شعرهایی از نیلوفر فولادی
25 خرداد 95 | شعر امروز ایران | نیلوفر فولادی شعرهایی از نیلوفر فولادی
قلب آبی کبود
تو را ﻣﻲآویزند از ﺭﮒهایت
ﺁﻥجور که ﻗﺼﺎﺏها گوسفندان را
نترس ...

ادامه ...
شعرهایی از ﻓﺮﻧﺎﺯ ﻓﺮاﺯﻣﻨﺪ
25 خرداد 95 | شعر امروز ایران | ﻓﺮﻧﺎﺯ ﻓﺮاﺯﻣﻨﺪ شعرهایی از ﻓﺮﻧﺎﺯ ﻓﺮاﺯﻣﻨﺪ
دیدن چشم تو چاه ﻣﻲخواهد
آبی بدر
-یوسفی که ﻧﻤﻲداند کیست- ﻣﻲخواهد
ترنجیده از تنهایی
...

ادامه ...
شعرهایی از ﺳﻌﻴﺪ ﺟﻬﺎﻥﭘﻮﻻﺩ
25 خرداد 95 | شعر امروز ایران | ﺳﻌﻴﺪ ﺟﻬﺎﻥﭘﻮﻻﺩ شعرهایی از ﺳﻌﻴﺪ ﺟﻬﺎﻥﭘﻮﻻﺩ
جفت شاخ ﻣﻲرود
روی ترمز/ هرمز
ﺗﻨﮓش گرفت
ول داد، تنگه را
به امان خدا
هنوز زیپ دهانش را ...

ادامه ...
شعری از ﺯﺑﻴﺪﻩ ﺣﺴﻴﻨﻲ
25 خرداد 95 | شعر امروز ایران | ﺯﺑﻴﺪﻩ ﺣﺴﻴﻨﻲ شعری از ﺯﺑﻴﺪﻩ ﺣﺴﻴﻨﻲ
ناﻣﻪای به دیوار اگر بنویسم
تن ﻣﻲدهد به سپیدهای رفته و فرو ﻧﻤﻲریزد؟
رﻳﺨﺘﻦات از حروف/ ریختن از رﻧﮓها ...

ادامه ...
شعری از لیلا درخش
25 خرداد 95 | شعر امروز ایران | لیلا درخش شعری از لیلا درخش
میان اشکال هندسی تنم سرگردانم
این انحنای رو به سرخی
راستی و کژ ی و داﻳﺮﻩها
در حوض کاﺷﻲﻛﺎری کدام عمارت ...

ادامه ...
در سوگ حبیب الله قلیش لی
سید حمید شریف نیا
18 خرداد 95 | نگاه اول | سید حمید شریف نیا در سوگ حبیب الله قلیش لی
سید حمید شریف نیا
می مانی و خبرت می کنند که گویی مانده ای که بشوی و هی بکوبند با مرگ، که مرگ عزیزی، حبیبی و یا هرچه دیگر نمی شنوی اش و نمی بینی اش. می پذیری لال بنشینی و تلخ سر کنی. حبیب هم رفت. شاعری عزیز بود و و مومنی صادق. اهمیت حبیب قلیش لی برای هیچ کس پوشیده نیست که حبیب پوشیده بود و نجیب. هر آنکه حتی یک بار هم دیده بودش می توانست دلیل کافی برای دلتنگی اش داشته باشد. ...

ادامه ...
شعری از ﻋﻠﻲ ﺑﺎﺑﺎﭼﺎﻫﻲ
14 خرداد 95 | شعر امروز ایران | ﻋﻠﻲ ﺑﺎﺑﺎﭼﺎﻫﻲ شعری از ﻋﻠﻲ ﺑﺎﺑﺎﭼﺎﻫﻲ
این دست زیر سر تو نبوده که بوی پوست رﻧﺪﻩﺷﺪﻩی پرتقال بدهد
یا به خواب برود در رود نیل فلان رودخانه
نسبتی ندارم من با نزار قبانی
از گوﺷﻲی تلفن من آبزیانی بیرون ﻣﻲپرند ...

ادامه ...
شعری از ایرج ضیائی
14 خرداد 95 | شعر امروز ایران | ایرج ضیائی شعری از ایرج ضیائی
بروم ببینم تَرَک برداشته یا نه
یا باز هم کمی دیگر تحمل کنم عصر یخبندان را
با وطنی که استخوان از لای رکاب دوچرخه‎ام برنمی‎دارد
با این دوچرخه چه چیز را دنبال کنم ...

ادامه ...
شعری از آتفه چهارمحالیان
14 خرداد 95 | شعر امروز ایران | آتفه چهارمحالیان شعری از آتفه چهارمحالیان
با تردید از من حرف بزن
چشیدنت را محال ﻛﺮﺩﻩام در این قحطی
و سوگندها را به دریا رﻳﺨﺘﻪام
شبیه یک جنایت ﺷﺪﻩام
پوستم را که برداری ...

ادامه ...
یادداشتی بر "نُت‎ها به ریل" اثری از محمد آشور
امیر حسین بریمانی
14 خرداد 95 | بررسی کتاب | امیر حسین بریمانی یادداشتی بر
به‎روال سابق یادداشت‎هایم در بخش بررسی کتاب، از هرگونه ارزش‎گذاری این مجموعه شعر نیز پرهیز می‎کنم و در این یادداشت قصد دارم صرفاً به مولفه‎های برسازنده‎ی شعریت این مجموعه بپردازم.
شعر محمد آشور، زاده‎ی زمان حال است بدین معنی‎که عمدا به دانش تولید شده در زمینه‎ی انسان‎شناسی و روانکاوی توجه کرده و سعی داشته شعری مطابق با شکل‎بندی و طبعا زیباشناسی انسان معاصر ارائه کند اما این بدین معنی نیست که شعر او می‎باید توسط جامعه (یا همان انسان معاصر) پذیرفته شود بلکه ذائقه‎ی شعری غالب ما، هنوز با کارکرد ذهنی‎مان در قرن بیست و ...

ادامه ...