ساده نویسی یا دشوارنویسی بستگی به درونیات شاعر دارد./ پژمان قانون

ساده نویسی یا دشوارنویسی بستگی به درونیات شاعر دارد.

پژمان قانون

همواره با این پرسش در ذهنم روبرو بوده ام که اصولا مصداق ساده نویسی در شعر چیست؟ هدف ما از ساده نوشتن کدام است؟ آیا جذب مخاطب ما را ملزم به ساده نوشت می کند؟ آیا در شعر، ما با دستورالعملی به نام ساده نویسی یا دشوار نویسی مواجه هستیم؟

نیما می گوید:کارهای با عمق اساسا ابهام انگیزند. در اینکه شعر در ذات خویش ابهام انگیز است هیچ شکی نیست. یعنی شعر با رویگردانی از هنجارهای معمول زبان و آشنایی زدایی میل به سوی ذات خود دارد و قاعدتا نشانه و مصداقی که ما می توانیم در زبان روزمره و عادی سراغ بگیریم در شعر مشاهده نمی شود.

اصولا شاعر هنگام سرودن شعر نمی تواند به بایدها و نبایدها فکر کند. یعنی شاعر نه
می خواهد و نه می تواند خود را ملزم کند درونیاتی را که می خواهد در شعر تجلی پیدا کند به طور ساده بنویسد یا دشوار. این مسئله و این طور لفظ ساده نویسی یا دشوار نویسی را به کاربردن و ایجاد تقابل بین این دو بیشتر موضوعی از پیش اندیشیده شده و دستوری بنظر می رسد تا امری خلاقانه و هنری.

در دهه ی هفتاد و هشتاد با تغییر فضای شعری، مخاطبان شعر که همچنان به عادت های ذهنی و زیبایی ها و سلیقه های عادت شده و تکراری خو کرده اند و به چیزی فراتر از آن نمی اندیشند، در رویارویی با شعر جدید متعجب و حیران زده می شوند. مخاطبانی که همچنان دوست دارند سنت های شعری گذشته حفظ شود و همچنان بر این عادت ها ذهنی خود اصرار می ورزند و یا اینکه در حد اعلی شعر را سیاسی می خواهند. اصولا شعر امروز چنین مخاطبانی را پس می زند و پذیرای خوانندگانی اینچنین منفعل نیست.

بسیار روشن است که امروزه شعر کارکردهای کلاسیک و حتی بعضا نو  خود را از دست داده است و این موضوع برای مخاطب سنگین به نظر می رسد. یعنی مخاطب همچنان با ذهنیت قدیمی و سنتی به شعر امروز نگاه می کند که این مسئله اساسا برای او مشکل و ابهام آفرین می شود.

شعر دهه هفتاد و هشتاد با گسست از زیبایی شناختی سنتی یی که تاثیرات و کارکردهای خود را از دست داده است، در پی ایجاد نوآوری و خلاقیت در تمام زمینه های شعری از جمله زبان، فرم، ساختار، عنصر روایتی  و وجه اندیشگی شعر است. پس طبیعی به نظر
می رسد که در بدو امر این مسئله ابهام آفرین و به دور از ذهن مخاطب باشد. اما با مرور زمان این نوآوریها و مفاهیم تازه در ذهن جمعی مخاطب رسوب می کند و جا افتاده می شود کما اینکه این موضوع در مورد شعر نیما و پیروانش نیز صادق بود.

من معتقدم شعر امروز به یک پرولوگ وسیع و عمومی نیاز دارد تا اذهان عمومی بیشتر پذیرای فضای شعری جدید باشد که این امر جز از طریق سیستم آموزشی و رسانه های گروهی امکان پذیر نیست.

البته این فضای تازه و ابهام انگیز را بعضی ها سپر بلا قرار داده اند و به این بهانه
ضعف ها و کاستی ها ی خود را می پوشانند. در موارد دیگری نیز شاهد تعقید و مغلق نویسی های بی جا، به جای ابهام هستیم. تعقید یا دشوار نویسی عامدانه هیچ گاه با ذات شعر پیوند نداشته است. بلکه این ابهام حقیقی و ذاتی شعر است که ذهن را وادار به کنکاش در لایه های زیرین متن می کند و این مخاطب است که در کشف لایه های زیرین اثر آن لذت ذهنی را احساس می کند. در واقع آن ها دشواری های خوشایند شعر هستند که هیچ مخاطب آگاهی از آن رویگردان نیست.

ساده نویسی اما هیچ گاه مذموم نبوده و نیست. یک شعر می تواند در عین سادگی، عمیق و پیوند خورده با احساسات و درونیات شاعر باشد. من فکر می کنم ساده نویسی یا دشوار نویسی بستگی به درونیات و روحیات شاعر دارد. این شاعر است که تعیین می کند واژگان را چطور استخدام کند، چگونه آن ها را در فرم وساختاری نوین و خلاقانه ارائه دهد. حالا اگر چینش کلمات نا آشنا و برای مخاطبان عام نا مفهوم باشد، آیا شاعر و نویسنده ی خلاق مقصر است؟ یا مخاطبی که هیچ گاه...

البته دلایل دیگری هم در توجیه ساده نویسی ارائه می کنند که منطقی به نظر نمی رسد از جمله مسئله ی ترجمه. گاه نیز دیده می شود که بعضی ها شعر را فدای گستردگی حوزه ی مخاطبان می کنند که این موضع نه تنها هنری نیست بلکه تنزل شعر به پایین ترین سطوح خود است.

ظاهرا به نظر می رسد که بعضی از دوستان ساده نویسی را با سطحی نویسی اشتباه گرفته اند. در واقع آن ها طبق خواسته و ذوق مخاطبان عام بیشتر در لایه های سطحی  ظاهر
می شوند و این امر به خودی خود از ذات شعر و هنر به دور است. و هیچ گاه فراموش نکنیم که کشف و ورود به لایه های زیرین اثر نه تنها برای مخاطبان آگاه لذت بخش بوده، بلکه شاعر با احترام به شعور و درک مخاطب او را در تکوین اثر شریک و دخیل می داند.    


بیان دیدگاه ها

نام و نام خانوادگی : *
ایمیل :
URL :
دیدگاه شما : *
 
کد امنیتی :