شعری از حسن صادقی پناه
29 شهریور 05 | قوالب کلاسیک | حسن صادقی پناه شعری از حسن صادقی پناه
: رفیق! گوش کن! این... این صدای خرخره نیست؟
نفیرِ چاقو در سایه‌های کرکره نیست؟
تو فکر می‌کنی آوازهای باران است؟
و روی شیشه شتک‌های خون حنجره نیست؟ ...

ادامه ...
شعری از حسن صادقی پناه
6 آبان 04 | قوالب کلاسیک | حسن صادقی پناه شعری از حسن صادقی پناه
چقدر خوشبختم، لایق نگاه توام
چقدر خوشبختم، «من» رفیق راه توام
چقدر خوب! فقط «من» میان اینهمه مرد
مخاطبِ خاص و مردِ دلبخواه توام ...

ادامه ...
شعرهایی از حسن صادقی پناه
14 شهریور 04 | قوالب کلاسیک | حسن صادقی پناه شعرهایی از حسن صادقی پناه
نگرد! کیف پر از گریه‌های شخصی ماست
به گریه دست نبر! این صدای شخصی ماست
نیا جلوتر ازین مِه! به جاده پوزه نکش!
ادامه‌ی باران، ردّپای شخصی ماست ...

ادامه ...