غزلی از حسین تقلیلی

نویسنده : حسین تقلیلی
تاریخ ارسال : بیست و یکم مرداد ماه ١٣٩٠


 نبوده ام ، تو ولی خوب بودی شد !!

به بوسه قسمتی از لبم صعودی شد

تو مایلی به دلم بی ریا گزیده شوی

و من تسه تسه ام وزوزم سرودی شد

پس این تن ناسور تلخ مانده حق دارد

که از نبودنمان قسمتش کبودی شد

نه دیر زود شد است و نه زود دیر شد است

زیادها نرود آنچه یادبودی شد

به هر درود تو دودی سپید در کندو

به هر وداع مهی ماهیانه دودی شد

تمام خانه به دوش و تمام خانه به گوش

تمام قبله پر از آنچه گفته بودی شد

به دیر دیر دیره پس از پرکشیدنت سوگند

چه زود زود زود نه زودها بزودی شد

کلیدها همه با هم به قفل چرخیدند

و انعکاس تو بر سقف ها عمودی شد

چگونه بعد تو باید صعود را نسرود؟!

که سرعت قلمت باعث حسودی شد

و گله گله قناری که فله ای مردند

چنانکه برآورد کشته ها حدودی شد...                       


      چاپ صفحه


بیان دیدگاه ها

نام و نام خانوادگی : *
ایمیل :
URL :
دیدگاه شما : *
 
کد امنیتی :
 



ارسال شده توسط : arman
آدرس اینترنتی : http://

چگونه بعد تو باید صعود را نسرود؟!

که سرعت قلمت باعث حسودی شد

ارسال شده توسط : ن *ص
آدرس اینترنتی : http://

می پیچم در هزار لای خاطراتم شاید لحظه ای بیشتر از یک لبخند تسکینم دهد