شعرهایی از علی مومنی

نویسنده : علی مومنی
تاریخ ارسال : بیست و نهم اسفند ماه ١٣٩۵



1

تفنگ مست
گلوله ای بچگان
از شراب شاخه های پر باروت
قدم به قدم
چکه چکه
در گلو و رگهایی
که جای ماه و ماهی و اقیانوس
تفنگ لخت تو را
انعکاس کهکشان کرده است
قدم به قدم
نقطه ،نقطه
حرف به حرف
بلند وحشی و تاریک
آنچنان که با هم نمیدانیم
امروز ،
فردا ی صبح دیروز است


2


ای باران تند
بر ما اگر می باری
بر جسدهای ما نیز هم
فردا ببار
با دستها‌یی بلندتر
یا بازوانی کشیده تر
تا زیر خاک ...
تا زیر خاک بدنهایمان
به میوه دادن گوسفندان
آبدار تر باشند
آه ...
ای باران تند


علی مومنی - گرگان


      چاپ صفحه


بیان دیدگاه ها

نام و نام خانوادگی : *
ایمیل :
URL :
دیدگاه شما : *
 
کد امنیتی :