نگاهی به شب نقاب عمومی است، سروده "شمس لنگرودی" / علیرضا عباسی

نویسنده : علیرضا عباسی
تاریخ ارسال : چهاردهم اردیبهشت ماه ١٣٩١


نگاهی به شب نقاب عمومی است

سروده شمس لنگرودی –انتشارات نگاه 1390

 

هر فعل و انفعالی در جامعه که مواضع گروهی و سپس فردی را تحت الشعاع قرار دهد منفک از تاثیر مجموعه روندها نیست . نگاهی حتی گذرا به وضعیت شعر معاصر ایران ثابت می کند که شکل خروجی این بخش از فرهنگ نیز همواره متاثر از ورودی  و داده های اجتماعی بوده است .

هرچند به ظاهر تاثیر اشخاص بر خروجی شعر ایران قابل انکار نیست اما ضرورت تاثیرگذاری شخص وتاثیرپذیری جمعی را همواره عوامل گسترده تری از قبیل درخواست های اجتماعی و اقتضای جامعه ایجاد کرده و در عمل ، این فردشدگی ست که امکان تاثیر بر گستره اجتماعی  را به حداکثر ممکن می رساند .

نگاهی به تغییرات بوجود آمده در شعر معاصر ایران از حیث زبانی و معنایی  ، لااقل طی پنج دهه اخیر و بررسی نسبت این تغییرات با شرایط اجتماعی سیاسی پیرامون ، گواهی برای درک از ضرورت تغییرات بدست خواهد داد . هرچند ممکن است تغییرات بوجود آمده ،گاهی به نسبت ضرورت ها دارای  حرکتی کند و شکلی ناقص باشند .

شاید به دلیل همین حرکت کند و شکل ناقص باشد که می توان ادعا کرد خروجی شعر معاصر ایران تا کنون کمتر توانسته به نسبت آبشخوری که از داده های اجتماعی دارد به یک ورودی و داده برای اجتماع تبدیل شود. 

گذشته از این بحث واضح است که درمیان عناصرموثر، زبان به عنوان یک ویژگی جامع و از طرفی فرآورده ای انسانی در شعر که ماحصل بروندادهای اجتماعی است همواره متوجه و متاثر از ضرورت ها بوده و به عنوان عامل مهم  تغییر بطور چشمگیری مورد نظر قرار گرفته است .

در شرایط فعلی نیز شعر ایران شاهد توجه ویژه ای به این عنصر جامع می باشد و در حال تاثیر مستمراز  ضرورت هایی ست که ریشه در عوامل بیرون و درون وضعیتی دارند . فراگیرشدن ویا مسلط شدن یک جریان شعری عمل یا درخواستی شخصی نیست بلکه خود نتیجه ای از مجموعه روندهاست و تلاش برای زدودن یا نفی شاخه ها و نحله های دیگر شعری در جریان های اصیل معنایی پیدا نمی کند .

                                                               **********

در مجموعه اخیر شمس لنگرودی تاحدودی می توان بازتاب سکوت او نسبت به انتقادهای گاه تند مخالفان جریان ساده نویسی را شاهد بود . سروده هایی در این مجموعه یافت می شود که می توان آنها را نقطه عطف دیگری در فعالیت های ادبی وی بحساب آورد. سروده هایی که  در عین بهره مندی از نگاه فلسفی ، فرم و پیچیدگی درونی که منتج از همان نگاه فلسفی می باشند ، همچنان به وضوح بیانی توجه خاصی دارند .

چیزی که در برخی آثار- شب نقاب عمومی است - منجربه احساس نوعی پیچیدگی می شود در واقع  وجود وجهی درونی ست که پس از پوسته و آمیخته با عناصر زیباشناسانه در بطن زبان قرار گرفته و شکافتن آثار به درک از وجوهی ناپیدا در سطح آنها ، منتهی می شود .

درآتش من می چرخد/عقربی/که کلامم را بر دوش می کشد/او که سر آفرینش دیگری درسر داشت.

شمس لنگرودی در این بخش از سروده ها ضمن توجه به فرم اجتماعی زبان ، به شیوه ای آگاهانه نشان می دهد که ساده نویسی در واقع مانعی برای پیچیدگی محتوایی نیست  و در اساس خود به رفع موانع سطحی که مثلا در فرم های پیچیده در نحو رخ می دهند ، نظر دارد. شیوه آگاهانه وی اما منجر به ساختگی شدن آثاری اینچنینی در مجموعه نشده است چراکه در پیکره غالب آنها عناصر شعری در بافت زبان بصورت غیر تصنعی و جاری حضور دارند.

برهنه ، درکف دستش آتش/به سوی غروب می دود/ومی شنوم که تاریکی چیزهایی می خواند/ و او در آتش خود خاکستر می شود.

آنچه دربخش موفق سروده های این مجموعه رخ نموده ، قوتی ست که زبان بواسطه برخورداری از منطق نشانه ها برای تجلی امر واقعی دارد و این همان چیزی است که در شعر سال های اخیر ایران کمتر یافت می شود. نمونه های بسیاری در این مجموعه وجود دارد که در آنها ایجاد مکاشفه منجر به قطع ارتباط با امرواقعی نشده و ذهن شاعر صرفا شیفته ایجاد تلنگر زیباشناسانه نیست .

بخش اول مجموعه که دوازده گانه "ست" را شامل می شود ، حاصل نشاطی ست که از موقعیتی خاص در سرودها بازتاب یافته اما نشاط موجود در عین حال منجر به هیجان مفرطی نشده که دامنه ذهنی شاعر را از زیست جهان خود سلب کند .

.../این شب /تنهاست/من در فرودگاه اورلی پاریس دیدم که نگاه می کند/ و مثل سگی گردن می کشد/این شب/ تنهاست./می آید با ما/تابالش را برخاک میهن من بگستراند/وباقی عمر را با ما سر کند.

.../کاش جرثقیلی داشتم /"ست"را برمی داشتم/می بردم،درکوچه های نازک"کابل"/دور می زدم.

این سروده ها نشان می دهند که شعر حتی در موقعیت پذیری به سکون ذهنی منجر نمی شود و شاعر علاوه بر بازنمایی موقعیت ها ، توانسته آنها را از وضعیت ایستایی به تعلیق کشانده و ارجاعات برون متنی را به موقعیتی درونی برساند. 

پس از دوازده گانه"ست"وسعت ذهنی سروده ها به فرا موقعیت تعمیم داده شده و آثاری پیش روست که در بسیاری از آنها اوج سرایش همزمان با دلالت منطقی نشانه ها و حضور امر واقعی ، یافت می شود .

البته توانایی زبانی بخشی از سروده ها که محور توصیفی پیدا کرده اند علیرغم برخورداری از وجوه زیباشناختی نسبت به باقی شعرها کاهش یافته است  . در مقابل بخش قابل توجهی از سروده های این دفتر بسیاری از ابهامات در خصوص بکارگیری نحو سالم و زبان ساده را رفع نموده اند و گویی از سر هشیاری ، چنین آثاری در این دفتر گردهم آورده شده تا نشان دهند زبان در اوج اعتلای خود از گرفتاری های سطحی رهایی می یابد .

پیچیدگی درونی بخشی از سروده ها در این مجموعه پیوندهای حسی و سپس شناختی یا پدیدارشناختی را در برخورد با جهان واقعی و جامعه مخاطب قطع نمی کنند چراکه چنین سروده هایی در وجه انتقال بدون آنکه از زبانی ارتباطی رنج ببرند ، موفق عمل کرده اند .

این خانه تماما از قفل است/عوعوی سگ هایی محزون/ازخانه به گوش می رسد/سگهایی/که جزء اتاق هایند.

صلح/جنگی بی امان است/وگلوله ی او لباسی است/که سربازان برهنه /به یکدیگر شلیک می کنند.

با چشمانی از پیاله ی شبنم / به چه فکر می کنی/ماده گاو غم زده ام!/کاش که در اندوهت/ من نباشم.

جهان سروده ها در شب نقاب عمومی است جهانی متکثر و تعلیق پذیرمی باشد که علاوه بر عدم تعلق به موقعیتی خاص دچار بی زمانی و بی مکانی نشده و برای همیشه اند .در این سروده ها عوامل  زیباشناختی ، همزمانی و آمیزش دقیقی در زبان یافته و عملی تحمیل شده از عنصری خاص در آنها احساس نمی شود که بخواهد زبان را تحت الشعاع قرار دهد .

.../رویای بچه ی خردسالی را می بینم/که اسباب بازی او تفنگی است/که پدرش را با آن کشته اند./زخمی دیرسال ، دیرسال/از جنگ جهانی دوم می آید/ برصورت من می نشیند/واز حرمت زندگی می گوید./...

در بخش نحو و ویرایش ، اتلاف وقتی که انرژی درونی شعرها را کاهش دهد احساس نمی شود و همین امرابتدا به ساکن امکان رابطه حسی و در مراحل بعدی  رابطه شناختی را برای مخاطب افزایش می دهد ، به این معنی که بیان و فرم آثار بصورتی درونی شده در خدمت مضمون آنها قرار دارد و هنگام خوانش سروده ها نیازی به صرف انرژی برای رمزگشایی از سطح آثار وجود ندارد و هرآنچه درگیری را افزایش می دهد ظرفیت جهان سروده هاست.

رودخانه ی کوچکی از سنگم/مجروح سوزن ِقلاب ها/برای آنچه که در قلبم نیست.

تخیل در مجموعه شب نقاب عمومی است ، عنصری قوام یافته و متعالی ست که با جاری شدن در فرم ساختاری سروده ها وضمن غافل نشدن از امر واقعی به ساخت تصاویر بدیع کمک شایانی نموده است . از سوی دیگر بدلیل همزمانی عوامل زیباشناختی که قبلا اشاره شد تصاویر شکل گرفته در آثار، هم موثر بر تخیل و زایشگر اندیشه اند و هم متاثر از تخیل و اندیشگی .

به همین سبب است که تخیل ناب مشهود در سروده ها منجر به حذف یا کمرنگ شدن امرواقعی در آنها نشده است.

به نمونه زیر توجه کنیم :

تندباد/همه چیزی را برده است/جزسایه یی/که به سنگ کوچک خود تکیه داشت.

در این اثر که همه تمهیدات ساختاری لازم برای شکل گیری شعر کوتاه وجود دارد ، عوامل موثر زیباشناختی در رابطه ای تفکیک ناپذیراز هم و از بافت زبانی ، به زبان شخصیتی شاعرانه بخشیده اند و تخیل ، تصویر و اندیشه موجود در رابطه آفریدگی و آفرینندگی قرار دارند و از سویی قوام همه اینها در فرم ساختاری موجود است که رخ نموده .

شخصیت دهی به عنصری جزء نظیر سایه در دسته عواملی قرار دارد که باعث آفرینش اندیشه مدرن در این شعر شده است و از سویی وجه استعاری موجود در فضای کلی آن ، کلیتش را به امر آوایی برای دلالتی مفهومی تبدیل کرده است. از این دست سروده ها در مجموعه شب نقاب عمومی است فراوان وجود دارد که چند نمونه دیگر را مرور می کنیم :

زخمی کوچکم/که نک تیهویی /برسینه دنیا گذاشت./در روشنایی لیموها/به عبورتیهوها نگاه می کنم/برسینه ی خاموشم دست می کشم.

می شنیدم اگر/مرگ/درهمین حوالی است/صدایت نمی کردم.

گل سرخ/میدانی وسیع/با سربازانی/که سکوت کرده اند/حتی برابر قیچی باغبانی.

مطلب دیگری که قبلا اشاره شد و نیاز به بررسی مصداقی در سروده های این مجموعه دارد وجود نگاهی فلسفی در بن مایه آنهاست . بخشی از پیچیدگی درونی آثار وامدار این نگاه می باشد که در وضوح بیانی پدیدار شده است  . در این سروده ها همچنان نظام  نشانه ها به منزله دقت زبانی،  حفظ وپندار فلسفی در ساختارهای کوتاه متجلی شده است .  

من / سایه مرگی/که تنش پیدا نیست/و مرا دارد می برد

عکسم را بر دیوارها دیده اند / وسربازان را که به سوی من شلیک می کنند/اما خدای من/آیامرده ام/پس برای چه نامم را در خیابان ها می خوانند.

من/خفته ای که سپیده دمی بیدار می شوم/درخانه ای که نمی شناسم/پای دریچه ای از سنگ/قفل بر سوال.

این نامم / این سرم/این پوست/این رگم،استخوانم،خاکسترم/به دنبال چه در من می گشتند.

و از این دست ، مثال های زیاد دیگری وجود دارد که همه آنها بدون اینکه مورد تحمیل فکری قرار گرفته باشند منجر به ایجاد فکر می شوند . همه عوامل زیباشناختی که قبلا اشاره شد در این دسته از آثار نیز مصداق یافته اند و روند عمودی سرودها علیرغم اینکه صراحتا متوجه مضمون آنها هستند به ضعف ساختاری ناشی از غلبه یا حذف هریک از عوامل زیباشناسانه دچار نشده اند.

مخاطب پرسشگر ، در شب نقاب عمومی است با امری خنثی مواجه نیست و قابل تحسین است که مجموعه در کلیت خود مخاطب را به پرسشگری ترغیب بیشتری می کند.

و آخرین سخن اینکه شمس لنگرودی به پشتوانه تجربه ممکنی که در اختیار دارد ، بدون اینکه در چند سال اخیر از حاشیه ها و سروصداهای موجود پیرامون جریان ساده نویسی متاثر شود و از همه مهمتر بدون ادعای انحصار طلبی ، با شب نقاب عمومی است نشان داده که ضعف محتوایی یا هم شکل شدن آثار و یا فقدان اندیشه در بسیاری از سروده ها، منتسب به هیچ جریان فراگیری نیست و این تنها به عدم تجربه کافی در خصوص ایجاد فضاهای نو و عدم آگاهی درمواجهه با وضعیت های جدید نسبت به تجربه های گذشته مربوط می شود . 

جریان های فراگیر همواره و بدون هیچ تعصبی برآیند مجموعه ای از روندهای تاریخی ، اجتماعی ، سیاسی و فرهنگی بوده اندکه در برهه های تاریخی مطرح شده و بسیاری از آنها که از اصالت ، استقلال و استدلال بیشتری برخوردار بوده اند در تاریخ جا نمانده و در تمام دوران ها (گاه پوشیده تر و گاه عیان تر) ادامه حیات داده اند .

جریان فراگیر ساده نویسی که بدون شک ادامه تجربیات غنی و تاریخی سهل و ممتنع نویسی در شعر ایران است ، به دلایلی که ریشه در مجموعه روندها دارد در شعر جاری و تپنده امروز ایران احیا شده و با برخورداری از تجربیات پیشین و پیشنهادات امروزی ، حیات نامحدود خود را عیان تر نموده است. چنین جریان ریشه داری برخلاف عقیده نادرست برخی نه در محدوده انحصار طلبی جا می گیرد و نه با واکنش های تند و نفی گرا ، سست خواهد شد.


      چاپ صفحه


بیان دیدگاه ها

نام و نام خانوادگی : *
ایمیل :
URL :
دیدگاه شما : *
 
کد امنیتی :