شعری از سیاوش خسروآبادی

نویسنده : سیاوش خسروآبادی
تاریخ ارسال : دوازدهم آذر ماه ١٣٩۶



یک مردمک تازه به چشمت زده ای
هردفعه برای دیدنم  آمده ای
باعینک ذره بینی ات هم حتا
بی فاصله با ندیدنم رد شده ای     
       
تابشکفی ای عطر گریزنده به جانم
بامن ضربانی ست که تا زنده بمانم
تاعطر تپش های تواَم شامه نواز است
پاییز ترین  فاصله ها  را بتکانم

با مردمک ‌تازه جهانم نو شد
یک حادثه رو به واژگانم نو شد
درگردش خونم اتّفاقی  افتاد
آهنگ  عتیق ضربانم نو   شد


      چاپ صفحه


بیان دیدگاه ها

نام و نام خانوادگی : *
ایمیل :
URL :
دیدگاه شما : *
 
کد امنیتی :