نگاهی به کتاب " باد مخابره خواهد کرد " سروده غزال مرادی /علی مسعود هزارجریبی

نویسنده : علی مسعود هزارجریبی
تاریخ ارسال : شانزدهم شهریور ماه ١٣٩١


معرفی کتاب های رسیده :

شعرهایی در شکل باد

" باد مخابره خواهد کرد "

دفتری حاوی 86 شعر از غزال مرادی

چاپ پخش سال 90           ناشر :  هنر رسانه اردیبهشت

علی مسعود هزارجریبی

- علی مسعود هزارجریبی :

عمده قطعات در مجموع کلی فضای شعر از ساخت یکدست و محتوای همسو برخوردارند گویی همه ی این شعر در فاصله زمانی بسیار نزدیک سروده شده و گویی هیچ اتفاق متعددی که وجه های گوناگونی را در برداشته باشد رخ نداده مگر همین اتفاقی که در این شعرهاست .

در واقع مجموعه این شعرها صدای زنی است که می خواهد مشاهدات و تجربیات و رخدادهایش را در مناسبات فردی و اجتماعی و پدیداری هستی انتشار دهد .

و من زنی که / صدایش را باد مخابره خواهد کرد        شعر 47

 که نام کتاب نیز برگرفته از همین شعر است

و انجا که نام کوچکش را در نمودی گردشی با رندی مطرح می کند :

باید اسمم را عوض کنم / بگذرام / شیر / پلنگ / هرچه باشد / غزال نباشد               شعر 68

شعر بر اصل معناگرایی و معنا افزایی به وضوح تأکید دارند انگار شاعر زنی است دوربین به دست که با سرعت و شتاب از منظرهای متعدد هستی پیرامونی اش که عمدتاً عینی هستند عکس بر می دارد و ثبت می کند و رسانندگی این نوع نگاه و نگره زاویه هایی را ایجاد می سازد که در حقیقت جهان نگری و جهان بینی شاعر در ژرف نما یا رونمای زیستی اش فضای شاعرانه ای را که تدوین کرده است ارائه می دهد .

و در این نگره ها ارجاعاتی به گذشته (نوستالوژی ) و بازآفرینی یادها و خاطرات و گاهی حسرت ها توآم با حس آمیزی و چرخش در مدار عاطفه مشهود است .

جا مانده در حیاط کودکی / تنها غصه هایم را در ساکی به خانه آوردم           شعر شماره 3

در من رابعه ای است / آنقدر زود می میرد ...       شعر شماره 11

و گاهی در نگره های اجتماعی بیان شعارگونه یا شعار آلوده به شعر خدشه وارد می سازد :

من مردم زده ام           شعر شماره 8

مرده باد / زنده باد / می ترسم ...             شعر 19

و در برخی شعر ها ضمن تأکید بر معناگرایی در پایان قطعه اصرار به نتیجه گیری دارد و شعر از بی پایانی و تفکر برانگیزی دور می نماید ، مانند شعرهای 2 و4 و 14 و 23و 29 و 38 .

سهل انگاری در زبان در چند قطعه به چشم می آید ، مانند :

رنگ های گرمی که سردمان بشود      شعر شماره 1

یا تکرارهای غیر لازم در شعر آسانسور             انگار / افکار              شاید شاعر نگاهی به بازی زبانی غیر لازم هم داشت .

حضور عنصر طنز در برخی از سطرها به عنوان نمونه شعر 61 که با ساخت و بیان مناسبی زمینه طنز را به رخ کشیده است .

از سطرها و پاره های جالب نیز شعرها بهره مندند :

سکوتم را / بر بالین حرف هایم جشن می گیرم       شعر شماره 9

چند ایستگاه پایین تر / از ماهی جوی / آدرس دریا را می پرسی /   و او خودش را / به نشنیدن می زند          شعر شماره 12

پیاده رو ها همچنان به من تنه می زنند          شعر شماره 16

صفحه به صفحه که بگردد / گیر می کند بر ناخودآگاهم / آی الهه ی ناز            شعر شماره 31

در شعر شماره 16 با نگاهی جدید به اسطوره کارکرد تازه ای می دهد و این نکته ای است که شاعران جوان اگر با اهمیت به آن بنگرند اتفاق در شعر نیز تکثیر می شود .

شاعر یا رشته ی تحصیلی اش ریاضی است و یا گرایش به ریاضی دارد و در برخی از شعرها حضور این اطلاعات نیز محسوس است که اساساً ضرورتی نداشته به ویژه با آن پانوشت ها در شعر شماره 21 و 33 و 34 .

 بطور کلی خانم غزال مرادی در مجموعه " باد مخابره خواهد شد " شاعری است به مفهوم روشن " معاصر " زنده و پویا در متن       ریتم درونی شعرها با سرعت محسوس       و نکته ی مهم اینکه شاعر حرف ها و تجربیات و مشاهدات و نکته های بسیار دارد که در صورت لزوم با جسارت در بازگویی عینیات و حسیّات کوتاه نمی آید .

بلحاظ شعری شاعر جایگاه و پایگاه ویژه خودش را داراست که در بستر زمان و هوشمندی و ممارست این ویزگی را می تواند برجسته تر کند و از همین مصب به دریای خلاقیت و مدرنیت افزون تر راه یابد .

در عین اینکه این حرف باقی می ماند :

اگر خانم شاعر به فشردگی در شعرها و پرهیز از کشدار بودن تطویل سطرها و دوری از تکرار ها توجه می نمود و اگر نگاه جدی تری به ساختمند تر بودن و درون ساختی قطعات و به فرم های درونی و بیرونی تأملات بیشتری داشت و اگر فضای سکوت و نگریستن را در برخی از موارد جانشین حرف و حرّافی می کرد این مجموعه رویکرد متفاوت تری داشت .

ای کاش .  


بازگشت