متن ادبی ، عرصه ای برای گفتگو / علیرضا عباسی

نویسنده : علیرضا عباسی
تاریخ ارسال : پنجم مرداد ماه ١٣٩١


متن ادبی ، عرصه ای برای گفتگو   

علیرضاعباسی

شکل گیری فضای گفتگو یعنی بوجود آمدن شرایطی امن از حیث احترام به شعور و حقوق انسانی . پیدا شدن چنین امکانی خود برآیند شرایطی ست که علایم خصومت در آن به حداقل رسیده و رد یا تایید به قدرتی فرادست تعلق ندارد.

چنین پیش فرضی  بر اساس توجه به حداقل هایی که در شکل روابط جمعی وجود دارد ، نتیجه نوعی آرمان خواهی یا اخلاق گرایی نیست و آن را می توان عاملی برای بقای زندگی اجتماعی دانست .

گفتگو به منزله برقراری مسیری شفاف ، سازنده بستری است برای دریافت و انتقال احساسات و افکار که مفهوم رابطه را هویت می دهد و این از طریق زبان به عنوان عامل رابطه امکان می یابد .

همه عواملی که امکان بوجود آمدن شرایطی برای گفتگو درباره اشتراکات یا تضادها را کاهش می دهد به نوعیشأناجتماعی انسان را هدف قرار داده و او را در مقابل آنچه پیرامونش است بی حس می کند .

ضرورت زیست اجتماعی و توجه و علاقه مدام انسان به یادگیری و شناخت زبان های دیگر نشان از میل گسترش رابطه در او دارد و نشان می دهد که وی همواره در جستجوی امکان دیگری برای گفتگوست .

آثار ادبی فرصت های قابل توجهی برای شکل گیری فضای گفتگو هستند که بررسی مختصات آنها ما را با مفهوم رابطه بیشتر پیوند می دهد . هر متن ادبی به اندازه عظمتی که در جهانش وجود دارد می تواند به جای تحمیل شدن به مخاطب ، شرایطی برای گفتگو با او ایجاد کند . همین شرایط است که امکان شناخت ، توسعه فکر و گشایش جهان متن را بوجود می آورد .

مخاطب شدن ، مواجهه ای است برای گفتگو کردن با متون ادبی که مولف به ظاهر نقش متکلم یکسره را در آنها ایفا می کند .متن می تواند با ساختن جهان دیگری که پیوندی مستقیم یا نشانه ای با جهان مخاطب دارد و یا حتی جهانی جدید که شیوه زیست در آن دیگرگونه است  امکان دریافت را برای او ایجاد کرده و امکان تکلم برای وی را از طریق مشارکت در جهان متن و تاثیر زیست جهانش از این مشارکت ممکن سازد .

گفتگو با متن چیزی شبیه یک گفت و شنود انسانی اما دارای مختصاتی فراتر است . مخاطب با حق مشارکتی که در آفرینش هنری دارد بصورت همزمان در یک فضای گفت و شنود عینی و ذهنی با متن قرار دارد . او گاهی  بدلیل شباهت زیست جهانش با آنچه که متن می گوید با او هم کلام شده و گاهی از متن ، اندیشه ای جدید و موثر بر زیستش می یابد که بصورت یک تجربه ذهنی با او سخن گفته است .

مهم نیست که متون ادبی با چه زبانی نوشته شوند  ، اگرچه مختصات فرهنگی جوامع امکان گفتگو را تحت الشعاع خود قرار می دهد اما زبان در آنها همچنان نقش رابطه ای خود را چه مستقیم و چه از طریق نشانه حفظ می کند .

پذیرفتنی است که مخاطب ، شنونده محض نیست چراکه خواننده گی تلاشی بی وقفه برای گفتگو و رابطه است و مخاطب می تواند به مناسبت جایگاهش عضو موثری در این رابطه باشد .

وقتی جایگاه مخاطب به جای سقوط در عرصه مصرف به مرتبه عضوی در بسترگفتگو ارتقا پیدا کند ، رابطه به عنوان یک ارزش و مفهوم دربرگیرنده ایفای نقش می کند . 

فردشدگی در جامعه با گسترش دامنه گفتگو ، رابطه مستقیمی دارد اما در جوامع گریزان از دشواری خواندن  و متکی به رسانه ؛ مقاومت به سبب تنزل به مصرف کنندگی نهادینه می شود و کمترین آسیب آن  خنثی شدگی فردیت در جامعه است . خواستگاه این خنثی شدگی ، نخبه گریزی و فردستیزی پرورش یافته در نهاد چنین جوامعی می باشد.

به همین مناسبت امکان گفتگو در آنها به شدت کاهش یافته و نفی گرایی بین تمام طیف های اجتماعی رشد سرسام آوری پیدا می کند. دامنه شیوع فردستیزی در جوامع مصرف گرای صرف  به گروه ها و یا در شرایط وجود به اصناف نیز کشیده شده و به سرعت ، بهانه مخالفت های درون گروهی ایجاد می شود. 

این در حالی است که گفتگو، می تواند عمل تحلیل را جایگزین عمل نفی نماید چراکه رابطه ابتدا به ساکن خصومت را کنار می زند وشرایطی را ایجاد می کند که قابلیت اعتماد به میزان حداکثری برسد .

درباره متون ادبی یک مسئله بسیار مهم وجود دارد و آن امکان بن بست شدن مسیررابطه و مخدوش شدن آن به سبب موانعی ست که ممکن است وجود داشته باشد . این مسئله گاهی به تنزل مخاطب و گاهی به عدم توانایی متن برمی گردد .

فروپاشی رابطه از طرفی می تواند به غریبه گی و تن آسودگی جهان متن و عدم اشتراکات آن با زیست جهان های واقعی مربوط باشد و از سوی دیگر با نارسایی زبان برای هویت بخشیدن به یک جهان مستقل و خود ارجاع -که از مفهوم رابطه هم گریزان نیست - ارتباط مستقیم دارد.

همانطور که زنده به گور کردن متن می تواند توسط گریزانی مخاطب از فرهنگ گفتگو صورت گرفته باشد ، توانایی های متن هم گاهی بواسطه بن بست شدن امکان رابطه در نطفه می میرد .


      چاپ صفحه


بیان دیدگاه ها

نام و نام خانوادگی : *
ایمیل :
URL :
دیدگاه شما : *
 
کد امنیتی :
 



ارسال شده توسط : زینب امیری
آدرس اینترنتی : http://

نگارنده محترم حتما خود واقفند که زبان، جز نشانه نیست. بنابراین اگر به جای تفکیک نقش رابطه ای زبان به رابطه ی مستقیم یا از طریق نشانه، از عبارت نقش رابطه ای زبان به وسیله ی بیان استعاری یا مجازی یا کنایی در مقابل بیان غیر استعاری استفاده می کردند، احتمالا به دقت نزدیک تر بود. سپاس