شعری از بهزاد سعیدی

نویسنده : بهزاد سعیدی
تاریخ ارسال : شانزدهم شهریور ماه ١٣٩٧



امروز را آرام تر...، با من مدارا کن
آه ای پری، وردی بخوان، بر من دری وا کن

دلگیرم از تو، از خودم، از "بی تو بودن" ها
کمتر مرا درگیر حس "منزوی" ها کن

دنیای تابستانی ات، از من چه می داند
من شاعرم، پاییز را اینگونه پیدا کن

تا ما شدن چیزی نمانده، یک بغل کافیست!
من نه... تو نه... کمتر از این آغوش پروا کن

یک پنجره مرز میان ماست، آئینه!!!
گاهی خودت را در غزل هایم تماشا کن

میخواستی واضح ببینی شور را در من؟
پس اندکی نزدیک تر بر شیشه ام ها کن...


      چاپ صفحه


بیان دیدگاه ها

نام و نام خانوادگی : *
ایمیل :
URL :
دیدگاه شما : *
 
کد امنیتی :