شعری از حسین چمن سرا

نویسنده : حسین چمن سرا
تاریخ ارسال : هفتم خرداد ماه ١٣٩۶


از ناز برده از دل زارم شکیب ها
رغبت نشان دهد به کمین رقیب ها

بلبل نسیبی از گل رویت نبرد و برد
یک عالم از فغان فراقش نسیب ها

سیرابم از دوچشمم و سیرم ز عمر خویش
از بس که خورده ام ز سرابت فریب ها

بی بیم عاقبت که در آغوش جنتت
میچینم از بهار لبان تو سیب ها

در دادگاه چشم تو در حصر مژه هات
در فرض این فرازم و حکم نشیب ها

گم گشته در مدینه ی بیگانگان شدیم
افتاده در میان غریبان غریب ها

بار فراق زخم وخیمی به گرده است
جبر زمان زمام اختیار برده است
تقدیر می زند به سر ما نهیب ها

*********

"آنجا که خوار می شوی یک ثانیه نمان
دیوانه ای اگر که تا به حال مانده ای"

ای عقل جاهل از سر دل حرف می زنی
دیوانه تر از آنم و دستم نخوانده ای


      چاپ صفحه


بیان دیدگاه ها

نام و نام خانوادگی : *
ایمیل :
URL :
دیدگاه شما : *
 
کد امنیتی :