شعرهایی از حسن حسن پور

نویسنده : حسن حسن پور
تاریخ ارسال : بیست و یکم مهر ماه ١٣٩٣


- معرفی کوتاه :

حسن حسن پور / متولد ساری

از شاعران خوب شمال کشور که دارای دو مجموعه غزل است .... آخرین مجموعه او  " ساعت شماطه دار " است که  نشر نیماژ آن را به چاپ رسانده و دربرگیرنده 40 غزل تازه شاعر است ....

حسن پور با تلفیق زبان عراقی و نگاه هندی توانسته در غزل حرف های تازه ای بزند....دو غزل از ایشان :

1

 

ترسم چنان با تو سر و کارم بیفتد

که عکس تو بر روی دیوارم بیفتد

 

مثل قجرها ، بخششم خوب است وقتی

با چشمهای تو سر و کارم بیفتد

 

ای راهزن می ترسم آخر پیش چشمت

الماسها از زیر دستارم بیفتد

 

آنقدر عیاشم که شاید حکمرانی

در دست دلقکهای دربارم بیفتد

 

حتی امیران ترس دارند از زمانی

که فکر تو در ذهن بیمارم بیفتد

 

2

 

ماه وقتی در شب موهای تو گم می شود

کاروانی بین ابروهای تو گم می شود

 

ناخدا هر قدر دریا رابلد باشد شبی

کشتی اش در موج گیسوهای تو گم می شود

 

وحشتم از مرگ خیلی کمتر لست از لحظه ای

که سری بر روی زانو های تو گم می شود

 

کاروان سالار من زنگ شتر های عرب

لای آواز النگو های تو گم می شود

 

مانده ام یا آسمان در چشمهایت مخفی است

یا زمین در بین بازوهای تو گم می شود


      چاپ صفحه


بیان دیدگاه ها

نام و نام خانوادگی : *
ایمیل :
URL :
دیدگاه شما : *
 
کد امنیتی :