با سکوتی که اینجا دارد، حتی می‌شود تو بالکن موسیقی هم گوش کرد. درش تو آشپزخانه باز می‌شود، یک در کشویی بزرگ. برمی‌گردم تو و قبل از اینکه رومیزی اتو شده را بردارم هوس نسپرسومی‌کنم، نسپرسوی برزیلی. ...

ادامه ...