شعری از شیرکو بی‏کس ترجمه ی دلاور رحیمی

نویسنده : دلاور رحیمی
تاریخ ارسال : چهارم دی ماه ١٣٩۶


اسبی از گُلبرک آلاله

 

اَبر بسی از ما بهتر
کوه را می‏ شناسد  
و کوه  بسیار از اَبر خو‏بتر دره و مه دامنه ی خود را
باشد ابر زبان به سخن نَگُشاید
کافی‏ست یکی قطره از او به سخن درآید!
بگذار کوه نیز خاموش بماند
کافی‏ست یکی بوته از او به سخن در آید!
روایتِ حکایتِ رودخانه ‏ها را از کنارها بپرس
تو از کلوخ و جوی
و از شن و ماسه‌  از گرد و غبار  ‌
از خار و خاشاك آبکند و از لجَنزار بپرس
آنان سرگذشتِ تمامِ عشقِ آب و صدای موج های
دیوانه و شیدایش را در می یابند
و آنان می دانند اندوه از کجا
شروع به نالیدن وباریدن کرد و در کجا خُشکسالی
و مرگ زمین به افسانه و به شعر ما پیوستن!


بازگشت