شعری از الزه لاسکرشولر
ترجمه ی خسرو کیان راد

نویسنده : خسرو کیان راد
تاریخ ارسال : سیزدهم بهمن ماه ١٣٩۴


 

الزه لاسکرشولر (1869م.- 1945 م.)

Else Lasker-schüler

 

تب

عطرتازسمتِ باغچه‌ها همچون

بادِخشکِ جنوبی برصورتم می‌وزد.

آه،چه ناگزیریِ تفتیده‌ای درشبِ من!

تش‌بادِ پلاسیدۀ آتش‌هایم

را می‌نوشم.

 

ازدیدگانِ بی‌خوابم

فروغی ناآرام و چشم‌آزارشعله می‌کشد

مانندِ لرزشِ بارقۀ نوری درشب.

می‌دانم که محکوم گشته‌ام

و از بهشتِ برین به دستانِ تو افول می‌کنم.

 

Fieber

Es weht von Deinen Gärten her der Duft,
Wie trockner Südwind über mein Gesicht.
O, diese heisse Not in meiner Nacht!
Ich trinke die verdorrte Feuerluft
Meiner Brände.

Aus meinem schlummerlosen Auge flammt
Ein grelles, ruheloses Licht,
Wie Irrlichtflackern durch die Nacht.
Ich weiß, ich bin verdammt
Und fall' aus Himmelshöhen in Deine Hände


      چاپ صفحه


بیان دیدگاه ها

نام و نام خانوادگی : *
ایمیل :
URL :
دیدگاه شما : *
 
کد امنیتی :