گفتگوی فرزاد میراحمدی با علی مومنی
پیرامون شعر حجم

نویسنده : پیاده رو
تاریخ ارسال : چهاردهم فروردین ماه ١٣٩٧


 

 

 

*سال هاست این نوشته ها را مرور می کنیم ، بیانیه شعر حجم را تنها در شعر رویایی می شود دید، بیانیه شعر حجم ریشه در سورریالیسم و شطح نویسی عرفان ایرانی دارد ، شعر حجم با اندیشه های هایدگر و هوسرل نزدیکی دارد ، و ....یک پرسش شعر حجم از نظر شما چیست ؟

عامل نگاه ويا تربيت حجم چه در شعر ويا هنر هاي ديگر بيانيه نبود
وگرنه شعر حجم يك شعر بيانيه ايي بودبا دستور ها وروش هاي مشخص كه به نظرم خنده دار است وخنده دار تر از ان  حرفي است كه من بخواهم از يك بيانيه مربوط به حدوداپنجاه سال پيش دفاع كنم سوال شما بيشتر به فضاي استتيك دامن ميزند
حجم گرايي يك  نوع اخلاق است وياتربيت
خلق وخويي كه فرهنگ را از سطح يك نفر مثلا شاعر ويا نويسنده اغاز ميكند  ودر صلحي تن به تن  اورا معرفي ميكند
حالا اگر شما بيشتر رويايي را در ان مي بينيد خوب مختار هستيد ولي من در حجم گرايي بيشتر خودم را مي بينم رويايي عالي ست ولي نمي تواند اكثر مرا مورد توجه قرار بدهد
بيانيه عكسي دست جمعي بود  كه به دليل نبودن ويا متوجه نشدن  جايگزين  ان مجبور  به انتخاب اصطلاح خود بود
يعني در ايران ان موقع هر اصطلاح ديگري قابل هضم نبود
چون عكسي از خودش يعني از اصل خودش نگرفته واصلا اعتقادي هم به ان ندارد خود را با تمام حاشيه هايش مي نويسد
اصطلاح "ميوه اي رسيده راچيدن "كم اصطلاحي نيست
يعني فرار از روش مستقر ويا فرار از هر روش و متدي كه مبادا يك روز سركوبگر شود انها دقيقا كتاب "حقيقت و روش " گادامر را خوانده بودند
انها دقيقا به نظريه دريافت معتقد بودند
براي همين از مكتب شدن مي ترسيدند
براي همين خود را با كوچكترين جزييات مي نوشتند
براي همين   به امضا كردن  اعتقاد نداشتند
مخالفت با اسم بيانيه  و
امضا نكردن به دليل رفتن به مسافرت
و غيره ... نشان دهنده ي اراده اي بود كه ايران ان موقع را گيج كرده بود

*اینکه رویایی از بیانیه بهره نگرفته بی انصافی است اینکه شعر حجم شعر آن بیانیه است به گمان بنده نیست ،اینکه شعر حجم قرائت های متکثر دارد از همه مهمتر است .در شعر کوردی شعری داریم به اسم شعر دیوانه که بنده در دسته بندی دو دهه پیش در طبقه شعر متفاوت آوردمش شعری که از یونس رضایی ترجمه کردم شعری است که تحت تاثیر شعر حجم شکل گرفت در دهه پنجاه


فرزاد جانم اينكه كه گفتي حجم گرايي  ريشه هايش در كجاست مثل اينكه مثلا از "نيچه "بپرسي  ريشه هايت  از كجاست ويا مثلا به دنبال ريشه هاي مقاله "ذات حقيقت ،ذات ازادي" هايدگر بگرديم  چنين سوالي از يك فيلسوف قاره پرسيدن  ناراحت كننده است
ريشه هاي بحث حجم گرايي حتا  به شعر هاي "هوراس" هم ميرسد
وقتي كه ميگويد:
نمي بيني چه سان از پاروان
پهلوهايت تهي ست
ويا وقتي كه نوجوان بودم از "مهدئ مصلحي "شعري خواندم
درختي سرازير
در ريشه هايش
هوا را به عنقاسپرد
فرزاد جانم اينكه كه گفتي حجم گرايي  ريشه هايش در كجاست مثل اينكه مثلا از "نيچه "بپرسي  ريشه هايت  از كجاست ويا مثلا به دنبال ريشه هاي مقاله "ذات حقيقت ،ذات ازادي" هايدگر بگرديم  چنين سوالي از يك فيلسوف قاره پرسيدن  ناراحت كننده است
ريشه هاي بحث حجم گرايي حتا  به شعر هاي "هوراس" هم ميرسد
وقتي كه ميگويد:
نمي بيني چه سان از پاروان
پهلوهايت تهي ست
ويا وقتي كه نوجوان بودم از "مهدئ مصلحي "شعري خواندم
درختي سرازير
در ريشه هايش
هوا را به عنقاسپرد

 


*ریشه منظور این است
نیچه وامدار شطحیات ماست و می گوید

 


نه فرزادجانم
در مثال مناقشه نيست
منظورم اين است كه در يك تربيت پيوسته
قطع كردن چيزي حتا براي اناليز كردن و پيدا كردن ريشه هاي ان ، ان چيز را ،دچار دلهره ميكند
هايدگر هم  ، هميشه در بحث "ابزار "از نظام جامع  ابزاري  صحبت ميكرد و همچنين در پيشنهاد "دازاين" انسان را سوبژه فرض نميكرد
اين صحبت ها را كردم نه به خاطرنظريات "هايدگر" به خاطر اينكه ديد حجم گرايي مثل فلسفه قاره متصل است

 


*یداله رویایی بدن زبان را در لغت رصد می کند و این را اینگونه باز می کنم
عرفان ناتورالیسمی و ناسیونالیسم واژگانی  تلفیقی از یک پدیدار نامتعین اینجا پرسش ایجاد شده این است که زبان چقدر اقتدارش را در زبان ایجاد نموده

 


به نظر من تمام تلاش شعر حجم اين أست كه بر عكس توصيه ي  "بارت "از اقتدار  "زبان" بكاهد و ان را كنار بقيه ي  چيز ها وادار به زندگي كردن بكند ميدانم متقاعد كردن ان سخت است ولي تلاش ميكند
به رفتار انگشتي  
اگر مي تواني
ليلي ،ليلي
بگذر از اين جلاي دريايي

 


*شعر حجم با رویایی نوعی کاریزما شده است به نظر شما آیا شعر حجم نیاز به روز آوری دارد ،به عبارتی کنش های فرهنگی و هنری و تغییر بافتار اجتماعی و...محیط دهه چهل و پنجاه است و این سبب نمی،شود شعر حجم دچار بروز اوری گردد

 


من فكر ميكنم آدمها بايد  خودشان را به روز كنند
وگرنه در بسياري از موقعيت ها رويايي شاعر شعر حجم نيست  خيلي از موقعيت ها را كه ايشان مثلا در كتاب هفتاد سنگ قبر ولبريخته ها وغيره ... إيجاد كرده ونوشته است  جاي سوال دارد ولي هيچ كس  شجاعت پرسيدنش را  ندارد

 


*هراز گاهی یک سرسامی می خوانیم (نه سرگشتگی ) یک حاد واژه که هیبت زیبا پوشیده ، اما جایی دیگر یک بسته بندی زیبا می بینم در هیبت زبان ساده تر بگویم تفاوت گل طبیعی با گل مصنوعی
بوسه از روی عشق بوسه برای  تن

دقیقا
یک تفاوت یک اختلاف
جایی یک استعلای محض است و جایی یک تعقید وانموده البته به گمانم

 


وبدتر از ان اين است كه خواننده فكر ميكند تمام سطر هاي رويايي از تربيتي برخاسته، كه غالب حجم را دارد اين بزرگ ترين تهمت به ايشان است
در ضمن گمان شما هم درست ميگويد



*شاعران امروز حجم نویس
به شعر حجم وفادارند یا به زبان رویایی یا به قرائتی دیگر
لغت به عبارت یک هستی در یک نگاه مکعبی در شعر رویایی می چرخد ،به عبارتی سویه های شکل یک واژه از شروع یک شی و ختم به شی دیگری در دگردیسی است .ساده تر لغت در شعر رویایی دچار تناسخ می شود ؟





فرزاد جانم معلوم است كه به زبان رويايي وفادارند من براي همين از لفظ "غالب " استفاده كرده ام
اين غلبه انچنان ريشه دار است كه شما  به صورت ناخود اگاه در ابتدا  فرموديد
بيانيه شعر حجم را تنها در شعر رويايي مي شود ديد



*سخن پایانی ام با علی مومنی شاعر و تئوریسن :
هرآنچه لازم است از رویایی وحجم که نشنیده ایم بگویید



تعويض تصوير  را رويايي يكي از نشانه هاي حركت ميداند يعني با هر تعويض ، كلمات  به حركت وبا حركت بيشتر شتاب ميگيرند ودر اين شتاب كم كم زبان محو و  ودرخشندگي كلمات اغاز ميشود شايد در اينجاست كه شما ان را تناسخ ميگوييد و من ان را "اسپاسمان"
اما تبحر ايشان تنها به اين كار ختم نميشود
رويايي به فاصله بين كلمات يعني فاصله بين يك كلمه تا كلمه ديگر اهميت زيادي مي دهد  به طوري كه براي بوجود اوردن يك واحد تصوير، كلمه ودر نهايت تركيبهايي را انتخاب ميكند كه  با ان سرعت نهايي  شعر هم خواني داشته باشد
يعني از همان اولي كه ذهن ايشان وارد گيرو دار خلق ميشود براي خودش اين گونه سرعت را تعريف ميكند
زمان لازم براي انجام يك جهش را سرعت مي گويند
اما در مورد نگاه مكعبي كه فرموديد كه من به ان نگاه هندسي ميگويم
شعر تمام شاعران شعر حجم داراي چنين خصوصيت است
يعني به نظرم همين خصوصيت باعث شد كه انها همديگر را كشف كنند
مثلا در ضمائر علي مراد فدائي نيا ويا كارهاي الهي و اردبيلي و شجاعي به نظرم شديد تر و حتابا سرعت بيشتري اتفاق مي افتد
وقتي محمود شجاعي با شيپوري بزرگ فرياد ميزند
اه شمعون ،
اي بلندي  غمگين
فكر ميكنيد چه اتفاقي افتاده است
فرزاد جانم اگر اين خواندن ها ي به خصوص يدالله رويايي عزيزو همچنين الهي نبود شايد الان از اردبيلي واسلامپور چيزي بيشتر از باديه نشين نمي دانستيم
وهمچنين مگرميشود بدون إشراف بر منطق گزاره وبحث هاي پيراموني براحوال صدق وكذب ان  منطق خلق يك قطعه را دريافت و درك كرد
در تأييد اسپريالي كه فرموديد اتفاقا در ادامه همان قطعه محمود شجاعي ميگويد:مي خواهم برابر لبهايت پيچ پيچ شوم در شيپوري از برنج ، درنگ مدار ،مرا بدم ...
اين ترك اقليم همان منطقه اي است كه "تحليلي "ها بررويش مانور زيادي داده اند
باعنايت به چنين مانوريست كه ميتوان به اهميت شعر حجم وشاعران نويسندگان ان پي برد
من كه فكر ميكنم يدالله رويايي و الهي وتمام "فرگه" را خوانده بودند


*یک اسپیرال هندسی شکل می گیرد به گمانم ،جغرافیای هندسی واژه ترک اقلیم می کند از زیستگاه بدوی خود و دچار یک شکل دیگر از موقعیت در بافتاری معلق می گردد . این ترک موقعیت سبب معماگونگی نمی شود اگر ترک موقعیت را می پسندید ؟


فرزادجانم مطالب بسيارند...
رويايي يكي از اولين شاعراني بود كه حدودا بيست دوسه سال پيش بدون ان كه مرابشناسد و با ديدن اولين شعرم در كتاب "شعر به دقيقه اكنون يك  "از پاريس همراه با نامه اي اولين چاپ كتاب لبريخته ها را برايم فرستاد و از همان موقع هميشه مرا در امر صحيح خواندن مطالب ياري ميكند
ايشان علاوه بر ادبيات داراي روح بزرگيست وانساني فداكار ...
اين قدرت جسارت وجنگندگي ومخالفت هم اگردر من مي بينيد هديه ي ايشان است






 


      چاپ صفحه


بیان دیدگاه ها

نام و نام خانوادگی : *
ایمیل :
URL :
دیدگاه شما : *
 
کد امنیتی :
 



ارسال شده توسط : علی
آدرس اینترنتی : http://

سلام. انگاری میراخمدی با علی مومنی گفت و گو کرده است.