تحلیل گفتمان انتقادی از سیر تحول در اشعار ایران
اشرف السادات کمانی

نویسنده : اشرف السادات کمانی
تاریخ ارسال : نهم آذر ماه ١٣٩۶


مقدمه

       گفتمان علمی از مباحث بین رشته ای است که در جامعه شناسی ، تاریخ ، علوم سیاسی ، هنر و ادبیات کاربرد دارد .

       صاحب نظران که به " تحلیل گفتمان انتقادی " [1]در پدیده های اجتماعی و ادبیات و هنر پرداخته اند بر این باورند که علم " آزاد از ارزش "[2]   به طور عام و نظم و نثر ادبی به طور خاص وجود ندارد و گفتمان عالم در موضوعات اجتماعی ، سیاسی ، تاریخی ، و ادبی جزئی جدایی ناپذیر از " شرایط اجتماعی " [3]  و " ساختار اجتماعی " [4]عصر حیات علمی ادبی عالم و ادیب بوده و از این شرایط و ساختار تاثیر می پذیرد ، و در عین حال ، بر وضعیت اجتماعی عصر خود و کنش ها و واکنش های مردم در آن برهه تاریخی موثر خواهد بود  وان دیجک [5]،(2003) .

برای مثال ، اشعار ابوالقاسم لاهوتی (1358) تحت تاثیر نهضت مشروطیت که در آن انقلابی گری مشاهده می شود:

 به حفظ مملکت قربان نمودن جان و تن بهتر

 به راه دین ، قَبا اندر بر مردان کفن بهتر

      بنابراین شعرای هر عصر با توجه به گرایشات سیاسی ، مذهبی و ایدئولوژیکی خود به موقعیت و نقش خود در جامعه آگاه بوده و در اشعارشان جهت گیری مشخصی برای فهم و بیان واقعیت های اجتماعی موجود را دارا می باشند.

     گفتمان انتقادی براین امر تاکید می کند که شیوه های گفتمان شاعر انعکاسی از جهان زیست  وی  جهان اجتماعی و هویتش بوده و هرگز نسبت به مسائلی اجتماعی پیرامونش خنثی نیست ، بلکه نقشی فعال در تغییر شرایط اجتماعی را با زبان عاطفی و احساسی دارد ( جورجنسن و فیلیپس ،2002[6]) .

در دوبیت زیر عارف قزوینی با بیان عاطفی مردم را دعوت به وطن پرستی می کند .

اگرچه عشق وطن می کشد مرا اما      خوشم به مرگ که این دوست خیر خواه من است

ز راه کج چو به منزل نمی رسی برگرد   به راه راست که این راه شاه راه من است

     بنابراین ، نگاه شاعر به جهان پیرامون هم به مثابه واقعیتی عینی است  و هم بازنمایی ها و دریافت های احساسی ، عاطفی و ذهنی و محصول نوع گفتمان وی است .

     گفتمان انتقادی بر این باور است که ویژگی های تاریخی و فرهنگی شاعر که محصول تعامل با مردمان عصر خویش می باشد که بر شکل و محتوای اشعارش تاثیر می گذارد .

     برای مثال ، اگر شاعر با حُکّام  و دولتمردان در تعامل باشد به مدح و ثنای آنها می پردازد .

     نتیجه اینکه ، آنگاه تخیل شاعر تبدیل به شعر می شود که توان ذاتی شاعر در خیال انگیز شدن زبان با تجربه های روزمره از پدیده ها که حاصل تعامل با مردم و ویژگی های تاریخی و فرهنگی عصر و زمانه شاعر الگویی در چینش واژگان در ذهن ایجاد نموده و جهان خیالی خود را به تصویر می کشد .

مثالی از غزلیات سعدی بیانگر این گفتمان است :

از درآمدی ومن از خود ، به در شدم             گویی از این جهان به جهانی دگر شدم

گوشم به راه تا که خبر می دهد ز دوست        ساکن شود بدیدم و مشتاق تر شدم

                                                                                               (سعدی، 1363 )

روش تحقیق

     روش تحلیلی گفتمان انتقادی به عنوان روشی مناسب در تحلیل اشعار صد ساله اخیر ایران به کار گرفته می شود .

     بطور کلی تحلیل گفتمان یک روش و رویکرد میان رشته ای است که در زبان شناسی اجتماعی ، روان شناسی شناختی ، علوم ارتباطات و زبان شناسی و ادبیات کاربرد دارد ( اسچواندت [7]  1997) .

مزیت این روش قابلیت انعطاف در بکارگیری آن در نثر و نظم ادوار مختلف تاریخی است .

    این روش می تواند علاوه بر تحلیل محتوای اشعار ، خُلق و خوی و ایدئولوژی شاعر که در محتوای شعر مستور است را شناسایی کند و ابزارهای لازم جهت تحلیل آن را مهیّا سازد .

    تحلیل گفتمان انتقادی از قدرتی برخوردار است که زمینه های اجتماعی ، فرهنگی و سیاسی عصر شاعر که محتوای اشعار را تولید می کند و چگونگی تاثیر پذیری شاعر از این زمینه ها را تحلیل نماید .

برای مثال ، عصر جدال سنت و مدرنیسم ایرج میرزا را به شاعری مخالف عرفان و تصوف تبدیل کرده بود .

 

بیتی از اشعار ایرج میرزا مؤید این موضوع می باشد :

آنچه عقل تو در آنها مات است        تو بمیری همه موهومات است

 

     باید توجه داشت که محتوای اشعار نیز در شکل دادن به دیدگاه های مخاطبان شعر تاثیر می گذارد  و در نتیجه بر اساس تحلیل گفتمان انتقادی مخاطبان و شعرای یک عصر در تعامل با یکدیگر ممکن است حرکت ها ، جنبش ها و نهضت های اجتماعی و ادبی عصر خود را باز تولید کنند .

    برای مثال ، جنبش مشروطه و رویکردهای اندیشه ای و ایدئولوژیکی حاکم بر آن از تعامل بین شعرای این عصر با مخاطبان خود بی بهره نبوده است .

در این مقاله با استفاده از روش تحلیل گفتمان ، ابتدا به تاریخ پیدایش شعر و شاعری از منظر جامعه شناسی هنر و چگونگی تعامل بین زندگی شغلی ، ذهن شاعر و تحولات و دگرگونی ها در فرهنگ و تمدن ایران و اسلام پرداخته  و سپس به وضعیت شعر و شاعری صد ساله اخیر ایران پرداخته خواهد شد .

 

سیر تحول شعر و شاعری در ایران با رویکرد تحلیل گفتمان انتقادی

      جامعه شناسان و "آسیب شناسان اجتماعی "[8]شعر را از  "عناصر فرهنگ غیر مادی" [9]   دانسته که رسالت ، وظیفه و کارکردش حفظ و حراست و  انتقال هنجارهای قانونی ،  رسومی و اخلاقی و ارزش های عالیه انسانی از نسلی به نسل  آتی و نهادینه نمودن باور ها در مخاطبان ( احمدی ، 1394) و زدودن باورهای خرافی از اذهان مردم و فراهم نمودن زمینه های لازم جهت " تعامل بین گروهی "[10]( احمدی ، 1390) ، زنده نمودن نهادها و اسطوره های اصیل ایرانی و اسامی که میراث فرهنگی و تمدنی چندین هزار ساله ایرانیان است ، در حالی که عواطف انسانی  و احساسات و درک زیبایی کائنات از ویژگی های ذاتی ابنای بشر بوده و جزیی از مشترکات هم انسان ها از آغاز پیدایش زندگی اجتماعی انسان بوده است .

       بنابراین ، در همه ادوار تاریخ افرادی با ذوق در تعامل با طبیعت و مردم و ارتباط با معبود به بیان واقعیات اجتماعی و حالات معنوی و روحی انسان با زبان شعر به بیان احساس می پرداخته اند .

      در قواعد منطقی ارتباطات انسانی که شامل برهان ( با تکیه بر عقل در منطق گفتمانی فیلسوفان ) ، جدل ( با تکیه بر علم و تجربه در منطق گفتمانی علما ) ، خطابه ( در منطق گفتمانی خطیبان و وعاظ ) ، شعر ( گسترده وسیع گفتمانی ) و مغلطه ( گفتمانی فریب دهنده ) می باشد ، شعر دامنه وسیعی در گفتمان داشته که مورد استفاده فیلسوفان ، عُلما و وعاظ و عارفان نیز قرار می گرفته است .

برای مثال ، مرحوم علامه طباطبایی در توصیه به مراقبت از خویش ، بیتی از غزل حافظ آورده

و "پیاله گیر " را در معنی مراقبت از خویش تفسیر نموده است :

جریده رو که گذرگاه عافیت تنگ است           پیاله گیر که عمر عزیز بی بَدل است

(دیوان حافظ)

همچنین ، فرید الدین محمد عطار نیشابوری  معراج پیامبر را در قالب قصیده ای زیبا و  دلنشین بیان نموده به گونه ای که مخاطب را به وجد می آورد :

فَداکَ اَبی َ و اُمّی اَینَ تَمشی              براق آمد مگر بر عزم عرشی

وَ سُبحانَ الذّی اسراء لِعبده                اِلَی الملکوتَ و الجَبرَوتَ کُلِّه

( دیوان عطار نیشابوری )

     بنابراین ، شور و احساسات شاعرانه ، عشق به خدا ، طبیعت و انسان گفتمانی است که قلمرو خاصی نمی شناسد و هر عالم و عارف وفیلسوفی را می تواند به سرودن شعر تحریک کند یا مخاطب شعر و شاعر قرار دهد .

     قدمت شعر به اندازه قدمت زندگی اجتماعی انسان است .  با زندگی جمعی و کار گروهی گفتمان بین فردی و گروهی با استعمال جملات موزون آغاز گردید و این نوع گفتمان به پیدایش ذهن توانای انسانی منتهی گردید .

    برای مثال هنگامی که انسان ابتدایی در زندگی جمعی نیازمند کار گروهی برای انداختن درختی تنومند پارو زدن و به حرکت در آوردن سنگی بزرگ نیاز بود ، متناسب با مقتضیات زمان و احوال افراد گروه همزمان با حرکات موزون بدن در حین کار  گروه کاری شروع به همه سرایی و خواندن شعر می نمودند .

این حرکات موزون و همه سرایی و خواندن شعر بصورت دسته جمعی به عنوان یک "خرده فرهنگ " [11]  در زمزمه بناها ، کارگران کشتی ، شالیز کاران دیده می شود .

اشعار کار در شعر شاعران معاصر ایران تجلی یافته که نمونه ای از آن ، غزلی است از پروین بامداد تحت عنوان

 " آوای رهگذر" در وصف بناها که در کوی و برزن هنگام بازگشت از کار می خواندند غزل آوای رهگذر در دهه چهل به مذاق صنف بناها خوش می آمد بر سر زبان ها بود :

 

گویی ای رهگذر از داغ دلم باخبری    که به هر ناله ات از سینه بر آید شرری

مگر این آتش من از سر دیوار گذشت   که در افتاد به دامان دل رهگذری

مگر آگاه شدی از غم تنهایی من     که به غمخواریم اندر دل شب نوحه گری

مگر از گلشن عشق آمدی ای بلبل مست    که چنین ناله جانسوز ندارد بشری

گر تو از آه من اینگونه پریشان شده ای    ز چه در دلبرم این آه ندارد اثری

کمی آهسته تر ای شبرو از این کوی گذر    که نوای تو بود مرهم داغ جگری

 

        بنابراین رابطه ای دیالکتیکی بین زندگی شغلی ، ذهن بشر و شعر و شاعری از آغاز زندگی اجتماعی انسان وجود داشته و این گفتمان که در قالب شعر و سرود و ترانه انجام می شده موجب غنای فرهنگی و تحول و دگرگونی در فرهنگ و تمدن اقوام ایرانی گردیده است .

     در این میان ، کشور ایران به دلیل قدمت تاریخی  تمدنی چند هزار ساله شعر و ترانه وسرود فراوان و در حوزه تحلیل گفتمانی دارد .(آریان پور ، 1354) .

اندیشمندان اسلامی معتقدند که اوزان شعر از اوزان زندگی واقعی مردم اخذ گردیده است .

برای مثال  ، غِناءُ الرَکّبان [12]شعر و آوازی بوده که در حین سواری خوانده می شده است (المسعودی ، 1985) .

 

        بحر ترانه به عنوان گفتمانی  در شعر فارسی که بر وزن مفعول  مفاعلن مفاعیلن ، است اول بار یک شاعر از کودکی آموخت که در هنگام گوی بازی موافق حرکات گوی ، ایجاد می شد ( غلتان غلتان همی رود ) آموخت (رازی 1385)

 

ترنم کودکان روستایی در هنگام خشکسالی با ترانه هایی نظیر :

کولی قزک بارون کن      بارون بی پایون کن

یا ترانه عام مردم در هنگام خورشید گرفتگی :

خورشید خانوم آفتو کن    یک مشت نخود به اَو کن

 

         بیانگر آن است که شعر گفتمان زبانی همگان است  و همه آن را می فهمند و عمیقا از آن متاثر می شوند.

نمونه ای از تاثیرات گفتمان فراگیر شعر :

 داستان بازگشت ابونصر سامانی به بخارا با رودنوازی  و سرایندگی شعر :

" بوی جوی مولیان آید همی     یاد یار مهربان آید همی  "

 توسط رودکی و یا مدهوش گردیدن حاضران مجلس  ، صاحب بن عبّاد به تحریک بربط نوازی فارابی نمونه ای از این گفتمان است .

      تا قبل از نهضت مشروطیت که عمدتا نظام پاتریمونیال یا سلطنت مطلقه بر ممالک محروسه ایران حاکم

بود ، شعر و شاعری عمدتا در خدمت حکمرانان و پادشاهان بوده است .

     در تحلیل گفتمان انتقادی این دوره از شعر و شاعران ، باید گفت که شاعر دور از مردم می زیسته و شعر و شاعری در انحصار درباریان و مجیزه گوی اربابان بوده است .

      این نوع گفتمان که به توصیف شکار و جشن و فتوحات  و اعیاد ممدوحان و شاهد و شراب می پرداخته ،

اگر چه زندگی شاعر را در تنعُم و ناز و نعمت قرار می داده است

ولی او را از همدلی با مردم و آگاهی از مصائب و رنج و آلام آن ها دور نموده و

 در تحلیل گفتمان انتقادی از این دوره به ارمغان آوردن محیطی آلوده به تملق و چاپلوسی می باشد .

 

برای نمونه ابیات زیر اَنوری در وصف ممدوح خود ، صاحب ناصر الدین طاهر، آورده است :

از توش به مل درش لآلی            وز مشک به گل برش عقارب

چین کله بر عقیق چینی            تیر مژه بر کمان حاجب

رخساره چو گلستان خندان         زلفین چو زنگیان لاعب

با روح دو بسدش معاشر             با عقل دو نرگسش معاتب

از توبه بر آمده ز خالش              هر روز هزار مرد تائب

جماش بدان دو چشم عیار           فلاش بدان دو زلف ناهب

( مدرس رضوی ، دیوان انوری )

 

    قابل ذکر است که در میان شاعران دوران سلطنت مطلقه شاعران متعهدی نیز وجود دارند که به دلیل خفقان حاکم اشعار عرفانی سروده و علاوه بر آن به مدح و ثنای اولیای الهی پرداخته اند .

    برای نمونه دیر فخر الدین عمود فرزند امیر یمین الدین معروف به" ابن یمین" شاعر پارسی گوی عرفانی است .

ابن یمین شاعر قرن هشتم اشعاری در قالب قصیده و مثنوی با مضامین اخلاقی اجتماعی و عرفانی با سبک خراسانی در اثبات حقانیت اهل بیت و اظهار ارادت به خاندان امامت و همچنین هشدار به مردم روزگار خود به پرهیز از رذائل اخلاقی سروده است (صفا، 1371) .

 

برای مثال ابن یمین با ظرافت خاصی ابیاتی سروده که به شکل موجز و مختصر هم دو آیه از سوره انسان یا دهر (آیه 8و 9) که بسیاری از محدّثین و مفسرین شیعه و اهل سنت ، شأن نزول آن را به علی (ع) و فاطمه زهراء (س)

 

نسبت می دهند .بیان می شود و هم در این ابیات به سخنی از علی ابن ابی طالب (ع) که در یقین حضرت به اسرار و انوار الهی ارجاع داده شده تحت عنوان :

 

لَو کُشِفَ الغِطا ءُ ما ازدَدتُ یقیناً

( اگر پرده ها کنار رود چیزی به یقین من اضافه نخواهد شد )

اشاره دارد .

 

در سخا بود از دل  و دستش خجل دریا و کوه

این سخن دارد مصدق هر که خواند هَل اتی

زآن کرامت ها که ایزد کرد و خواهد کرد نیز

با علی اکنون بشارت می رساند هَل اتی

حُجت اثبات علمش لَو کُشِف باشد تمام

از فتوت خود چه گویم قاتل آن هَل اتی ست

(ابن یمین ، بی تا : 8، 10 ، 39)

 

   برخی از شعرای قبل از مشروطیت در آغاز حیات ادبی خود به مدح و ثنای سلاطین می پرداختند ولی در اثر حادثه ای متحول شده و به عرفان روی می آوردند .

   از جمله این شعرا سنایی غزنوی است که دولت شاه سمرقندی در تذکرة الشعراء آورده است که سنایی به مانند دیگر شعرای عصر خود مداح شاهان بود .

      سنایی وارد میخانه می شود دیوانه ای ( یا مردی که تظاهر به جنون می کرد ) تقاضای پیمانه ای شراب

می کند و می گوید :

     می نوشم به کوری چشم سلطان که حافظ مُلک خویش نیست ولی حرص کشور گشایی دارد و او جاهلی است که از انصاف به دور می باشد .

 

    بار بعد مرد دیوانه پیمانه دیگری طلب می کند و می گوید:

    می نوشم به کوری چشم سنائیک که او نیز لاف زن و گزافه گویی بیش نیست و فکر می کند که برای مداحی و شاعری زنده است .

     کلام مرد دیوانه سنایی را متحول نموده و دفتر شعر مداحی را در نحر انداخته و به سرودن اشعار عرفانی می پردازد (سمرقندی ، 1900) .

 

یک بیت از اشعار عرفانی سنایی چنین است :

زن ، زن ز وفا شود ز زیور نشود    سر ، سر ز وفا شود ز افسر نشود

 

تحلیل گفتمان انتقادی شعر در عصر مشروطه

      یکی از مرز بندی های اجتماعی سیاسی و فرهنگی آغاز سده اخیر ایران که هم زمان است با نهضت مشروطیت ، تعارض بین سنت و نوگرایی است که گفتمان شعرای این عصر تحت تاثیر این تعارض و پویایی جامعه ایران در آن دوران قرار گرفته است .

     به طور کلی هدف نهضت مشروطیت تبدیل قدرت سیاسی خود کامه به قدرت متکی به قانون است .

خواسته های مشارکت کنندگان در این نهضت بر پایی حکومت قانون ، پارلمان و مشارکت آزاد همه گروه های اجتماعی در زندگی سیاسی بوده است ( بشیریه ، 1380) .

   گفتمان مشروطه پیرامون دال برتر "مشروطه" بود که عناصری چون آزادی محدود نمودن قدرت شاه ،

تاسیس عدالتخانه و بعد از آن تاسیس پارلمان و قانون گرایی بود . و در مقابل ، در این گفتمان دال برتر یعنی مشروطه "دیگری " قرار داشت که عناصر آن شاه به عنوان نماد استبداد و قدرت مطلقه بود .

     بنابراین گفتمان شعرای این عصر سرودن اشعاری بود که به عنوان موتور محرکه تلاش مردم ، با هدف جایگزینی "دال برتر" ( مشروطه ) به جای " دیگری " یعنی استبداد شاهنشاهی بوده است .

پیروی نهضت مشروطه  به معنی پایان حکومت های مطلقه عصر حادثه خیزی است که در جریان نهضت شعرا نقش جهت دادن به جنبش انقلابی را داشتند .

 

     بر خلاف دوره های پیشین محیط دربار آبشخور شعرا نبود ،  و شعرا در دسترس مردم قرار داشتند .

     بااین حال به دلیل سواد اندک مردم و مشکلات در فهم شعری مخاطبان از یک سو و بعضا عدم آشنایی شعرا با مفاهیم مدرن و تطبیق آن ها با سبک های رایج شعری به ناچار اغلب شعرا با اوزان ساده و ادبیات عامه و با زبان مردم کوچه و بازار اشعار انقلابی و انتقادی می سرودند و فساد دربار و درباریان را با زبان عامه بر ملا می نمودند .

نمونه بارز این اشعار ترانه ها تصنیف ها و شعر های سید اشرف الدین گیلانی ، معروف به نسیم شمال است .

 

اشرف الدین گیلانی در سال 1325 قمری روزنامه نسیم شمال را در رشت منتشر و با گفتمان انتقادی به شیوه ای سهل و روان اشعاری می سروده که در میان عامه مردم مخاطبین فراوانی داشته است .

اشعار زیر به نقل از شماره چهلم نسیم شمال است ( صدر هاشمی ، 1327) .

 

درویش نهنگ پلنگ چطو شد                  آنکه می گفت بلی بلی چطو شد

وِرد خفی ذکر جلی چطو شد                     آن لُمعات مُنجلی چطو شد

....................................................                      آن جذبات عملی چطو شد

نور عدالت تابیده ، ای والله                        بیدق ظالم خوابیده ، ای والله

صبح معارف دمیده ، ای والله                    وقت چراغان رسیده ، ای والله

آن گفت و گوی اولی چطو شد                   های لله رقص کابلی چطو شد

 

و اشعار انتقادی دیگری که مورد توجه عامه مردم قرار می گرفته است.

 

گفتمان انتقادی شعرای دوره مشروطیت توجه ادب دوستان غربی نیز به خود جلب نموده است  .

برای مثال اِدوارد برون در کتاب مطبوعات  و اشعار ایران مدرن [13]قطعه زیر از اشرف الدین را آورده است :

حاجی بازار رواج است رواج      کو خریدار حراج است ، حراج

می فروشم همة ایران را          عرض و ناموس مسلمانان را

رشت و قزوین و قم و کاشان را   بخرید این وطن ارزان را

یزد و خونسار حراج است حراج   کو خریدار حراج است حراج

                                                      (همان ص 299)

 

     نمونه دیگری از اشعار سید اشرف الدین که اِدوارد برون جمع آوری نموده قطعه تصنیف " مُناره خانم " است که حکایت از حسرت و ندامت و حیرت در مورد انقلاب مشروطیت که به اهدافش نرسید از طرف مردم ساده لوح که توقع آسایش و رفاه و آزادی ازمشروطیت داشتند و چیزی عایدشان نشد (آرین پور 1386) .

مشروطه به پا شد ننه جان       عیش فقرا شد ننه جان

خواب من دروغ بود ننه جان     هر چه دیدم دوغ بود ننه جان

               ننه جان خواب بودم ، خواب دیدم

کوچه قشنگ است ننه جان           شهر ما فرنگ است ننه جان

خواب من دروغ بود ننه جان          هر چه دیدم دوغ بود ننه جان

             ننه جان خواب بودم ، خواب دیدم

     شرایط اجتماعی آغاز دوره مشروطیت با اعلام رسمی آزادی روزنامه ها و افکار  و حذف غیر متعارف نظارت  سانسور توسط دربار مظفر الدین شاه با پافشاری مجلس زمینه را بر گفتمان انتقادی در اشعار فارسی

فراهم نمود .

 

بخشی از اعلام رسمی دربار شاهی به شرح زیر است :

       "برهیچکس پوشیده نیست که از مبادی جلوس میمنت ، مأنوس همایون شاهنشاهی خُلدالله تعالی سلطانه تا به حال نظر به کمال میل و توجهی که خاطر خطیر همایون سلطنت را به جلب انواع وسایل ، و اسباب ترقیات مادی و معنوی این دولت  و مملکت بوده و ترویج و توسیع دایره روزنامه جات و آزادی اقلام و افکار روزنامه نگاران را تا یک درجه از وسایل حصول این مقاصد مقدسه دانسته اند" .

( صدر هاشمی ، 1327 ، 12 و11)

   اگر چه اشعار این دوره بعضا به لحاظ ارتباط بین فرم و محتوا  از ضعف فاحشی برخوردار بود  ، ولی با وجود عامیانه بودن محتوا ، گفتمان حاکم بر اشعار این دوره موجب بیدار نمودن حس خود آگاهی مردم و تحریک به مبارزه توده ها با ظلم و رژیم استبدادی گردیده است .

    مشارکت اقشار فرودست جامعه با خواندن این اشعار در کوچه و بازار  و فعال گردیدن آن ها

با قرائت این اشعار حتی توسط دراویش در تبلیغات سیاسی

از کارکردهای مناسب این گفتمان شعری است .

 

   برای نمونه قطعه زیر که توسط دراویش در کوی و برزن خوانده می شده ، توسط پورداوود جمع آوری گردیده است .

ایران بنگر ویرانه شده          زین پس به ره مردان پوییم

قومش همگی دیوانه شده     بر درد وطن درمان جوییم

نابود شود این سان بشری    ایران  ، ایران ، ایران گوییم

هُو حق مددی مولا نظری    هُو حق مددی مولا نظری  

( آرین پور ، 1386)

 

در این اشعار به کارایی شعر و ترانه و تصنیف در زندگی اجتمایی ، سیاسی و شغلی انسان پرداخته است.

 

این گفتمان شعری چون بر درد و رنج و گرفتاری های اقتصادی و اجتماعی مردم تاکید می نمود در بیداری ایرانیانی که در خواب غفلت به سر می بردند و از سیاست به دور و از تشخیص منافع خود عاجز بودند ، نقش موثری داشته است .

    اما چون سوژه این اشعار قالبا یک حادثه و واقعه روزمره یا مربوط به یک دوره کوتاه زمانی بوده ، بالتبع به محض عبور از آن واقعه و خروج حادثه از حافظه مخاطبین اشعار مربوط نیز از افواه عمومی خارج و فراموش می شدند ، به عبارت دیگر آگاهی حاصل از اشعار در عامه مردم درونی و نهادینه نمی شد .

    شعرای متجددی هم در دوره مشروطیت بودند ، نظیر میرزاده عشقی ، ایرج میرزا ، عارف قزوینی و ابوالقاسم لاهوتی که از گفتمانی هم به لحاظ اجتماعی و سیاسی عمیق تر بر خوردار بودند و هم با سبک های شعری و مسائل فنی شعر و تناسب فرم و محتوا آشنایی قابل توجهی داشتند .

     این بخش از گفتمان انتقادی شعر و شاعری موجب جریان سازی در شعر معاصر گردید زیرا چون این گروه از شاعران عمدتا چپ گرا و روشن فکر و دگر اندیش بوده و به لحاظ فلسفی تمایلات عقل گرایی دکارتی داشتند ، بنابراین به شدت با اندیشه های صوفیانه و عارفانه حاکم بر شعرای پیشین در ستیز بودند.

    در نتیجه این گفتمان شعری تعارضات سنت و مدرنیسم را به شدت تحت تاثیر قرار داده و موجب رشد شتابان در تحولات شعر معاصر گردیدند .

    به لحاظ اجتماعی نیز بر خلاف شعر عامه پسند شعرایی نظیر سید اشرف الدین گیلانی که از عمق کمی برخوردار بوده و  تاثیر موقتی و ناپایدار بر جنبش های اجتماعی آن عصر داشتند .

این گفتمان تلاش می نمود تا ملت را به گونه ای از حقوق تضییع شده خود آگاه سازد که به شکلی سازمان یافته و تشکیلاتی و منسجم و مستمر برای احقاق حقوق خود نقش آفرینی نمایند .

در اینجا نمونه ای از شعر ایرج میرزا در ستیز با صوفیان بیان می گشت :

 

کیست آن بی شعور درویشی      که همیشه به لب بود خاموش

مثلا در هوای گرم تموز             خرقه پشم افکند بر دوش

 

همچنین به نمونه ای از گفتمان شعری انقلابی و چپ گرا از ابوالقاسم لاهوتی اشاره می گردد :

 

به تو ای تودة با دانش و فن      به تو این را به تو می گویم من

بعد از این نعرة پر شور بزن    بانگ ذوق آور و مسرور بزن

تا شود بانگ دلیرانة تو          لایق هیکل شیرانة تو

 

       گفتمان انقلابی این عصر که در اشعار لاهوتی ، عشقی و عارف تجلی یافته است ، مفاهیمی نظیر آزادی ، حقوق طبیعی و اجتماعی انسان ، بازسازی و نوسازی اجتماعی و سیاسی کشور و اتکا به علم و فعال و پویا بودن در اشعار نمایان بود در تقابل با روحیه حاکم بر شعرای با تفکر صوفیانه بود که مفاهیمی نظیر تسلیم و رضا در اشعارشان نمایان بود برای مثال به دو بیت از اشعار ابوالقاسم لاهوتی اشاره می شود :

اثر من تو را به جوش آرد       به سر صاحب تو هوش آرد

که به ضد ستم قیام کند       دوره ظلم را تمام کند

 

تحلیل گفتمان انتقادی شعر بعد از مشروطیت :

    در این دوره گفتمان جدیدی که یک جریان و نظریه ادبی را بنیان نهاد توسط نیما یوشیج طراحی و شعرای دیگری نظیر مهدی اخوان ثالث ، فریدون مشیری ، سهراب سپهری را در سبک و بیان و انتقال اندیشه های اجتماعی را تحت تاثیر قرار داد .

      نیما یوشیج و اغلب شعرای این عصر اگرچه به سرودن شعر نو می پرداختند ولی از مهارت لازم در سرودن اشعار کلاسیک نیز بی بهره نبودند و این امر موفقیت انها را در سرودن شعر نو فزون تر می نمود .

   گفتمان شعری این دوره توانست کاستی های ضدیت با عرفان ، اِشراق و کشف و شهود که چاشنی شعر پارسی است را جبران نماید .

در این میان سهراب سپهری شاعر نو پرداز این عصر نقشی بی بدیل در احیای اشعار عرفانی در قالب و سبکی جدید متناسب با گفتمان این دوره داشته است .

    سپهری با بیانی نمادین توانست در اشعار خود عرفان شرقی که اصیل ترین پشتوانه شعر فارسی است با جذابیتی خاص و همدل با مخاطبان در حالی که اشعارش از کیفیت بالایی برخوردار بود با زبانی ساده و همه فهم چشم اندازی عارفانه را در آثارش به مردم معرفی نماید .

ساده ترین شیوه ارتباط با خدا و حضور خالق متعال با جذابیت کلام شاعرانة سپهری توانست مخاطبان را به سیر و سلوک دعوت کند .

وی در منظومه های " صدای پای آب،" مسافر " و " حجم سبز" تمایلات عرفانی و جهان شهودی خود را بیان می نماید :

برگی از شاخة بالای سرم چیدم، گفتم :

چشم باز کنید ، آیتی بهتر از این می خواهید ؟

(سپهری 1363)

 

     از شعرای دیگر این دوره که با گفتمان خاص خود تحولی ژرف در شعر فارسی به وجود آورد ،مهدی اخوان ثالث است . ایشان در شعر معروف "زمستان " دال گفتمان انتقادی که راه برون رفت از " از خود بیگانگی انسان معاصر " است و "دیگری " که بیگانگی انسان که با شاخص های ذهنی احساس بی قدرتی ، بی معنی بودن ، بی ریشه ای ، بیزاری از خود ، انزوا ، و هنجار شکنی است را نشان می دهد .

  در شعر زمستان دیالگتیک بین پذیرش (بیگانگی ) و انکار (برون رفت از بیگانگی و انکار آن ) که ویژگی انسان دهه های اخیر ایران است مخاطب را جذب می نماید .

حریفا ، میزبانا : میهمان سال و ماهت پشت در چون موج می لرزد

حریفا،   گوش سرما برده است ، این یادگار سیلی سرد زمستان است

حریفا ، رو چراغ باده را بفروز ، شب با روز یکسان است

(اخوان ثالث، 1380)

به کارگیری مستمر حروف ندا و منادا در شعر زمستان موجب همدلی زبان شعر با مخاطب می گردد .

 

با یک نگاه گذرا این مقاله با رویکردِ روش شناختی تحلیل گفتمان انتقادی  ، سیر تحول شعر در صد ساله اخیر را ، مورد بررسی ، قرار داده است . با این دید که فرآیند شعر و شاعری را همچون زنجیره ای متصل در اعصار قبل و در دوران نظام سلطنتی مطلق ، و فراز و نشیب ها در شعر فارسی ، می داند و به نقد و بررسی اشعار دوران مشروطیت و بعد از آن پرداخته است .

نگاه شاعر به جهان پیرامون هم واقعیتی عینی و هم بازنمایی ها و دریافت های احساسی ، عاطفی ، ذهنی و محصول نوع گفتمان وی است . و واکاوی و موشکافی آن هدف  موضوع خواهد بود .

روش تحقیق تحلیل گفتمان انتقادی است ، که به عنوان روش مناسب در تحلیل اشعار صد ساله اخیر به کار گرفته می شود .

ابتدا به تاریخ پیدایش شعر و شاعری از منظر جامعه شناسی ، هنر ،و چگونگی تعامل بین زندگی ، شغل ، ذهن شاعر ، و تحولات و دگرگونی ها در فرهنگ و تمدن ایران و اسلام پرداخته ، و سپس به وضعیت شعر و شاعریِ صد ساله اخیر ایران پرداخته است .

عواطف انسانی و احساسات و درک زیبایی کائنات از ویژگی های ذاتی بشر بوده است و در همه اَدوار افرادی با ذوق در تعامل با طبیعت و مردم و معبود به بیان واقعیات اجتماعی ،  و حالات معنوی و روحی انسان به زبان شعر می پرداختند . و اینکه ظرفیت ادبیات فارسی  در حوزه نظم و شعر وشاعری از گستردگی زیادی برخوردار است که می توان با روش شناسی های مختلف درباره آن ها پژوهش نمود .

 

 

نتیجه گیری

 

    این مقاله در آغاز به چگونگی پیدایش شعر در زندگی اجتماعی انسان از منظر جامعه شناسی هنر و ادبیات پرداخته است ، سپس با رویکرد روش شناختی ، تحلیل گفتمان انتقادی ، سیر تحول شعر ، در صد ساله اخیر ایران را مورد بررسی قرار داده است .

با توجه به اینکه فرآیند شعر و شاعری تحت تاثیر فرهنگ و تمدن کهن ایرانی قرار داشته و به شکل زنجیره ای متصل در طول تاریخ تداوم داشته است ، لذا قبل از ورود به صد ساله اخیر وضعیت شاعران و گفتمان شعری آن ها در اعصار قبل یعنی دوران های نظام های سلطنتی مطلقه نیز تحلیل گردیده است .

این پژوهش نشان داد که ظرفیت ادبیات فارسی در حوزه نظم و شعر و شاعری از گستردگی زیادی برخوردار است که اندیشمندان علوم انسانی می توانند با رویکرد های علمی متفاوت نظیر جامعه شناسی ، انسان شناسی ، قوم شناسی ، روانشناسی و عرفان نظری با روش شناسی های مختلف درباره آن ها پژوهش نمایند .

فراز نشیب ها در شعر فارسی که در این مقاله به آن ها اشاره گردید می تواند زمینه ای برای محققین در رشته ادبیات فارسی به اتفاق آسیب شناسان اجتماعی با رویکرد آسیب شناختی به نقد و بررسی اشعار دوره مشروطیت و بعد از پرداخت .

 

 

فهرست منابع

1.     لاهوتی ، ابوالقاسم(1358)، "دیوان ابوالقاسم لاهوتی " : به کوشش احمد بشیری ، تهران : انتشارات امیر کبیر

2.     سعدی ، مصلح بین عبدالله (1363) ، " کلیات سعدی " تصحیح محمد علی فروغی ، تهران : انتشارات امیر کبیر

3.     آریان پور ، امیر حسین (1354) "جامعه شناسی هنر " تهران : انتشارات دانشکده هنرهای زیبا ، دانشگاه تهران ، چاپ سوم

4.     المسعودی ، علی بن حسین ، شافعی (1985) ، " مروج الذهب و معادن الجوهر"، بیروت : دارالاندلس للباعه و النشر .

5.     رازی ، شمس الدین محمد بن قیس (1387) ،" المعجم فی محائیر الاشعار النجم "، تهران : انتشارات علم .

6.     عطار با فرید الدین (1356) ، " دیوان " ، تعلیقات ازم . درویش ، تهران : نشر جاویدان .

7.     مدرس رضوی ، محمد تقی (1372) ، " دیوان انوری " تهران : انتشارات علمی و فرهنگی .

8.     سمرقندی ، دولتشاه (1900) ، "تذکره الشعرا "لندن ، ادوارد براون .

9.     صفا ، ذبیح الله (1371) ، " تاریخ ادبیات ایران در قلمرو و زبان پارسی " جلد سوم ، تهران : انتشارات فردوسی

10.                                                                                                                                          ابن یمین ، (بی تا) ، دیوان ابن یمین ، تهران : انتشارات سنایی .

11.                                                                                                                                         بشریه ، حسین (1380) ، " موانع توسعه سیاسی در ایران " ، چاپ دوم ، تهران : انتشارات گام نو .

12.                                                                                                                                          صدر هاشمی ، محمد (1327) " تاریخ جراید و مجلات ایران " جلد چهارم  ، اصفهان : انتشارات کمال

13.                                                                                                                                         آرین پور ، یحیی (1386) ، "از صبا تا نیما" ، چاپ نهم ، تهران : انتشارات زوّار .

14.                                                                                                                                         صدر هاشمی ، محمد (1327) ،" تاریخ جراید و مجلات ایران " جلد اول ، اصفهان : انتشارات کمال .

15.                                                                                                                                         احمدی ، حبیب (1388) ، " جامعه شناسی انحرافات " ، چاپ سوم ، تهران : انتشارات سمت .

16.                                                                                                                                         احمدی ، حبیب (1391) ، " روان شناسی اجتماعی" چاپ سوم ، شیراز : انتشارات مرکز نشر دانشگاه شیراز

17.                                                                                                                                         سپهری ، سهراب (1363) " هشت کتاب " ( مجموع اشعار سپهری ) تهران : انتشارات طهوری

18.                                                                                                                                         اخوان ثالث ، مهدی ( 1380) ، "زمستان " تهران : انتشارات مروارید .

19.                                                                                                                                          احمدی ، حبیب ، "سخنرانی ، نشست ادبی بانو " شیراز : 1394

 

 

 

 

 

منابع انگلیسی

1- Van Dijk , T.A . ( 2003) , “Critical Discourse Analysis”, in D. Schiffrin , D.Tannen , and H . Hamilton ( Eds). The Handbook of Discourse Analysis . London : Blackweel.

 

2- Jorgensen, M.and phillips , L. (2002) , “ Discourse Analysis as theory and Method , London : sage  publication .”

 

3- Schwandt , A. (1997) ,” qualitative inquiry:

A Dictionary of Terms, London : sage publication .                                         

 

 


[1]Critical discourse analysis

[2]Value free

[3]Social conditions

[4]Social structure

[5]Van Dijk

[6]Jorgensen and Phillips

[7]schwandt

[8]Social pathologists

[9]Non-material culture

[10]Inter- group interaction

[11]Sub-culture

[12]آواز سواران

[13]The press and poetry of modern Persia


      چاپ صفحه


بیان دیدگاه ها

نام و نام خانوادگی : *
ایمیل :
URL :
دیدگاه شما : *
 
کد امنیتی :