شعرهایی از هرمز علیپور

نویسنده : هرمز علیپور
تاریخ ارسال : ششم خرداد ماه ١٣٩۶


سه شعر از "هرمز علی‌پور"

"چای در عکس"

می‌ایستید یک چای بخوریم یا که درمی‌روید
بر بخش دوم جمله دست می‌کشید
یک‌دفعه سردم می‌شود
پس نه جمله‌ای می‌نویسم
نه در جمع می‌پرسم

تو میهمان من بودی
من ولی هول شدم
در چهره‌ی تو آن قدر خستگی بود
که نمی‌دانستم چه تصمیمی بگیرم

درنهایت زمین تنها برای فنجان چای
فراهم شد و یکی دو عکس یادگاری
بعد در فکر تغییری در چهره‌ی شما
به فکر فرو رفتم


"توهم"


بگذار همه پاک‌کن‌های‌شان را بیاورند
بگذار فکر کنند تو پایان گرفته‌ای
بگذار همه فکر کنند
آن‌که در خانه مانده مرده است

اما شمار رنگ‌باخته‌گان را که دیده‌ای
چون در کنار تو چراغ‌ها روشن شد
که در خموشی تو
همیشه منازعه‌هایی به حواشی
در حال ظهور است

و مهم‌ترین کانون نزاع‌هایی
ندانستن از نژاد کلمه است
که تا بخواهی در مردگان ناتمام رواج دارد


"رصدها"


شمار کشته‌شدگان
دارد از جمعیت جهان بیش‌تر می‌شود
و ابرهایی که بر جاده و اسفالت را می‌روند
و مردم با آن‌ها عکس می‌گیرند
واقعی‌ست نه کلاژ و نه حقه‌ی سینمایی
ممکن است چیزهای شگفت‌تری

ببینید و بشنوید
با یک‌وجب فاصله از آسمان
از دیدن عکس‌های دسته‌جمعی
موجوداتی که هنوز
نامی برای آن‌ها نیست

زمین گوری دسته‌جمعی ا‌ست
که بررسی آن به عهده‌ی آیندگان‌ است
که به یادگاری‌های ما می‌خندند


      چاپ صفحه


بیان دیدگاه ها

نام و نام خانوادگی : *
ایمیل :
URL :
دیدگاه شما : *
 
کد امنیتی :