نگاهي به "يك آدم با آرواره هاي معمولي"سروده ي كيانا رشيدي / عليرضاعباسي

نویسنده : علیرضا عباسی
تاریخ ارسال : شانزدهم مهر ماه ١٣٨٩


نگاهي به مجموعه شعر (يك آدم با آرواره هاي معمولي)

                                            سروده ي كيانا رشيدي             


يكي ازنكات ظريفي كه از مباحث مستقل زبانشناسي و تئوري هاي زبان مي توان آموخت و آنرا با درك تطبيقي به مباحث ادبي و خاصه نگاه منتقدانه در زمينه شعر،كشاند  بواقع در جمله ي كوتاهي از سوسور نهفته ، كه مي گويد زبان مجموعه اي از ويژگي هاست . اما براي استنباط و دستيابي به همين نكته و كاربري آن ، نهفته در دل اين جمله ي كوتاه بخصوص در هنر نوشتاري و خاصه شعر ، نياز به تعمق و ژرف نگري اساسي احساس مي شود . مراد از اين اشاره ي سطحي و مختصر،تاكيد به اهميت شكل گيري زبان در اثر هنري ست كه در وجه شعر ارائه مي شود و اين خصيصه آنجا به قوت خود مي رسد كه مخاطب با مجموعه اي از آثار در قالب يك مجموعه روبروست  .

ممكن است اين سئوال مطرح شود كه كدام ويژگي ها در قالب هنري به تشخص زباني  منحصر به فرد براي هر شاعري منجر مي شود و آيا اين ويژگي ها از قاعده مندي خاصي پيروي مي كنند كه هر علاقمندي با اهتمام و تمرين ، به آنها دست يابد . البته اينگونه مي نمايد كه پاسخ به چنين سئوالي ساده است اما با دقت نظر بيشتر و توجه به اين نكته كه چرا تنها برخي شاعران از شناسه ي زباني منحصر به خود بهره مي برند در خواهيم يافت كه يافتن پاسخ براي اين  مسئله نيازمند تعمق بيشتري است .

شعر عليرغم خصيصه ي تعريف ناپذيري در وجوه استنباطي داراي ادراك مشتركي بين اهالي آن بوده است و عبور شعر از وضعيت كلاسيك و ورودش به دنياي نو و سپس مدرن به وجود اين ادراك رنگ بيشتري بخشيده آنچنان كه مطابق با همين استنباط مشترك برخي آثار حتي به مرز جهاني شدن مي رسند.

اگر ساده تر و با در نظر داشتن فرصتي كه عنوان اين نوشتار دارد به اين مسئله نگاه كنيم و بخواهيم از آن در جهت بررسي زبان شعر در مجموعه ي مورد نظر بهره ببريم  ، بايد توجه داشته باشيم كه وجود عناصري مانند تصوير ، تصور و تخيل و با قوتي گريزناپذير انديشه ، زيرساخت هاي شكل گيري زبان در اثري با نمود شعر مي باشند ، آنچنانكه كه هر شاعري علاوه بر برخورداري از استعدادهاي قريحي ، در روند شكل گيري تجربه هاي بيروني اش از وجوه  زيستگاهي ، مطالعاتي و اكتسابي ، به تجربه هاي دروني دست مي يابد كه در خود آگاه و ناخودآگاه اش انباشتگي مي يابند و نزديك شدن آثارش به شعري داراي خصوصيات منحصر بفرد را تحقق مي دهند.

اين تجربه ها خود بالنده و پرورنده ي عناصري مانند تصور،تخيل و البته انديشه مي باشند كه همگي براي شگل گيري زباني متشخص و شاعرانه مورد لزوم و انكار نشدني مي باشند .

ضروري ست توجه شود كه هر شاعري حتي پس ازشناخت صحيح از زبان شعر و رسيدن به مرحله شناسه زباني هنوز به پرداخت اثر پس از شكل گيري نياز دارد چرا كه معمولا در لحظه ي سرايش از ممكن ها و ناممكن ها شايد از ويژگي هاي نحوي و دستوري در نوشتار غافل بماند و در همين راستا حتي زبان شعرش مورد آسيب قرار گيرد.

مجموعه شعر يك آدم با آرواره هاي معمولي مجموعه ايست متشكل از 61 اثر از سروده هاي كيانا رشيدي كه در سال 1387 با تيراژ 1100نسخه توسط نشر ثالث به چاپ اول رسيده است.

آثار اين مجموعه غالبا در ژانر آثار كوتاه قرار دارند و در وجوه زباني و معنايي داراي افت خيزهاي قابل بحثي مي باشند كه به آنها اشاره خواهد شد. آثار در قياس براي بهره گيري از عناصري مانند تصوير و خيال گرايش بيشتري به خيال دارند و همين امركه بصورت غالب شكل گرفته، گاهي منجر به ساخت تصاويري انتزاعي در آنها شده است.(صفحه10،14،16،20،26،67و...) 

(.../از دريايي عبور مي كنم / كه يك بار به جاي من / به كلاس نقاشي رفت /...)ص26

(.../بادبان هاي ابدي را تا كن / در چمدانت بگذار/ و راه آسمان را پيش گير/...)ص48

براي استنباط از رگه هاي انديشه ، زاييده ذهن شاعر اين، مجموعه نمي توان آثار را در دسته بندي هاي خاصي مانند گرايش هاي رمانتيك ، دغدغه هاي موضوعي و يا پرداخت هاي مفهومي قرار داد و بيشتر آثار با تمايل به فضاي رمانتيسم معطوف به بيان  ذهنيات شاعر در فضايي شاعرانه و برخوردار از حس و خيال شده اند . اما در مقايسه با آثار موفقي كه در بستر شعر امروز قرار دارند و نيز در مقام دغدغه هاي مشترك انساني و نابساماني هاي فراوان زندگي انسان امروز ،از عنصر انديشه  در مضامين و موضوعات بروز و مربوط به عينيات زندگي امروز  ، بهره ي كمتري برده اند كه همين امر خود موجب كاهش عمق تصاوير و تداخل فضاهاي عيني در آغاز اكثر آثار با فضاهاي انتزاعي در ادامه ي روند عمودي آنها حتي در آثاري كه از وضعيت شخصي نيز خارج شده اند ، گرديده است.

 (ص28،25،14،34،75و...)

(.../آنجا ايستاده اي / و با هرطوفاني / اسكلتي از تو / در تو راه مي رود/....)ص14

(ازدست هايم كماني ساخته ام/تا هربارپرتابت كنم/از آغوشم بگذري.)ص33

 

مورد اشاره شده در مورد كمرنگ بودن المان انديشه بيشتر مربوط به عدم امكان همذات نگري و همذات انديشي در برخي آثار مي باشد و همين مورد كه اشاره شد بيان را به وجوه شخصي و تخيلات شاعرانه اما از نگرش شخصي ، و نه با در نظرگرفتن مشتركات عمومي كشانده است ،گاهي زبان را نيز به مخاطره انداخته است.(ص46،41،33،38،49،21و...)

(خيالاتي شده است كيفم/كلاهم/كفشم/وجعبه ي مداد رنگي هايم/....)ص29

(دره/نيمه خواب/نيمه بيدار/نيمه عميق/دره نيمه اي ناتمام از من است/...)ص21

 

آثاري كه با صميميت ذهن مولف در وضعيتي ملموس و بدور از فضاي معلق به بيان رسيده اند تبديل به آثار موفق تر و قابل توجه تري شده اند كه به مخاطب امكان انديشه گري بيشتري داده اند و به ذهن تحريك وي براي  ماندگاري كمك بيشتري نموده اند.اين آثار كه در مجموعه مي توان به تعداد قابل توجهي از آنها اشاره كرد نشان مي دهند شاعر داراي ذهني صميمي و برخورداراز امكانات شعري مي باشد .

حتي در برخي آثار مجموعه كه آسيب هايي نظير عدم پرداخت و يا قابليت بيان موجزتر و موفق تري وجود دارد مي توان شاهد بود كه بدنه و استخوان بندي قابلي به لحاظ فضاي شاعرانه در آنها وجود دارد.

اما در نگاه كلي همين آثار مجموعه را قابل توجه نموده اند. در كنار اين خصيصه ي مثبت وجود فرم ، گاهي بصورت دروني و لايه و گاهي فرم در رويه ي برخي آثار قابليت آنها افزايش داده اند .

(پرنده/ به تنهايي اش نوك زد/تنهايي اش پريد/ پرنده/ تنها پرنده ماند/ با پرنده / تنها ماند.)ص42

(ص83،22،32 ،42، 79،44،45، 34و...)

(پدر من است / با اينكه آفريقايي است/پدر من است / با اينكه اسپانيايي است/.../رويي ديوار هاراه مي روم/ و نقشه ي جغرافيا بزرگ مي شود/...)ص22

(.../من / او/خانه اي ديگر/ ما هرسه يك نفريم/كه روبه خانه اي ديگر/در خانه اي امن نشسته ايم.)ص80

اكنون نگاه خود را به مواردي قابل اشاره كه مي توانند در رديف  آسيب هايي باشند كه در مجموعه ي مذكور بچشم مي خورند و البته شاعر با دقيق شدن مي توانست آنها را كاهش دهد ،  معطوف  مي كنيم ،وجود حروف اضافه ي قابل چشم پوشي وضماير اشاره ي مكاني كه تنها ايجاد ابهام كرده اند (ص20و14و55)،  وجود سطرها و افعال تكراري كه گاهي منجر به وضعيت توضيحي و نثرگونگي آنها شده اند(ص56،79) ، گاهي دور شدن فعل ها از سطرهايي كه بحكم حذف قرينه لحاظ شده اند (ص 65)  ، و نيز وجود بندهاي قابل حذف كه از همان وضعيت توضيحي و احساس تكلف شاعر حاصل شده (ص63،19،20،ص37) و آثار را در عين كوتاه بودن به اتناب كشانده اند.

محدود بودن نسبي دايره واژگاني به عدم تنوع نگرش دامن زده و گاهي احساس يكنواختي در طرح و بخصوص شيوه ي بياني به مخاطب سرايت مي كند. 

نوع چيدمان آثار در مجموعه به گونه اي است كه مخاطب احساس مي كند آثار به نسبت زمان سرايش آنها در مسير تجربه شاعر از ابتدا به انتهاي كتاب ترتيب گرفته اند چرا كه برخي آثار در صفحات پاياني مجموعه از قوت بيشتري نسبت به ساير آثار در شروع آن دارند.

يكي از موارد قابل اشاره اين است كه چون آثار نامگذاري نشده اند نياز به مشخص شدن آنها بوسيله ي شماره گذاري احاس مي شود و همچنين نشانه ها در مجموعه استفاده نشده اند و نياز به وجود آنها گاهي بسيار احساس مي شود. كه اين شايد مربوط به عدم دقت نظر ناشر در حروف چيني مجموعه بوده است.

 

استفاده از ضمير غايب در برخي آثار با فضاي اثر قابل توجه و ضروري مي نمايد(ص55،60و61،ص7) اما همين استفاده گاهي  بدليل عدم وجود حرفي مشترك و دغدغه اي داراي عموميت به ابهام در مورد ضمير آرماني يا شخصي منجر شده است(ص10) .

همچنانكه ضميردوم شخص نيزعلاوه بر اينكه گاهي مورد استفاده ي بهينه در وضعيت رمانتيك يا( توي) آرماني قرار گرفته (ص43،59) ، گاهي نمي توان آنرا در هيچ وضعيت شخصي ، آرماني يا عمومي در نظر گرفت. (ص14)

 

مي توان معتقد بود كه اگر سراينده ي اين مجموعه توجه بيشتري را به پرداخت رويه در وجه بياني معطوف دارد و نيز در گستره ي نگاه خود توجه بيشتري به دغدغه هاي بزرگ و مشترك شامل وجوه انساني داشته باشد آنگاه شاهد بلوغ بيشتر آثار در زمينه هاي قابل انطباق با زندگي امروز وي و قابل قياس با آثار موفق خواهيم بود و در همين راستا مي توان زباني داراي شناسه ي شاعرانه و شخصي براي وي قائل شد كه اين امر جز در گرو پروردگي دروني از راه تجربه هاي بيروني و ممارست و مداومت در نوشتن نخواهد بود.


      چاپ صفحه


بیان دیدگاه ها

نام و نام خانوادگی : *
ایمیل :
URL :
دیدگاه شما : *
 
کد امنیتی :