شعرهایی از بوئل شنلر به ترجمه ی سهراب رحیمی و آزیتا قهرمان

نویسنده : سهراب رحیمی و آزیتا قهرمان
تاریخ ارسال : بیست و هشتم اسفند ماه ١٣٩٣


اشعار بوئل شنلر

 ترجمه :سهراب رحیمی,  آزیتا قهرمان

 

بوئل شنلر متولد 1963 با مجموعه شعر « نقاشی با آبرنگ روی گچ» در سال 1992 کار شاعری اش را آغاز کرد. در اوایل سال 2000 سردبیر بزرگترین نشریه شعر کشور سوئد بود. در سال 2007 یک مجموعه شعر به نام « ترس از عشق » منتشر کرد. جدیدترین کتابش «کولی در تبعید» نام دارد که منتشره در سال 2011 است. شعرهایش به اکثر زبانهای اروپایی ترجمه شده اند. او در کنار سردبیری همکاری هایی نیز با رادیو سوئد داشته و دهها نمایشنامه رادیویی نوشته است. او همچنین سردبیر یک نشریه ی ویژه ی شعر به نام پست اسکریتوم بود. او در سال 2010 جایزه ی  ادبی ی «پرنس ویلهلم » را دریافت کرد

 

به شهادت موهایم

 

آسمان اینجا غیر قابل درک است

مملو از آدمهایی که تنها ایستاده اند بی هیچ امیدی

بی حتی یک روز همدردی.

نه دیروز، نه امروز، نه فردایی.

نه آغوشی برای خوشه های سنبل.

نه جمعه ی حقوق آخرماه.

من هنوز بکر و دست نخورده بودم.

پایی به این سو و پایی به آن سو،

با روانی پر از هوای شیدایی

و تنی که روح را بیقرار و بیقرار و بیقرارتر می کرد.

و هراسی که اندام لرزان زندگانی ام را برهنه کرد

نه بالاپوشی در این جهان داشتم نه نانی به زیر آن پنهان.

هنوز هم  می خواهند همه چیز را به یادمان بیاورند.

و ما که در چرخ آسیاب انسانی پا می زنیم و پا می زنیم.

 

افسون

 

با وجود تقاضای مکررت

که پیدایش من می بایستی

جایی دیگر برگزار شود در زمانی دیگر؛

کنار تو  در رختخواب می مانم.

 

با لحافی کشیده بر سر هردومان

درهای جهان را به رویمان نمی بندم.

زندگی ی پرشور مردم در کوچه و خیابان

بی خانمانی ی جاری ی مرا در قیل و قال؛ پنهان می کند.

 

اُنس طرحی می کشد از

خط فرضی ی افق از تاریکی ی نزولی


بازگشت