سرودن رباعی بعد از خیام این گونه گمان نمی رفت
هوشنگ چالنگی

نویسنده : هوشنگ چالنگی
تاریخ ارسال : چهاردهم بهمن ماه ١٣٩۵


سرودن رباعی بعد از خیام این گونه گمان نمی رفت
    
اگر رباعیات ایرج زبردست را نمی دیدیم وقتی صحبت از رباعی می شد کسی جز خیام و تا حدودی ابوسعید ابوالخیر به یادمان نمی آمد، از این گذشته کار بی نظیر این شاعر در رباعی آن گونه است که انسان متوجه می شود عجیب در قوالب کلاسیک چه کار های شگفت می توان انجام داد. نگاه کنید این تازگی و طراوت و اندیشه های بس شاعرانه در کلاس رباعی توسط استاد ایرج زبردست انسان را به چه افکار سیال و عجیبی می کشاند:

تا بال و پر عمر به رنگ هوس است

از اوج سرازیر شدن یک نفس است

آن لحظه که بال زندگی می شکند

در چشم پرنده آسمان هم قفس است


     چقدر به لحاظ اندیشه و هستی نگری بی نقص و بزرگ، به طوری که هیچ روزنه ای برای نقد باقی نمی گذارد. یا این رباعی شگرف که برای خالق بوف کور، صادق هدایت سروده است:

چون روح ، وجود تو معمایی بود

آمیزه ای از جنون و تنهایی بود

روزی که تو را خاک در آغوش کشید :

زانو زدن مرگ تماشایی بود


   یا این رباعی ـ تصویر که ابداع و هدیه ی ایرج زبردست به تاریخ رباعی سرایی است؛ کاری مدرن و متفکرانه که گمان نمی کنم کسی دیگر بتواند، به این قدرت آن را ارائه کند:  زیباست، نگریستنی بس شاعرانه و زیبا، زیباست. باری سرودن رباعی بدین گونه زیبا و غیر منتظره به هیچ وجه بعد از خیام گمان نمی رفت و این گونه می شود که در رباعی جشن کلمات را ببینیم و با خود بگوییم این احتمال گلباران موجود بود و ما نمی دانستیم و این همه توسط رباعی سرای چیره دست روزگار، ایرج زبردست انجام شده است.


      چاپ صفحه


بیان دیدگاه ها

نام و نام خانوادگی : *
ایمیل :
URL :
دیدگاه شما : *
 
کد امنیتی :