شعری از ﺯﺑﻴﺪﻩ ﺣﺴﻴﻨﻲ

نویسنده : ﺯﺑﻴﺪﻩ ﺣﺴﻴﻨﻲ
تاریخ ارسال : بیست و پنجم خرداد ماه ١٣٩۵


ناﻣﻪای به دیوار اگر بنویسم
تن ﻣﻲدهد به سپیدهای رفته و فرو ﻧﻤﻲریزد؟
رﻳﺨﺘﻦات از حروف/ ریختن از رﻧﮓها/ یعنی مجال اندک آنچه نباید ﻣﻲشد را شدن/ و بخش کردن اجزای تاریکش
جدا شدن از کلیتی که مرکز تمام تفاﻭﺕها بود
دیوار با عینیتی که بر آن پنهان کرﺩﻩای متفاوت است
با تابلویی آویزان به شکل باد/ به شکل وزیدن در بعدازظهری گرم/ که تب کرده است در ﻓﺼﻞها
بعدازظهر گرمم را برﻣﻲدارم/ شرم پیشانی ات را
(چسبیدن به این قِسم از آﺩﻡها که دایره ﻣﻲشوند و از گوﻧﻪها ﻣﻲریزند، با آن قِسم ساکن در دیوارها فرق دارد)
شکلی که از بازار ﭼﺸﻢفروشی، بازار دﺳﺖفروشی و بازار دیگرفروﺷﻲها به این سمت ﻣﻲآید/ و خودش را ﻣﻲاندازد وسط پارﭼﻪای که از ﺧﻴﺴﻲات آویزان است
مجال ِ بوسه به دیوار ﻣﻲدهی که آوار است در بازی سازه و سطح/ حجم و فشردن

نامه را به لب گرفته، ذکر ﻣﻲگوید
اگر بنویسم تن ﻣﻲدهی به جناغ خاک؟
جان فواره ﻣﻲزند از بازگشت
که بازگشت به او آسان است
بازگشت به پاﺭﻩای از توضیحات
و پاﺭﻩای از ترجیحات
و پاره ای از ریسمان
ناﻣﻪای به دیوار اگر بنویسم نزدیک ﻣﻲشود/ نزدﻳﻚتر
و ﻫﻤﻪچیز، در آن ِ رنگ به رفتن ﭼﺸﻢها ﻣﻲرود 


      چاپ صفحه


بیان دیدگاه ها

نام و نام خانوادگی : *
ایمیل :
URL :
دیدگاه شما : *
 
کد امنیتی :