زنده باد شعر ناب ناميرا
سید علی صالحی

زنده باد شعر ناب ناميرا *

پيام "سيد علي صالحي "به مناسبت درگذشت "بهرام اردبيلي"

سید علی صالحی

 

اواسط دهه پنجاه خورشيدي، جاي دوري از اين جهان كه بن بست باد و دوزخ بود، هم از سراتفاق با شعري از بهرام اردبيلي رو به رو شدم مسجد سليمان فقير و فراموش شده هيچ نداشت جز اغذيه فروشي، دو سه كوچه كور براي اهل" سه قاپ" و خياباني ناقص الخلقه براي زيارت رخسار بي راه ماندگاني هوشمند ،متاصل و عصيان زده كه يا شاعر مي شدند و يا رو به مبارزه مسلحانه مي نهادند.

آن روز خوب به خاطر دارم، باد سرخ از دل دوزخ مي وزيد، از هر كسي كه اهل جست و جوي كلمه بود، سراغ كلمه اي از بهرام اردبيلي مي گرفتم ميدانستم هم نسل هوشنگ چالنگي" شاعر همشهري من" است اگر اشتباه نكنم ، اولين شعري كه از بهرام خواندم "واريا سيون براي زلف هاي دن كيشوت" بود.

وقتي از جست و جوي بي نتيجه در حوالي ديار خود نوميد شدم ، پس انداز اندكي كه از كار سخت داشتم، رو كردم و راهي اهواز شدم .اثر عجيب شعر بهرام نگراني از بي پولي در آينده را ناچيز كرده بود در اهواز از اين كتاب فروشي به آن كتاب فروشي و بعد از دو روز،هفده تومان دارايي تمام شد و رد و راهي از شعر اردبيلي نيافتم، بازگشتم و باز دست بردار نبودم مي خواستم اين جادوگر كلمات را بشناسم نامه اي روانه تهران كردم و از سردبير يكي از مجلات ادبي كه ناديده دوست بوديم خواستم كه اين زحمت را قبول كند به گمانم كمتر از سه هفته انتظار، دفتر شعري به دستم رسيد با عنوان "شعر ديگر" كه ميزباني شعرهايي از بهرام اردبيلي، رضا زاهد ، هاشمي نژاد و گويا پرويز اسلامپور بود كتابي به كتاب هاي باليني من درآن سال هاي سخت قشنگ اضافه شد با نام ديرياب هميشه نشيني كه خود به تنهايي شعر بلندي بود" بهرام اردبيلي" حيرت آور است، شاعران كه نبايد بميرند پس اين خبر مرگ چيست كه من جدايي اش را باور نمي كنم زنده باد شعر ناب ناميرا !

 

 

* ( در پی تماس با جناب صالحی در رابطه با ویژه نامه بهرام ، ایشان این متن را در اختیار پیاده رو قرار داده اند که پس از خبر مرگ اردبیلی به نگارش درآورده اند . 

لازم به اصلاح است که شعر "واريا سيون براي زلف هاي دن كيشوت" از محمود شجاعی است . )


بیان دیدگاه ها

نام و نام خانوادگی : *
ایمیل :
URL :
دیدگاه شما : *
 
کد امنیتی :